داستان خلقت در پیدایش 1-2

داستان خلقت در پیدایش 1-2
با توجه به تناقضات فراوان میان تعالیم عهد عتیق و آموزههای عیسی (برای مثال لغو رسم قربانی کردن حیوانات)، آیا دلیلی وجود دارد که باور کنیم داستان آفرینش درست است؟
از نظر فنی، هیچ تناقضی میان عهد عتیق و جدید وجود ندارد؛ گرچه برخی از اعمال و آیینهای آنها فرق دارند. دلیل اعمال مختلف را میتوان با آنچه اغلب به عنوان پیشرفت تاریخ نجات از آن یاد میشود، توضیح داد.
بسیار زیرکانه میتوان گفت اعمال متفاوت در عهد جدید، در واقع تحقق اعمال عهد عتیق هستند؛ برای مثال دیگر حیوانی را قربانی نمیکنیم، نه به خاطر آنکه خدا دیگر قربانی نمیخواهد، بلکه چون:
1. حتی در عهد عتیق هم قربانی کردن حیوانات کفایت نمیکرد، و به چیزی بزرگتر و فراتر از آنها نیاز بود.
2. مسیح، قربانی حقیقی بود و قربانی کردن حیوان کنایه از او بود، او اینک آمده و خودش را به عنوان قربانی گناه تقدیم کرده است و این یگانه قربانی تا ابد به جای تمام قربانیها کافی است.
تا آنجا که خود داستان خلقت پیش میرود، میتوانم بگویم که دلایل زیادی برای باور آن وجود دارد، زیرا این کلام خداست. با این وجود، بدان معنا نیست که خواندن سطحی کلام خدا لزوما درستترین مفهوم مورد نظر موسی را نشان میدهد. برای مثال، اگر پیدایش 1 گزارش واقعی آفرینش باشد و اگر پیدایش 2 نیز گزارش واقعی آفرینش باشد؛ پس احتمالا مشکلاتی پیش میآیند، زیرا به نظر میرسد پیدایش 2 با پیدایش 1 مغایرت دارد (ظاهرا همه چیز با نظمی متفاوت خلق شده است و…).
پیدایش 4:2 بیان میکند «این است تاریخچۀ» آفرینش، و از نظر سبک ادبی (در زبان عبری) کاملا مشهود است که این عبارت به گزارش پیدایش 2 اشاره دارد، نه پیدایش 1. ظاهرا این بدان معناست که پیدایش 2 تاریخ معتبر و موثقی است. پیدایش 1 ادعا نمیکند یک گزارش واقعی است. برخی معتقدند پیدایش 1 در حقیقت شعر یا سرود است و گزارش آن سراسر کنایه و استعاره است.
با این حال، پیدایش 1 نیز ممکن است تاریخ واقعی باشد. خروج 11:20 و 17:31 به این واقعیت اشاره دارند که آفرینش طی شش روز اتفاق افتاد تا از اجرای سَبَّت حمایت شود. بهعلاوه، غیرممکن نیست بتوان تفسیرهای منطقی از پیدایش 1-2 ارائه داد که هم گزارش خلقت را تاریخ واقعی بداند و هم تناقضات ظاهری آن را رفع کند.




