هرگز کتاب مقدس را فقط برای فهمیدن آن مطالعه نکنید

هرگز کتاب مقدس را فقط برای فهمیدن آن مطالعه نکنید

من تقریبا تمام دوران بزرگسالی خود را صرف تشویق مردم به یافتن خشنودی عالی در خدا کرده‌ام. معتقدم که ایمان نجات‌بخش به عیسای مسیح نه فقط ثمرۀ شادی را به بار می‌آورد، بلکه در عمق خویش، نوعی شادی است. ایمان نجات‌بخش در ریشۀ آن به معنای خشنودی کامل از تمام آن چیزی می‌باشد که خدا برای ما در عیسی فراهم آورده است.

نحوۀ نگرش جورج مولر[1] – آن مبارز بزرگ در راه دعا و دوستدار یتیمان – نسبت به کتاب مقدس را تکریم می‌کنم که گفته است: «من واضح‌تر از همیشه دریافتم که نخستین و مهم‌ترین وظیفهٔ روزانهٔ من این است که جان خویش را در خداوند شادمان سازم» (خود‌نگاره، ۱۹۰).

هرچند او مردی کاملا معتقد به آموزه‌ها بود، و پایبندی استواری به الهیات اصلاح‌شده داشت، اما هرگز یافتن آموزه‌ها در کتاب مقدس را کافی ندانست، مگر در موارد استثنایی که مانعی جدی پیش می‌آمد؛ تا زمانی که دعا جان او را خشنود نسازد، از دعا کردن دست نمی‌کشید.

روشنایی حقیقی مقدم بر عواطف متناسب با مطالعۀ کتاب مقدس

مطمئنا، مولر با دوست و همکار معاصر خود چارلز اِسپِرجِن موافق بود که دیدن، مقدم بر خشنود شدن است. و ما قبل از اینکه احساسات مناسبی نسبت به کتاب مقدس داشته باشیم، باید آن را با جدیت مطالعه کنیم تا به شناخت درستی از آن دست یابیم.

شکی نیست که سود مطالعۀ کتاب مقدس باید از راه فهمیدن آن به جان ما برسد… قبل از اینکه عواطف به‌درستی به سوی هدف الهی خود هدایت شوند، ذهن باید از نور برخوردار گردد… قبل از اینکه محبت به خدا وجود داشته باشد، باید به شناخت خدا دست یابیم: قبل از اینکه بتوان از امور الهی بهره‌مند شد، باید شناختی از امور الهی به همان شکلی که الهام شده‌اند وجود داشته باشد («چگونه کتاب مقدس را مطالعه کنیم»).

بله، درک درست و روشنایی حقیقی، مقدم بر عواطف است و آنها را تضمین کرده و شکل می‌دهد. اما مولر به همان اندازه با جان اُوِن موافق بود که «شادی و شادمانی روحانی – که انبوهی از شهدای وفادار دوران قدیم به دست آورده‌اند – از تماشای جلال مسیح» پدید می‌آید (آثار جان اُوِن، ۳۹۹:۱). بنابراین، نه اُوِن، نه اِسپِرجِن و نه مولر به «تصورات محض» در مورد جلال مسیح خشنود نبودند. آنها انجیل خود را نه تنها برای دیدن، بلکه برای چشیدن مطالعه می‌کردند. اُوِن، آن را این‌گونه بیان کرد:

«اگر خویشتن را صرفا به تصورات و گمانه‌زنی‌ها دربارهٔ جلال مسیح – که از نظر اعتقادی بر ما مکشوف گردیده – خشنود سازیم، هیچ قدرت یا کارآمدی دگرگون‌کننده‌ای را که از این راه به ما اعلام شده، تجربه نخواهیم کرد… جایی که نور از عواطف پیشی گیرد، به رسمیت‌گرایی محض یا بی‌خدایی منجر می‌شود؛ و جایی که عواطف از نور فراتر روند، در باتلاق خرافات فرو می‌روند و در تصاویر و تصورات خیالی غرق می‌گردند» (آثار، ۴۰۱:۱).

