آیا می‌توانیم بین آفرینش و تکامل آشتی برقرار کنیم

آیا می‌توانیم بین آفرینش و تکامل آشتی برقرار کنیم

مصاحبه با: جان پایپر[1]

شنونده‌ای به نام کوین نوشته است: «آیا می‌توانیم آفرینش و تکامل را با هم آشتی دهیم؟ یا با هم در تضاد هستند؟»

 

ناسازگار با تکامل طبیعی

تکامل، به معنایی که عموما در فرهنگ معاصر ما به کار می‌رود – یعنی تکامل طبیعت‌گرایانه، تکامل بدون وجود خدا، تکامل به عنوان توضیحی جامع برای منشا زندگی بدون هیچ نقش الهی – با آموزۀ آفرینش، و با وجود خدا، و با ایمان مسیحی ناسازگار است.

این تکامل طبیعت‌گرایانه اصلی‌ترین مشکلی است که ما در جهان با آن مواجه هستیم. بنابراین، باید نسبت به آن هوشیار باشیم و فرزندانمان را برای مواجهه با آن آماده کنیم. باید به‌روشنی درک کنیم که پیگیری و توصیف تکامل به این شیوه، عمدتا از این انگیزه ناشی می‌گردد که وقتی خدا از معادله خارج می‌شود، به نظر می‌رسد: «پس اگر خدا نباشد چه چیزی می‌تواند باشد؟»

اما اگر خدا را در نظر بگیرید، ممکن است بگویید: «این همه تلاش برای درک امور به این شکل شاید غیرضروری باشد، اگر خدایی در جهان و فراتر از آن وجود داشته باشد که آن را به شکلی متفاوت به وجود آورده است.» پس این اولین چیزی است که می‌گویم.

چهار مانع تکامل

اما احتمالا پرسش‌کننده نوعی از تکامل را در نظر دارد که ‌بتواند با خداباوری یا مسیحیت سازگار باشد. آیا ممکن است خدا طراح پشت فرآیند میلیاردها سال انتخاب طبیعی بوده باشد؟ پاسخ از لحاظ نظری بله است، اما از نظر تفسیری، با مشکلی روبه‌رو هستیم.

من فقط چهار مانع را مطرح می‌کنم که باعث می‌شود در تایید تکامل بسیار مکث کنم و مرا از باور به اینکه کار بدین‌گونه انجام شده است، بازمی‌‎دارد.

اولین مشکل، مرگ است. این احتمالا مهم‌ترین مورد برای من است. اگر میلیاردها سال زندگی و مرگ و کشتار وجود داشته باشد، چگونه می‌توان رومیان 5:12 (NMV)">رومیان 12:5 را تفسیر کرد که می‌گوید: «گناه به واسطۀ یک انسان وارد جهان شد، و به واسطۀ گناه، مرگ آمد» و اگر در سراسر عهد عتیق و جدید مطالعه‌ای در مورد مرگ انجام دهید، به نظر نمی‌رسد مرگی که پولس به آن اشاره می‌کند فقط محدود به مرگ انسان باشد، آن هم پس از آنکه خدا به نحوی انسان-میمون‌ را به انسان تبدیل کرد. این پاسخ درستی به ما نمی‌دهد. مرگ واقعا در تمام ابعادش، بخشی از سقوط در گناه به نظر می‌رسد، که در یک انسان اتفاق افتاده است. بنابراین، این یکی از بزرگ‌ترین مشکلات من با تکامل است که بگویم میلیاردها سال مرگ در جهان به خاطر انسان بوده است.

مورد دوم، فقط یک تصدیق از متن کتاب مقدس است. خدا جانوران صحرا را بر حسب گونه‌هایشان آفرید. بر اساس این خوانش از کتاب مقدس، آیا به نظر نمی‌رسد «بر حسب گونه‌هایشان»، دلالت بر این داشته باشد که خدا در آفرینش مستقیم حیوانات، پرندگان و ماهی‌ها نقش داشته است؟

و سومین مورد، روشی است که کتاب مقدس آفرینش انسان را توصیف می‌کند. یهوه خداوند، انسان را از خاک بر گرفت و در بینی او نَفَس حیات دمید. او موجودی زنده شد. به نظر نمی‌رسد که خداوند میلیاردها سال تکامل را انجام داده باشد تا موجودی را بیابد که اکنون آن را شایستۀ دمیدن در او یا چیزی شبیه به آن بداند.

و چهارم، من فقط باید بر اساس تجربۀ خودم بگویم، به طور شهودی، وقتی مجلات را می‌خوانم و به رنجر ریک و نشنال جئوگرافیک نگاه می‌کنم و سیارۀ آبی و تمام این تصاویر باورنکردنی از طبیعت را تماشا می‌کنم، فقط به طور شهودی می‌گویم: «تکامل را نمی‌توانم قبول کنم.»

پیچیدگی امور، از جمله چشم انسان یا عنکبوت کوچکی که در ته یک برکه زندگی می‌کند، که حباب کوچکی از هوا را زیر بازویش حمل می‌کند، آن را پایین می‌آورد و زیر خانۀ حصیری کوچکش در کف آب ذخیره می‌کند تا بتواند در آنجا نفس بکشد و بچه‌هایش را زیر آب به دنیا بیاورد؛ این واقعا دیوانه‌کننده است، انسان دلش می‌خواهد بگوید: «اگر خدا آنها را نیافریده باشد این نمایش شگفت‌انگیز تنوع، پیچیدگی و پر از ظرایف از کجا آمده است؟»

مشکل‌ساز، اما ممکن است

بنابراین در اینجا خلاصۀ پاسخ خودم را می‌نویسم: از لحاظ نظری، بله، شما می‌توانید خدایی داشته باشید که میلیاردها سال بر دنیا حاکم بوده و آن را «تکامل خداباورانه» بنامید. از نظر تفسیری، دفاع از این موضع دشوارتر خواهد بود. از نظر الهیاتی، شما باید آدم را به عنوان یک فرد خلق‌شده و به عنوان سر انسانیت داشته باشید تا، طبق رومیان ۵، مسیح بتواند به عنوان همتای او، سر انسانیت خود باشد. نمی‌توانید آدم را موجودی غیرتاریخی بدانید. و در ادامه، از نظر شهودی، ناچارم مستقیما به سراغ ریشۀ مطلب بروم؛ یعنی همان چیزی که به نظر من به طرز باورنکردنی بعید (غیرمحتمل) می‌نماید.


آیا می‌توانیم بین آفرینش و تکامل آشتی برقرار کنیم


[1] John Piper

جان پایپر بنیانگذار و معلم «اشتیاق برای خدا» و رئیس دانشکدۀ الهیات بِیت‌لِحِم است. او به مدت ۳۳ سال به عنوان شبان کلیسای تعمیدی بِیت‌لِحِم، مینیاپولیس، مینه‌سوتا خدمت کرد. او نویسندۀ بیش از ۵۰ کتاب است، از جمله «اشتیاق برای خدا: تعمق‌های یک مسیحی که از خدا لذت می‌برد»، و اخیرا کتاب «بنیادهایی برای یادگیری ابدی: آموزش در شادمانی جدی».

سایر مقالات

مقالات بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا