9 چیزی که باید دربارۀ مرگ و میر بدانید

9 چیزی که باید دربارۀ مرگ و میر بدانید
از آغاز سال 2020، همهگیری کووید-19 منجر به مرگ بیش از هفتصد هزار نفر، از جمله مرگ بیش از 160 هزار نفر در ایالات متحده شده است. با این وجود، در حالی که مرگ به یک موضوع روزمره برای بسیاری از آمریکاییها تبدیل شده است، ما معمولا با اصطلاحات و مفاهیم مربوط به مرگ و میر ناآشنا هستیم، مانند: چگونگی تعریف مرگ، چه چیزی فرآیند مردن را تشکیل میدهد، چگونه میفهمیم که یک بیماری باعث مرگهای زیادی شده است یا اینکه آیا میتوانیم در اثر «پیری» بمیریم؟
برای کمک به رفع برخی از این سردرگمیها، در اینجا نُه چیزی که باید در مورد مرگ و میر در ایالات متحده بدانید، آمده است:
1. در قسمت اعظم تاریخ دوران مدرن، استانداردهای پزشکی پذیرفتهشده برای تشخیص مرگ، استاندارد قلبی-ریوی بود، یعنی فقدان دائمی تنفس و گردش خون. اما در اواسط قرن بیستم، این دیدگاه نیازمند تغییر بود. چنانکه متخصص اخلاق زیستی مسیحی، سی. بن میچل[1] زمانی گفت: «یک فناوری بهظاهر شوم (لولههای انعطافپذیر) دنیای پزشکی را زیر و رو کرد…» آن فناوری، لولۀ پلاستیکی انعطافپذیر بود که امکان عملکردهایی مانند تنفس مصنوعی و تغذیۀ داخل وریدی را فراهم کرد. کمیسیون ریاست جمهوری در سال 1981 برای مطالعۀ مشکلات اخلاقی در پزشکی و تحقیقات زیستپزشکی و رفتاری اظهار داشت: «پیش از پیدایش فناوری فعلی، تنفس متوقف میشد و مرگ آشکار بود. اما اکنون، برخی فرآیندهای بنیادی را در این بدنها میتوان با استفاده از ابزارهای مصنوعی حفظ کرد، هرچند که آنها هرگز ظرفیت تنفس خودبهخودی یا یکپارچگی پایدار عملکردهای بدن را برای هوشیاری یا سایر تجریبات انسانی، به دست نخواهند آورد.»
2. تا دهۀ 1960، پیشرفتهای حاصل در حفظ تنفس و جریان خون، زنده نگه داشتن افرادی که دچار آسیب مغزی برگشتناپذیر بودند و در کمای دائمی باقی میماندند را امکانپذیر ساخت. کمیتهای در دانشکدۀ پزشکی هاروارد در سال 1968 کمای برگشتناپذیر را به عنوان معیار جدیدی برای مرگ تعیین کرد. معیارهای موسوم به «مرگ مغزی» هاروارد، بهسرعت به تعریفی رایج از مرگ در بیمارستانهای آمریکا تبدیل شد. در سال 1981، کمیسیون ریاست جمهوری – به همراه انجمن وکلای آمریکا، انجمن پزشکی آمریکا و کنفرانس ملی هیئت قوانین ایالتی یکسان – تعریف جدیدی را برای تشخیص مرگ ارائه دادند:
فردی که (1) دچار توقف برگشتناپذیر عملکردهای گردش خون و تنفس یا (2) توقف غیرقابل برگشت تمام عملکردهای مغز، از جمله ساقۀ مغز بشود، مرده است. تشخیص مرگ باید مطابق با استانداردهای پزشکی پذیرفتهشده صورت گیرد.
این تعریف پیشنهادی به یک طرح قانون ایالتی تبدیل شد که به عنوان قانون تشخیص واحد مرگ (UDDA) شناخته میشود.
3. از سال 1981 تا 2014، UDDA در 41 ایالت و همچنین در ناحیۀ کلمبیا و جزایر ویرجین ایالات متحده به تصویب رسید. با این حال، حتی ایالتهایی که به طور رسمی UDDA را تصویب نکردهاند نیز تمایل دارند که استانداردهای مشابهی داشته باشند. با این حال، همانطور که رایان مونتویا[2] اشاره کرده، استاندارد یکسانی برای تعیین مرگ در سراسر ایالات متحده وجود ندارد. برای مثال، کارولینای شمالی فاقد بند قلبی-ریوی است، در حالی که لوئیزیانا و تگزاس کاملا بند مرگ مغزیِ کامل را از تعاریف مرگ بیمارستانیشان حذف کردهاند. عبارت «مطابق با استانداردهای پذیرفتهشدۀ پزشکی» در قانون جورجیا وجود ندارد و به گفتۀ مونتویا، در مینهسوتا (استانداردهای پزشکی عمومی پذیرفتهشده)، مریلند (استانداردهای معمولی پزشکی) و فلوریدا (مطابق با استانداردهای پزشکی پذیرفتهشدۀ فعلی) اشکالی هستند که به یک اندازه مبهماند.