دو خطر بزرگ

این افراد متوجه خطرات مضاعف روشنفکری و احساس‌گرایی بودند؛ و ما نیز باید آن را درون خود پرورش دهیم. روشنفکری بر استفاده از عقل و اکتشافات آن تاکید می‌کند، بدون آنکه هوشیاری متناسبی نسبت به تمام احساساتی که این اکتشافات قصد برانگیختن آنها را دارند، به همراه داشته باشد. احساس‌گرایی نیز بر برانگیختن پرانرژی عواطف تاکید می‌کند، بدون آنکه این عواطف به حقیقت، به عنوان ضمانت و راهنما متصل گردند. جان اُوِن توصیه‌های دقیق و ارزشمندی در خصوص چگونگی ریشه‌دار شدن و شکل‌گیری عواطف قلبی در حقیقتی که ذهن از کتاب مقدس دریافت می‌کند، ارائه می‌دهد.

هنگامی که قلب واقعا در قالب آموزه‌ای که ذهن پذیرفته است شکل می‌گیرد؛ وقتی شواهد و ضرورت حقیقت در ما ساکن می‌شود؛ زمانی که نه تنها معنای کلمات در ذهن ماست، بلکه حس و درک عمیق امور نیز در قلب‌های ما ریشه دوانده است؛ هنگامی که ما با خدا در آموزه‌ای که برای دفاع از آن مبارزه می‌کنیم ارتباط برقرار می‌نماییم؛ آنگاه به فیض خدا در برابر تمام تهاجم‌های انسانی صف‌آرایی خواهیم کرد (آثار، ۱:۶۴).

من این دیدگاه را بسیار ارج می‌نهم که چگونه ما در جست‌وجوی حقیقت کوشش می‌کنیم و برای دفاع از آن مبارزه می‌نماییم. آیا عبارت «ارتباط با خدا در آموزه‌ای که برای آن مبارزه می‌کنیم» نگرشی زیبا نیست؟ اگر ما از بیان دیدگاه‌هایمان خودداری می‌کردیم تا زمانی که این حقیقت، از طریق رابطهٔ حقیقی با خداوند، جان ما را شیرین و تحول‌یافته سازد، بدون تردید مطالعهٔ کتاب مقدس و گفت‌وگوهای مبتنی بر آن، به سطحی ژرف‌تر و تاثیرگذارتر ارتقا می‌یافت.

تلاش برای درک کردن

در تمام تلاش خود برای دیدن هرچه بیشتر جلال خدا، هدف ما این است که با این مشاهده، خدایی را که می‌بینیم به طور حقیقی درک کنیم. به این معنا ما همیشه درصدد برانگیختن عواطف روحانی در دل خویش هستیم؛ عواطفی که از مشاهدۀ روحانی حقیقت در ذهنمان بیدار شده است. ما همان هدفی را که جاناتان اِدواردز[2] برای موعظۀ خود داشت، برای مطالعۀ کتاب مقدس بر عهده می‌گیریم، آنجایی که او گفته است:

«باید در مسیر وظیفهٔ خویش آگاه باشم که عواطف شنوندگانم را تا حد ممکن برانگیزم، مشروط بر آنکه این عواطف صرفا از حقیقت متاثر شوند و با ماهیت امری که بر آنها تاثیر می‌گذارد، ناسازگار نباشد» (آثار جاناتان اِدواردز، ۳۸۷:۴).

ما کتاب مقدس را مطالعه می‌کنیم تا «عواطف خویش را افزایش دهیم.» آری، اما هدف اصلی ما این است که تحت تاثیر حقیقت قرار گیریم و عواطفمان با ماهیت حقیقتی که مشاهده می‌کنیم، کاملا همخوان و متناسب گردد.

