مروری بر کتاب مزامیر

مروری بر کتاب مزامیر
نویسندگان: موسی، داوود، سلیمان، پسران قورَح، پسران آساف، ایتان اِزراحی و چند نویسندۀ ناشناس دیگر
هدف: ارائۀ مجموعهای از سرودهای پرستشی به قوم اسرائیل برای موقعیتها و مناسبتهای مختلف
تاریخ نگارش: 1440-1400 ق.م
حقایق کلیدی
- خدا شایستۀ ستایش است.
- خدا در وقت نیاز به پارسایان کمک و از آنها محافظت میکند.
- خدا به فرمانبرداران برکت میدهد و نافرمایان را داوری میکند.
- مکاشفۀ خدا باید مبنای پرستش باشد.
- عبادت واقعی، شامل طیف وسیعی از احساسات است که از تجربیات زندگی سرچشمه میگیرد.
عنوان کتاب
عنوان کتاب در نسخههای انگلیسیزبان، مزامیر است که از ترجمۀ یونانی عهد عتیق به دست آمده است. این عنوان در عهد جدید نیز ذکر شده است (لوقا 42:20؛ 44:24؛ اعمال 20:1). عنوان یونانی کتاب را میتوان به «غزلها یا سرودها» نیز ترجمه کرد که با واژۀ عبری Mizmor مرتبط است (در NIV84 به مزمور ترجمه شده است و از ریشۀ فعل سرود خواندن یا نواختن ساز زهی است) که غالبا در عناوین مزمورهای فردی دیده میشود.
عنوان عبری آن «کتاب ستایش» است که عنوان جالبی میباشد، زیرا تعداد مزامیری که از نوع ادبی مرثیه استفاده میکنند، به طور قابل توجهی بیشتر از تعداد مزامیری است که فرم ادبی سرود نیایشی در آنها به کار رفته است. با وجود اینکه تقریبا تمامی مرثیهها در نهایت بیانگر اعتماد به خداوند هستند، اما به طور کلی میبینیم هرچه کتاب جلوتر میرود، رفتهرفته از تعداد مرثیهها کم شده و بر تعداد سرودهای نیایشی آن افزوده میشود.
عناوین مزمور فردی
بسیاری از مزامیر، هرچند نه همه، با عناوینی شروع میشوند. اکثر نسخههای انگلیسی از جمله NIV84، شمارۀ آیه را به عنوانها اختصاص نمیدهند و این تصور را ایجاد میکنند که این عناوین بخشی از متن عبری نیستند. اما در واقع در متون معتبر عبری، عنوان هر مزمور همان آیۀ اول است که در ترجمۀ یونانی عهد عتیق (سِپتواِجنت) نیز ذکر شده است. بنابراین، این عناوین هم بخشی از متن الهامشده هستند و هم حداقل ریشه در سنت اولیه دارند.
عناوین مزامیر را میتوان به پنج دسته تقسیم کرد: نویسندگی، عناوین تاریخی، نمادهای موسیقیایی، نوع سبک و دستورالعملهای پرستش. جالب توجه است که حَبَقوق فصل 3 مزمور مجزایی را ارائه میدهد که شامل عناوین قبل و بعد از متن شعر است. عناوین نویسندگی و سبک پیش از مزمور ظاهر میشوند (حَبَقوق 1:3) و دستورالعمل برای کسانی که قرار است از مزمور بهره ببرند (مسئول موسیقی، حَبَقوق 19:3) و همچنین نوع آلات موسیقی (حَبَقوق 19:3، با همراهی سازهای زهی) در آخر مزمور بیان میشوند. این نشان میدهد که عناوین مشابه در مزامیر ممکن است متعلق به انتهای مزمور قبلی باشند، نه به مزموری که برای آن فهرست شده است.
عناوین نویسندگی
اکثریت عناوین مزامیر، یک فرد یا گروه خاص را با استفاده از یک حرف اضافۀ عبری که ممکن است نشاندهندۀ تقدیم (به داوود)، یا موضوع (دربارۀ داوود) و یا نویسنده (داوود) باشد، به مزامیر مرتبط میکند. با این وجود، در یکی از معدود عناوینی که موضوع گستردهای در آن مطرح میشود (مزمور 1:18-50)، بیتردید هدف اصلی معرفی هویت سرایندۀ مزمور بوده است. نام داوود در مزامیر بیشتر از هر نامی گفته میشود و اکثر مزامیر داوود در دو کتاب اول هستند؛ گرچه مجموعۀ کوچکی از مزامیر داوود در پایان کتاب دیده میشوند (مزمور 138-145). سنتی که داوود را با آواز خواندن و سرودن مزمور مرتبط میکند، چنان قوی است که اصولا مجال چندانی برای بحث در مورد تالیف مزمورهایی که نام او را در عناوین ذکر میکنند، ندارد (برای مثال، اول سموئیل 14:16-23؛ دوم سموئیل 17:1-27؛ دوم سموئیل 22؛ مزمور 18؛ دوم سموئیل 1:23؛ دوم قرنتیان 31:6؛ 16:15؛ 7:16؛ عاموس 5:6).
نام نویسندگان دیگری نیز در عناوین مزامیر آمدهاند: موسی (مزمور 90)؛ سلیمان (مزمور 72)، پسران قورَح (42-49؛ 84-85؛ 87-88)، پسران آساف (50 و 73-83) و ایتان اِزراحی (مزمور 89). برای برخی از مزامیر نام هیچ نویسندهای ذکر نشده است (مانند مزمور 1) و آنها را مزامیر «یتیم» مینامند.
عناوین تاریخی
تعداد مزامیر دارای عنوان تاریخی بسیار کمتر از تعداد مزامیر دارای عنوان تالیفی هستند (مزمور 3؛ 7؛ 18؛ 30؛ 34؛ 51؛ 52؛ 54؛ 56؛ 57؛ 59؛ 60؛ 63؛ 142). حتی در مورد صحت این عناوین، بحث و جدلهای فراوانی وجود دارند. هیچ شواهد متنی وجود ندارد که نشان دهد بعدا به متن افزوده شدهاند. با این وجود، برخی بر این باورند که عدم هماهنگی مزمور با عنوان (مانند مزمور 30) یا عنوان با کتابهای تاریخی (مانند مزمور در مقایسه با اول سموئیل 10:21-15) نشان میدهد آنها جدید و ساختگی هستند. بعضی هم معتقدند اگر عناوین تاریخی به نوعی به اصل کار ضمیمه شده باشند، احتمالا ویراستارهای بعدی که این عناوین را افزودهاند حتما ارتباطی بین عنوان و مزمور ایجاد میکردند. برای مثال چرا یک ویراستار باید مزمور 30 را به وقف معبد ارتباط دهد، وقتی در آن مزمور هیچ اشارهای به معبد نشده است؟
تاریخ و تالیف مزمور
عناوین تاریخی شاید نشانگر مبدا مزمور باشند، اما معمولا این هیچ کمکی به تفسیر آن نمیکند. یعنی وقتی یک مزمور در مورد یک رویداد تاریخی نوشته شده باشد، مؤلف معمولا دقت میکند که متن، شکل چندان شاعرانهای به خود نگیرد. بنابراین، گرچه عنوان مزمور 3 این است: «آنگاه که از پسر خود اَبشالوم میگریخت»، اما خودِ مزمور با جملۀ: «خداوندا! چه بسیارند دشمنانم» آغاز میشود؛ به جای اینکه «ای خداوند، اَبشالوم علیه من قیام میکند.» یکی از دلایل این کار، آن است که هدف مزمورنویسها از شعر و سرودهها این بود که در پرستشهای رسمی و گروهی استفاده شوند. آنها یقینا میخواستند افکار و احساساتی را بیان کنند که دیگران نیز بتوانند در آنها مشارکت کنند.
با این وجود، عناوین تاریخی یک دید کلی دربارۀ تصنیف مزمور به ما میدهند و همچنین پیام تاریخی مزمور را شرح میدهند، زیرا رویدادهایی که در عناوین ذکر میشدند، انگیزۀ اصلی تصنیف آنها بودهاند (مانند مزمور 51 و گناه داوود و بتشِبَع). اما نیازی نیست مفسران تمام پیشینۀ تاریخی هر مزمور را از ابتدا بیان کنند (کاری که بسیاری از مفسران قبلی مزامیر انجام دادند) تا بتوانند کاربرد عملی و مفیدی از آن داشته باشند.
عناوین سبک
تعدادی از عبارات بهکاررفته در عناوین، مزامیر را به چند گونۀ ادبی تقسیم میکنند. بهسختی میتوان به مفهوم دقیق بسیاری از این عبارات پی برد. بعضی از آنها عمومی هستند و اغلب ظاهر میشوند، مانند Mizmor (مزمور 139) و Shir (ترانه یا سرود). بعضی هم بهندرت به کار میروند و مفهوم مشخصی ندارند، مانند shiggaion (مزمور 7). ممکن است هر دو عبارت با هم در یک مزمور استفاده شده باشند (ر.ک مزمور 30). اگرچه این نوع دستهبندی قدیمی جالب است و ای کاش ما را به درک روشنتری از این عبارات میرساند، اما تقسیمبندی سبکهای امروزی بر اساس حالت و محتوا دستهبندی میشوند.
نمادهای موسیقیایی
بعضی از سبکها نمادهای موسیقیایی هستند و از بارزترین آنها میتوان به Mizmor (مزمور از ریشۀ فعل سرود خواندن با آهنگ) و Shir (سرود و ترانه) اشاره کرد. موارد دیگری نیز وجود دارند که در معنای آنها ابهام دیده میشود. به نظر میرسد برای کاربرد موسیقی در مراسم رسمی پرستش، یک عبارت رایج در نظر گرفته میشود (برای سالار سرایندگان، مزمور 140). به نظر میرسد از اصطلاحات نادر دیگری نیز استفاده میشود که به احتمال زیاد نام نغمهها هستند (NIV84 این موضوع را کاملا روشن میکند، مانند مزمور 60، «در مایۀ سوسن شهادت»).
«سِلاه»، ظاهرا یک اصطلاح موسیقیایی دیگر است که در عنوان به کار نمیرود. باز هم امروزه کسی مفهوم یا کاربرد دقیق آن را نمیداند.
دستورالعملهای پرستش
گاهی عناوین نشان میدهند که مزمور در مراسم رسمی پرستش چگونه به کار برده میشود. از معروفترین آنها «سرود صعود» (ر.ک مزمور 120-134؛ همچنین مقدمهای در باب مزمور 120) و «سرودی برای سَبَّت» (مزمور 92) میباشند.
ساختار
در دوران عهد عتیق از موسی (مزمور 90) تا دوران پساتبعید (مزمور 126)، مزامیر جدیدی به کتاب حمد و ستایش اضافه شدند که بهسختی میتوان ساختار حاصله را تشخیص داد. هیچ نظمی در کل کتاب مشاهده نمیشود، با این حال ویژگیهای بارز و خاصی در آن دیده میشوند.
سنت اولیه، مزامیر را به پنج کتاب تقسیم میکند که به موازات پنج کتاب موسی است. هر یک از آنها با یک سرود نیایشی پایان مییابند و ویژگیهای منحصربهفردی دارند که آنها را از سایر کتب مجزا میکنند (به طرح کلی مراجعه کنید). دستههای کوچکی از مزامیر وجود دارند که از نظر نویسندگی (مزمور 73-83 نوشتۀ پسران آساف)، کاربرد معمول (مزمور 120-134، سرود صعود) و یا مضامین مشترک (مزمور 93 و 96-100) به هم مرتبط هستند. همچنین به نظر میرسد مزامیر 1-2 عمدا در ابتدای کتاب قرار داده شدهاند تا همچون یک راهروی ورودی به طرف محراب مزامیر عمل کنند؛ درست همانطور که مزامیر 146-150 در آخر کتاب، همانند سرود نیایشی باشکوه یا یک آتشبازی تمامعیار از حمد و ستایش عمل میکنند.
سبکها
150 تصنیف شاعرانۀ مجزا در کتاب مزامیر وجود دارند که هر یک از زیبایی و قدرت منحصربهفردی برخوردارند. با این وجود، شباهتهایی بین این سرودها وجود دارند که این امکان را فراهم میکنند تا آنها را در دستهبندیهای مختلفی قرار دهیم. گاهی آنها به سبکهای مختلف زیر اشاره دارند:
1) سرودهای ستایشی
سرودهای ستایشی را میتوان از روی ستایشهای پرشور خداوند بهراحتی تشخیص داد. خدا را به خاطر همان کسی که هست و اعمال قدرت و رحمتش ستایش میکنند. سرودهای ستایشی معمولا شامل این عناصر هستند: دعوت به ستایش، دلیل ستایش و نمایش ایمان (ر.ک مزمور 8؛ 24؛ 29؛ 33؛ 47؛ 48).
2) مرثیه (شکایت و تظلمخواهی)
مرثیهها و یا نوحهها، درست نقطۀ مقابل احساسات در سرودهای نیایشی هستند. مزمورنویس در مرثیه کاملا صادقانه نهفتهترین اعتمادهای قلبی خود را برای خدا آشکار میکند؛ دلی آکنده از اندوه، ترس، تلخی و یا خشم. در مرثیه و شکایت و تظلمخواهیها، از خدا درخواست میشود نجات دهد، پناه دهد و از دشمنان انتقام بگیرد. در اشعار عبری، معمولا مرثیهها شامل این عناصر هستند: خطاب قرار دادن خدا، بیان شکایتهای پراحساس نویسنده، ابراز اطمینان به خداوند، درخواست کمک از خدا و حمد و ستایش خداوند. در صورت لزوم، شامل اعتراف به گناه نیز میباشند. با توجه به تمامی این عوامل نسبتا متداول، تعجبی ندارد که مرثیهها شامل آیاتی میشوند که شبیه مداحی به نظر میرسند (ر.ک مزمور 25؛ 39؛ 51؛ 86؛ 102؛ 120).
3) مزامیر شکرگزاری
این سرودها زمانی خوانده میشوند که خداوند به مرثیههای سرایندۀ مزمور جواب داده است. در واقع، سه نوع مزمور اول، همگی با هم یک نوع مزمور سهگانه را تشکیل میدهند. سرایندۀ مزمور وقتی سرود نیایشی میخواند که احساس میکند رابطۀ محکمی با خدا دارد، وقتی مرثیه میخواند که احساس میکند از خدا دور شده است و زمانی سرود شکرگزاری میخواند که احساس میکند که دوباره با خدا رابطه برقرار کرده است (مزمور 18؛ 66؛ 107؛ 118؛ 138).
4) سرودهای اعتماد (یا اطمینان یا رحمت)
برخی از مزامیر جزء سرودهای نیایشی یا حتی مرثیهها هستند، اگر بیانگر اعتماد به خدا باشند. آنها اغلب بسیار کوتاه و موجز هستند و شامل یک استعارۀ جالب میباشند که نگرش اعتماد مزمورنویس به خدا را به تصویر میکشند (مزمور 23؛ 121؛ 131).
5) مزامیر پادشاهی
از آنجایی که خدا، پادشاه جهانیان، موضوع اصلی مزمور است و داوود، پادشاه انسانها، هم سراینده و هم موضوع بسیاری از مزامیر است؛ پس پادشاهی در کتاب مزامیر یک موقعیت و مفهوم مهم به حساب میآید. با این وجود، تمرکز تعدادی از مزامیر بر موضوع پادشاهی خدا (مزمور 24؛ 47؛ 95) و یا پادشاهی انسان (مزمور 20؛ 21؛ 45)، آنها را از سایر مزامیر مجزا میکنند.
6) مزامیر حکمت
هر گاه به حکمت کتاب مقدس فکر میکنیم، معمولا کتابهایی مانند امثال، ایوب و جامعه به ذهنمان میرسد. بعضی از مضامین کتابهای حکمت در مزامیر حکمت نیز به چشم میخورند. برای مثال، تضاد شدید بین پارسایان و شریران در کتاب امثال را میتوان در مزمور 1 نیز دید. برای نمونههای دیگر، مزمور 37 و 49 را بخوانید و برای بررسی موضوعات خاص مربوط به ادبیات حکمت به مقدمهای در باب کتب شعر و حکمت مراجعه کنید.
سبک شاعرانه و دستگاهها
شعر نوعی ارتباط مکتوب است که در آن به چگونگی انتقال پیام به خواننده توجه زیادی میشود. شاعران از زبان به گونهای استفاده میکنند که نه تنها ذهن را به چالش میکشد، بلکه تخیل و احساسات را نیز درگیر میکند. خواندن «خداوند شبان من است» (مزمور 1:23) فراتر از یک خبررسانی است؛ این جمله طوری یک تصویر ذهنی میسازد و احساسات را لمس میکند که زبان غیراستعاری از بیان آن عاجز است. برای بررسی موضوعات تفسیری مخصوص اشعار به مقدمهای در باب «کتب شعر و حکمت» مراجعه کنید.
موازیسازی یا همراستایی
این ابزار ادبی تاکنون متداولترین ابزار در شعر عبری بوده است. از آن برای پیوند دادن کلمات یا جملات به یکدیگر استفاده میشود تا مفاهیم آن را تقویت کند. به مقدمهای در باب کتب شعر و حکمت رجوع کنید تا توضیحات کامل و همچنین مثالها را ببینید.
آکروستیک
آکروستیک، یک ابزار ادبی دیگر است که گاهی در مزامیر دیده میشود. آکروستیک رابطۀ میان حروف اول خطوط مختلف یک شعر است. برای مثال، در آکروستیکی که بر اساس حروف الفباست، یک خط با یکی از حروف الفبا شروع میشود و خط بعدی با حرف بعدی آن. شاید از آکروستیک برای واژهسازی نیز استفاده شود یا حتی ممکن است تمام بیتها فقط با یک حرف مشابه شروع شوند که نشانگر پیوند میان شعر است. نمونۀ عالی این سبک در مزمور 119 دیده میشود؛ در این مزمور تمام مصرعها بر اساس 22 حرف الفبای عبری مرتب شدهاند و هر مصرع با حرف بعدی الفبا شروع میشود.
الهیات مزامیر
با توجه به اینکه نگارش و تکمیل کتاب مزامیر در تمام دوران عهد عتیق طول کشید، بنابراین الهیات آن نیز به گستردگی الهیات کل عهد عتیق است. مارتین لوتر مزامیر را «یک کتاب مقدس کوچک و خلاصهای از عهد عتیق» مینامد. با این وجود، حقایق الهیاتی آن به صورت نظاممند و خلاصه در مزامیر بیان نشدهاند؛ واقعیتهایی که اینجا بیان میشوند، مربوط به زندگی و در زمینۀ ایمان به عهد هستند.
مسیح در مزامیر
خوانندگان مسیحی مزامیر، بهراستی مکاشفۀ مسیح را در سراسر کتاب مزامیر مشاهده میکنند. کل عهد عتیق از جمله مزامیر، در انتظار شخص و کار مسیح است؛ نه تنها آمدن نخستین او، بلکه در انتظار بازگشت دوبارۀ اوست. مزامیر همیشه ورد زبان خودِ عیسی و نویسندگان عهد جدید بودهاند تا رنج مسیح (متی 46:27)، شکوه و جلال مسیح (متی 41:22-46) را بیان کنند.
بهعلاوه، مسیح برای مسیحیان همان موضوع پرستش در مزامیر است. دعاهای همراه با سرود همگی به خدا اشاره میکنند. عیسای مسیح، شخص دوم تثلیث نیز موضوع اصلی سرودهای نیایشی و مرثیهها در کتاب مزمور است. عیسی در آنِ واحد هم سرایندۀ سرود (عبرانیان 12:2) و هم موضوع سرودهاست. کسانی که به مسیح ایمان دارند میتوانند با سرود، او را نیایش کنند (سرود نیایشی)، شکایت و تظلمخواهی نمایند (مرثیه) و به خاطر اجابت دعاهایشان از او سپاسگزاری کنند (شکرگزاری). بهعلاوه، به یاد بیاورند بر روی صلیب چه کاری برایشان انجام داد (مزمور ذکر) و او را به عنوان پادشاه تمجید کنند (مزمور پادشاهی). او سرچشمۀ اعتماد (مزمور اعتماد) و تجسم حکمت الهی (مزمور حکمت) است.
حتی مزامیری که حاوی لعنت یا نفرین هستند نیز در مسیح محقق میشوند. در این مزامیر، از خدا میخواهند حقانیت آنها را ثابت کند و بر شریران داوری نماید (مانند مزمور 22:69-29). چنین دعاهایی نشانگر دعوت قوم اسرائیل به جنگی مقدس است که بهواقع ابزار داوری خداست. با آمدن مسیح برای تحمل قضاوت خدا، ماهیت جنگ قوم خدا تغییر کرده است. اکنون جنگ شدت بیشتری گرفته است، اما اولین و شدیدترین جنگ با «نیروهای ارواح شریر در جایهای آسمانی» است (افسسیان 12:6). زمانی که مسیح در شکوه و جلال بازگردد، دوران رحمت به پایان میرسد و نفرینهای مزامیر علیه دشمنان خدا تحقق خواهند یافت.
مروری بر کتاب مزامیر