4. هنگامی که فردی دچار یک تهدید بالقوه کشنده برای سلامتیاش (مانند بیماری یا جراحت) میشود، وضعیت مختلشدۀ او ممکن است برگشتپذیر یا برگشتناپذیر باشد. اگر شرایط برگشتپذیر باشد، مداخله و درمان پزشکی مناسب وجود دارد که ممکن است فرد را به وضعیتی بازگرداند که دیگر در معرض خطر مرگ حتمی نباشد. با این وجود اگر هیچ مداخله یا درمان مؤثری ممکن نباشد، این وضعیت غیرقابل بازگشت (یعنی وخیم) است و این وضعیت مختلشده منجر به مرگ خواهد شد. وقتی میگوییم فردی در حال مرگ است یا وارد مرحلۀ مرگ شده، منظور این است. با وجود اینکه ممکن است نتوانیم با قطعیت بدانیم، اما اغلب میتوانیم تشخیص دهیم که فرد چقدر به مرگ نزدیک است، چه مرگ حتمی باشد یا اینکه چندان قریبالوقوع نباشد. وقتی انتظار میرود فردی در مدت زمان نسبتا کوتاهی، مانند ساعتها، روزها یا هفتهها بمیرد، مرگش حتمی شمرده میشود. اگر انتظار نمیرود فرد تا ماهها یا سالها بمیرد، آنگاه مرگ غیرقریبالوقوع به شمار میرود. (از دیدگاه مسیحی، مرگ مرحلۀ نهایی زندگی است، زیرا کسانی که در حال مرگ هستند، همچنان زندهاند. بنابراین، با افرادی که در حال مرگ هستند باید با همان احترام و ملاحظهای که شایستۀ تمام انسانهای زنده است، رفتار شود.)
5. مرگ بر اساس چگونگی، فرآیند و علت دستهبندی میشود. چگونگی مرگ، تشخیص چگونگی منجر شدن جراحت یا بیماری به مرگ است. به طور کلی پنج شیوۀ مرگ وجود دارد: طبیعی، تصادفی، خودکشی، قتل و نامشخص. مرگ بر اثر دلایل طبیعی نتیجۀ هر گونه فرآیند بیماری، مانند عفونت، سرطان یا بیماری قلبی است، در حالی که سایر موارد، مرگهایی هستند که علل خارجی دارند. فرآیند مرگ، اختلال فیزیولوژیک لحظهای است که منجر به مرگ میشود، مانند خونریزی یا آریتمی قلبی. دلایل متفاوتی ممکن است فرآیند خاصی را برای مرگ پدید آورند. علت مرگ، بیماری یا جراحت خاصی (به هر شکلی) است که سبب مرگ میشود.
6. در مطالعۀ مسائل مربوط به سلامت در یک جمعیت، اصطلاح مرگ و میر به تعداد مرگهای ناشی از حوادث مؤثر بر سلامتی مربوط میشود. مرگ و میر معمولا به صورت نرخی در بین هر هزار نفر نشان داده میشود که به آن، نرخ مرگ نیز گفته میشود (محاسبۀ این نرخ با تقسیم تعداد مرگها در یک زمان مشخص برای یک جمعیت معین بر تعداد کل جمعیت به دست میآید). اصطلاح بیماریزایی[3] به وضعیت داشتن علائم بیماری یا ناسالم بودن به دلیل وجود بیماری یا شرایط خاص اطلاق میشود. معمولا با استفاده از شیوع، نسبت جمعیتی که یک علامت یا کیفیت معین دارند، نشان داده یا تخمین زده میشود. اختلال همراه نیز وجود همزمان دو بیماری یا وضعیت مزمن در یک بیمار است. دانستن نرخ بیماریزایی و مرگ و میر میتواند به ما در تعیین نرخ مرگهای مازاد کمک کند که معمولا به عنوان تفاوت بین تعداد مشهود مرگ در دورههای زمانی خاص و تعداد مورد انتظار مرگها در همان دورههای زمانی تعریف میشود. بر اساس گزارش مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC)، تعداد پیشبینیشدۀ مرگهای مازاد از اول فوریه تا سوم ژوئن 2020 در ایالات متحده بین 148482 تا 202836 نفر است.
7. مرگ و میر با استفاده از دادههای علت اصلی مرگ نیز دستهبندی میشود که نشاندهندۀ شایعترین علل وقوع مرگ در میان عللی است که واجد شرایط طبقهبندی هستند. آخرین دادههای موجود در ایالات متحده (2018) نشان میدهد که ده علت اصلی مرگ عبارتاند از: بیماری قلبی (655381)، سرطان (599274)، جراحات غیرعمدی (167127)، بیماریهای مزمن سیستم تنفسی تحتانی (159486)، سکتۀ مغزی (147810)، بیماری آلزایمر (122019)، دیابت (84946)، آنفولانزا و ذاتالریه (59120)، بیماری کلیوی (51386) و خودکشی (48344). هفت مورد از میان ده علت اصلی مرگ، بیماریهای مزمن بودهاند. اگر همان تعداد مرگ و میر بر اثر کووید-19 در سال 2018 رخ میداد و تنها تعداد مرگ و میر تا به امروز (5 اوت) را شامل میشد، بیماری ناشی از ویروس کرونای جدید، چهارمین علت اصلی مرگ در کل سال شناخته میشد.
8. برخلاف آنچه که یک ضربالمثل عامیانه میگوید، هیچ کس از «پیری» نمیمیرد، وقتی فردی در سنین بالا از دنیا میرود، به این علت است که یک بیماری زمینهای، عفونت یا جراحتی دارد که باعث توقف تنفس و گردش خون شده است. دیوید کازارِت[4]، استاد پزشکی و رئیس بخش مراقبتهای تسکینی در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه دوک، میگوید: «اینطور نیست که با افزایش سن، قلبتان کندتر بتپد تا در نهایت، در پاسی از شب، دیگر به تپش درنیاید. افزایش سن، شما را در معرض خطر ابتلا به بیمارهای مختلفی از سرطان گرفته تا زوال عقل قرار میدهد که هر کدام ممکن است به زندگیتان خاتمه دهد. اما پیری را سرزنش نکنید.» در حالی که نمیتوانید از «پیری» بمیرید، ممکن است تا سر حد مرگ واهمه داشته باشید یا از دلشکستگی بمیرید. ترس یا هر احساس نیرومندی، میتواند منجر به مقدار کشندهای از هورمونهای استرس، مانند آدرنالین شود که برای اندامهایی مانند قلب، کبد، کلیهها و ریهها سمی است. نمونهای از این حالت، «کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو»[5] یا سندرم قلب شکسته است که در آن استرس عاطفی حاد، باعث تضعیف موقت ناگهانی بخش عضلانی قلب میشود.
9. بر اساس کتاب مقدس، مرگ امری عادی است – تنها خَنوخ (عبرانیان 5:11) و الیاس (دوم پادشاهان 11:2-12) هرگز نمردند – اما این طبیعی نیست. مرگ به دلیل گناه یک انسان وارد جهان شد (رومیان 12:5)، اما با مرگ و رستاخیز عیسی (اول قرنتیان 21:15) مغلوب گردید. مرگ آنقدر غیرطبیعی است که خدا پسر یگانۀ خویش را به عنوان قربانی فرستاد تا ما حیات داشته باشیم (یوحنا 10:10؛ مکاشفه 18:1). بنابراین، مرگ باید دشمن در نظر گرفته شود، اما یک دشمن شکستخورده. اگرچه ممکن است این دشمن موقتا بر ما پیروز شود، کسانی که مسیح را میشناسند در نهایت بر آن غلبه خواهند کرد. بنابراین میتوانیم با علم به اینکه وقتی زندگی خود را از دست میدهیم، در رستاخیز آن را دوباره به دست خواهیم آورد، با مرگ مبارزه کنیم. نیازی نیست از مرگ بترسیم یا بیش از حد به زندگی بچسبیم. میتوانیم ایمان داشته باشیم که خدا کنترل همه چیز را در دست دارد و برای کسانی که خدا را دوست میدارند، همۀ چیزها با هم برای خیریت در کار است (رومیان 28:8). با این حال، ما نباید به شیوهای احمقانه یا بیپروا عمل کنیم که ممکن است مرگ را بیجهت تسریع کند، چه مرگ خودمان و چه مرگ همسایگانمان، زیرا زندگی ما متعلق به خودمان نیست. چنانکه پولس رسول در رومیان 7:14-8 می فرماید: «زیرا هیچیک از ما برای خود زندگی نمیکنیم و هیچیک از ما برای خود نمیمیریم. اگر زندگی میکنیم، برای خداوند است، و اگر میمیریم، آن نیز برای خداوند است. پس خواه زندگی کنیم، خواه بمیریم، از آنِ خداوندیم.»
9 چیزی که باید دربارۀ مرگ و میر بدانید
نویسنده: جو کارتر
[1] C. Ben Mitchell
[2] Ryan Montoya
[3] Morbidity
[4] David Casarett
[5] Cardiomyopathy Takotsubo