در تمامی مشاهدات خویش از کلام خداوند، باید در پی چشیدن طعم برتری او – فراتر از هر چیز دیگری – باشیم. مطالعهٔ کتاب مقدس هرگز نباید مشاهدهٔ صرف جلال الهی را به عنوان هدفی مستقل قرار دهد؛ بلکه ما مطالعه می‌کنیم تا ببینیم و طعم آن جلال را بچشیم. ما به دنبال بینش هستیم تا از آن لذت ببریم. رحمت الهی را می‌جوییم تا محبت نماییم و آموزه‌های کتاب مقدس را برای برخورداری از لذت حضور خداوند طلب می‌کنیم. چشم دل، در خدمت عواطف دل است.

طعم تلخ، طعم شیرین

برای روشن شدن معنای چشیدن طعم، یک اصلاح فوری لازم است. تاکنون، من واژهٔ «چشیدن» را عمدتا در چهارچوبی مثبت به کار برده‌ام؛ یعنی لذت بردن، محبت ورزیدن و شادمانی. دلیلش این است که جلال خاص خدا عمیق‌ترین تحول را از این طریق به انجام می‌رساند. ابتدا آن را می‌بینیم، سپس عمیقا از آن خشنود می‌شویم، و از طریق این خشنودی، در ریشۀ وجودی خودمان دستخوش تغییر می‌شویم.

اما بر اساس کتاب مقدس مشخص است که خدا نه تنها از عواطف خوشایند در پاسخ به دیدن جلال خود استفاده می‌کند، بلکه از احساسات دردناک نیز بهره می‌برد. این عواطف نیز مستقیما از دیدن جلال خدا در کتاب مقدس ناشی می‌شوند و به نوبۀ خویش باعث تحول ما می‌گردند. آنها به شیوه‌ای غیرمستقیم‌تر در ما تغییر ایجاد کرده و ما را از گناهان ویرانگر دور می‌کنند، با این امید که خشنودی برتر از قدوسیت خدا ما را به سمت نیکویی او بکشاند.

خدا در تربیت فرزندان خود از شکوه و جلال خویش دست نمی‌کشد. با این حال این جلال ابتدا ما را به اندوه فرو می‌برد و سپس، از طریق اندوه و توبه، ما را به سوی شادی رهنمون می‌سازد.

«خداوند آنان را که دوست می‌دارد، تأدیب می‌کند، و هر فرزند خود را که می‌پذیرد، تنبیه می‌نماید… هیچ تأدیبی در حین انجام شدن، خوشایند نیست، بلکه دردناک است. امّا بعد برای کسانی که به وسیلۀ آن تربیت شده‌اند، میوۀ آرامش و پارسایی به بار می‌آورد» (عبرانیان ۶:۱۲ و ۱۱).

هدف نهایی خداوند، دستیابی به «ثمرهٔ آرامش و پارسایی» است، نه صرفا تحمیل درد. با این وجود، ممکن است برای برخورداری از شادی آرامش‌بخش قدوسیت، ناگزیر از تجربهٔ درد تادیب الهی باشیم.

جلال عجیب کلام خدا

خدا وقتی به کسانی که گرفتار گناه هستند می‌گوید: «به حالِ زار بیفتید و نُدبه و زاری کنید. خندۀ شما به ماتم، و شادی شما به اندوه بَدل گردد. در حضور خدا فروتن شوید تا شما را سرافراز کند» (یعقوب ۹:۴-۱۰)، هدف او این است که ما از تجربۀ «شما را سرافراز کند» لذت ببریم. اما در این راه ممکن است راهبرد خدا شامل تادیب نیز باشد. راهکاری که کاملا مناسب است.

این تادیب و اندوه، همراه با تمامی راه‌ها و اهداف خداوند، بخشی از جلال خاص او را تشکیل می‌دهد. ممکن است عمق معنای آن فراتر از واژگان باشد، اما این را نیز باید «چشید». «ای برادرانِ من، هر گاه با آزمایشهای گوناگون روبه‌رو می‌شوید، آن را کمال شادی بینگارید! زیرا می‌دانید گذشتن ایمان شما از بوتۀ آزمایشها، پایداری به بار می‌آورد» (یعقوب ۲:۱-۳). برخی غذاها چنان ترکیبی از ترشی و شیرینی دارند که طعم شیرینی را غنی‌تر و عمیق‌تر می‌سازند.

معنای این امر برای مطالعۀ کتاب مقدس ما این است که دیدن جلال خدا ممکن است از همان آغاز طعم شیرینی نداشته باشد، و بلافاصله ما را از ارزش و زیبایی او آگاه نکند. گاهی این مشاهده، غم گناهان گذشته را برمی‌انگیزد و فساد باقی‌مانده از آن گناهان را در قلب ما زنده می‌کند. «چشیدن» این حقیقت دردناک به معنای استقبال از آن به جای انکار یا تحریف آن است. به معنای سپاسگزاری و آمادگی برای تادیب و اصلاح در پشیمانی و فروتنی است. و این بدان معناست که اجازه دهیم ما را به رحمت خدا و آرامش شیرینی که از فیض نجات‌بخش او در مسیح می‌آید، هدایت کند.

برای یافتن اشتیاق، کتاب مقدس را مطالعه کنید

بنابراین، ما هرگز کتاب مقدس را فقط برای دیدن جلال خدا مطالعه نمی‌کنیم. هرگز صرفا برای یادگیری، دانستن یا برای جمع‌آوری حقیقت اعتقادی به سراغ آن نمی‌رویم. ما همیشه در جست‌وجوی عواطف، احساسات، مهربانی‌ها و علایقی هستیم که می‌بینیم، می‌آموزیم و می‌دانیم که با حقیقتی که دیده‌ایم مناسب است.

دامنۀ عواطف در واکنش به مطالعۀ کتاب مقدس به اندازۀ تنوع حقیقت مکشوف‌شده در آن گسترده و متنوع است. حقیقت ممکن است وحشتناک باشد، مانند کشتن کودکان در بِیت‌لِحِم (متی ۱۶:۲)، و احساسات ما باید شامل نفرت، خشم و اندوه باشد. حقیقت ممکن است فراتر از کلمات گرانبها باشد، مانند سخنان عیسای مسیح به دزد توبه‌کار بر صلیب: «امروز ​​با من در فردوس خواهی بود» (لوقا ۴۳:۲۳). بنابراین، عواطف ما باید سرشار از شگفتی، قدردانی عمیق و امید جاودانه شود.

انگشتان الهی کتاب مقدس، همچون نوازنده‌ای ماهر، بر تمامی تارهای چنگ جان انسان می‌لغزد و عواطف گوناگون را برمی‌انگیزاند. ما هرگز کتاب مقدس را با این هدف مطالعه نمی‌کنیم که صرفا بدانیم.

هرگز کتاب مقدس را فقط برای فهمیدن آن مطالعه نکنید


۲۲ ژوئن ۲۰۱۷

نویسنده: جان پایپر[3]

بنیانگذار و معلم، «اشتیاق برای خدا»

جان پایپِر بنیانگذار و معلم «اشتیاق برای خدا» و رئیس دانشکدۀ الهیات بِیت‌لِحِم است. او به مدت ۳۳ سال به عنوان شبان کلیسای تعمیدی بِیت‌لِحِم، مینیاپولیس، مینه‌سوتا خدمت کرد. او نویسندۀ بیش از ۵۰ کتاب است، از جمله «اشتیاق برای خدا: تعمق‌های یک مسیحی که از خدا لذت می‌برد»، و اخیرا کتاب «بنیادهایی برای یادگیری ابدی: آموزش در شادمانی جدی».

[1] George Müller

[2] Jonathan Edwards

[3] John Piper

سایر مقالات

مقالات بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا