چند‌دستگی به چه معناست؟

چند‌دستگی به چه معناست؟

سه نوع متداول چند‌دستگی

همه چیز به سمت آشفتگی پیش می‌رود. این قانون دوم ترمودینامیک است. همان چیزی است که طبق رومیان 20:8 همواره در اطراف ما اتفاق می‌افتد. این واقعیتی است که با گذر از نیمۀ دوم میانسالی به طور فزاینده‌ای در بدنم آن را تجربه می‌کنم. چنددستگی‌ها همه جا نفوذ کرده­‌اند؛ از جمله در هر کلیسایی که من می‌شناسم.

روابط مسیحی نیز مانند هر رابطهٔ انسانی دیگری با همهٔ وسوسه‌های مشترک بشر مواجه می‌شود. به همین دلیل است که کلیساهای مسیحی به‌ندرت آن نوع از اتحاد بی‌دغدغه و کاملا بدون چالش و کشمکش را تجربه می‌کنند.

اما فقدان چالش و مبارزه چیزی نیست که خدا برای اتحاد مسیحی در این عصر در نظر دارد. همان‌طور که در جای دیگر به طور کامل توضیح داده‌ام، خدا اتحاد را به عنوان بخشی از میراثمان در مسیح به ما عطا می‌کند (افسسیان 5:1 و 11)، اما اتحاد مسیحی دارای بُعدی مشارکتی است که از طریق آن خدا برخی کارهای پرجلال را در ما و در جهان انجام می‌دهد. بنابراین، وقتی خدا از طریق پولس به ما دستور می‌دهد که به سعی تمام بکوشیم «تا آن یگانگی را که از روح است، به مدد رشتۀ صلح حفظ کنید» (افسسیان 3:4)، نیت خدا برای ما این است که این یک چالش سخت باشد، و دلایل بسیار خوبی هم برای آن وجود دارد.

اما بیش از آن، خدا در نظر دارد که کلیساهای ما دوره‌هایی از چند‌دستگی سخت را تجربه کنند. در واقع، این دوره‌ها ضروری هستند، زیرا واقعیت‌های بسیار مهمی را آشکار می‌سازند. این سرود قدیمی به‌خوبی به آن واقعیات اشاره می‌کند:

«هرچند با یک شگفتی تحقیرآمیز

دنیا مظلوم واقع می‌شود

با انشقاق‌ها تکه‌تکه شده،

با بدعت‌ها مضطرب می‌شود.

با این حال مقدسین مراقب آنها هستند.

فریاد آنها بلند می‌شود: “تا کی؟”

و به‌زودی شب گریه

به صبح سرود بدل خواهد شد.»

«فقدان چالش و مبارزه چیزی نیست که خدا برای یگانگی مسیحی در این عصر در نظر دارد.»

در بحث از یگانگی مسیحی در این دوران فروپاشی و ازهم‌گسیختگی، واقعیتی که با آن روبه‌رو هستیم به سبب تفرقه‌ها و جناح‌بندی‌های مکرر خودمان «غم‌انگیز» است؛ با این حال، به سبب فیض آینده‌ای که یگانگی کامل را پیش روی ما نهاده است، «همواره شادمان» هستیم.

 

با انشقاق‌ها تکه‌تکه می‌شود

همان‌طور که همۀ ما آگاهیم چند‌‌دستگی در کلیسا اتفاق می‌افتد، و این چند‌‌دستگی فشارهای منفی زیادی را از سوی مسیحیان و غیر‌مسیحیان به همراه دارد؛ و همان‌طور که می‌دانیم اغلب این فشارها نیز سزاوار و شایسته هستند. با این حال، چنددستگی با آشکار ساختن حوزه‌های متعددی که نیازمند توجه و اصلاح‌اند، کارکردهای ضروری و سودمندی را در کلیسا ایفا می‌کند. اجازه دهید به بررسی سه نوع چنددستگی در کلیسا بپردازیم:

۱. چند‌دستگی نفسانی

پولس اولین نوع چنددستگی را در توبیخ صریح خودش نسبت به کلیسای قرنتیان نشان می‌دهد:

«امّا من، ای برادران، نتوانستم با شما همچون اشخاص روحانی سخن بگویم بلکه همچون اشخاص نفسانی، یعنی مانند کسانی که در مسیح، کودکِ نوزادند. من به شما شیر دادم نه گوشت، زیرا آمادگی آن را نداشتید و هنوز هم ندارید، چرا که هنوز نفسانی هستید. وقتی در میان شما حسد و جدال هست، آیا نشان آن نیست که نفسانی هستید و مانند انسانهای معمولی رفتار می‌کنید؟» (اول قرنتیان 1:3-3). چنددستگی‌های نفسانی این کلیسا را ​​گرفتار کرده بود. آنها به گروه‌های حزبی و جناحی تقسیم شده بودند و تحت تاثیر حکمت و بلاغت دنیوی قرار گرفته بودند (فصل‌های ۱-۳) که این امر آنان را به‌راحتی در برابر تهمت‌ها و اتهاماتی که در غیاب پول مطرح می‌شد، آسیب‌پذیر می‌ساخت (فصل ۴). علاوه بر این، بداخلاقی جنسی تکان‌دهنده (فصل ۵)، شکایت از یکدیگر در دادگاه مدنی (فصل ۶)، آسیب رساندن به ایمان دیگران از طریق مسائل مرتبط به آزادی مسیحی (فصل ۸) و موارد مشابه دیگر مشاهده می‌شد. پولس آنها را اشخاص نفسانی نامید؛ کسانی که در بسیاری از زمینه‌ها توسط قوۀ تشخیص و تمایلات نفسانی خود اداره می‌شوند.

«یگانگی واقعی مسیحی را تنها در جایی می‌توان تجربه و حفظ کرد که محبت مسیح‌گونه بر آن حاکم باشد.»

یگانگی واقعی مسیحی را تنها در جایی می‌توان تجربه و حفظ کرد که محبت مسیح‌گونه بر آن حاکم باشد؛ همان محبتی که پولس در اول قرنتیان 13 توصیف می‌کند. بنابراین، برکتی بسیار ضروری است که نفسانیت ویرانگر یگانگی خود را به نور بیاوریم تا بتوانیم گناهمان را دیده و توبه کنیم. و چند‌‌دستگی در کلیسا اغلب این کار را انجام می‌دهد.

۲. چند‌دستگی ناشی از بلوغ

نوع دوم چند‌‌دستگی با نوع نخست همپوشانی دارد، اما کارکرد آن به قدری متفاوت است که آن را متمایز می‌سازد. من آن را چند‌دستگی ناشی از بلوغ می‌نامم.

هر کلیسای سالم، بشارت‌دهنده و شاگردساز، در میان اعضای خود دارای سطوح مختلفی از بلوغ است. زمانی که افراد با سطوح مختلف بلوغ در کنار یکدیگر گرد می‌آیند، تعارض­ و درگیری‌ها پدیدار می‌شوند. تفاوت در تجارب زندگی، دانش کتاب‌مقدسی و میزان تقدیس کلی، به‌ناچار کلیسا را ​​دچار چنددستگی خواهد کرد.

تفاوت در سطوح بلوغ به شیوه‌های مختلفی بروز می‌یابد. ممکن است یک فرد جوان‌تر در زمینه‌ای خاص تجربۀ زندگی غنی‌تری نسبت به فردی مسن‌تر داشته باشد. یا کسی که سال‌ها مسیحی بوده، ممکن است نسبت به ایمانداری که به‌تازگی ایمان آورده است، بیشتر تحت فرمان نفسانیت باشد. همچنین، ممکن است یکی از مقدسین که کمتر تعلیم رسمی دیده، درک عمیق‌تری از کتاب مقدس داشته باشد تا فردی که در دانشکدۀ الهیات تحصیل کرده است. علاوه بر این، برخی از اعضایی که «خود می‌بایست معلم باشند» ممکن است به سبب افراط در گناه، از نظر بلوغ عقب‌گرد کرده، و بنابراین دوباره محتاج تغذیه با شیر اولیۀ ایمان باشند (عبرانیان 12:5).

نکتۀ اصلی من این است: تنوع در سطوح بلوغ – که بخشی طبیعی و سالم از حیات کلیسایی به شمار می‌رود – زمینه‌ای پیچیده برای بروز بسیاری از سوءتفاهم‌ها و تعارض‌های ناشی از تکبر فراهم می‌آورد. اگر به جنبۀ مثبت آن توجه نماییم، این تنوع فرصتی ارزشمند برای همۀ ما فراهم می‌آورد تا از یکدیگر بیاموزیم و در فیض رشد کنیم. اما اگر به جنبۀ منفی توجه کنیم، غالبا از این فرصت‌ها استفاده نمی‌کنیم، و گاهی آنها به چنددستگی‌های مختلف تبدیل می‌شوند.

۳. چند‌دستگی ضروری

پولس همچنین در اول قرنتیان 19:11 به نوع سوم چنددستگی در کلیسا اشاره می‌کند:

«شکی نیست که تفرقه‌ها نیز باید در میان شما باشد تا بدین‌گونه آنانی که اصالتشان به ثبوت می‌رسد، در میان شما شناخته شوند.»

همان‌طور که عیسی در تمثیل علف‌های هرز در میان مزرعۀ گندم تعلیم داد (متی 24:13-30)، مهم نیست که ما چقدر عضویت در کلیسا را جدی بگیریم، اما در نهایت کلیساهای ما در این عصر ترکیبی از مسیحیان راستین و غیر‌مسیحیان خواهند بود. خوشبختانه بعضی از علف‌های هرز در پایان به گندم تبدیل می‌شوند. اما برخی علف‌های هرز باقی می‌مانند، و اغلب این چنددستگی‌ها – یعنی جناح‌­بندی‌ها – هستند که حضور آنها را آشکار می‌کنند.

و برخی از این علف‌های هرز به گروهی جدا برای خودشان تبدیل می‌شوند، چنانکه از هشدارهای جدی و فوری رسولان دربارۀ معلمان دروغین می‌دانیم:

«ای برادران، می‌خواهم از شما استدعا کنم مراقب آن کسان باشید که عامل جدایی‌اند و در راه شما مانع ایجاد می‌کنند و با تعلیمی که شما یافته‌اید، مخالفت می‌ورزند؛ از آنان دوری کنید، زیرا این‌گونه اشخاص خداوند ما مسیح را خدمت نمی‌کنند، بلکه در پی ارضای شکم خویشند و با سخنانی زیبا و تملّق‌آمیز بر افکار ساده‌لوحان تأثیر گذاشته، آنان را می‌فریبند» (رومیان 17:16-18).

«امّا شما ای عزیزان، پیشگویی رسولان خداوند ما عیسی مسیح را به یاد داشته باشید که به شما گفتند: “در زمانهای آخر، استهزاکنندگانی خواهند آمد که بنا بر شهوات خود که خلاف دینداری است، رفتار خواهند کرد”» (یهودا 17-19).

این مسیحیان دروغین «گرگ‌های درنده» هستند که گلۀ خدا را شکار می‌کنند، چنانکه پولس هشدار داد: «حتی از میان خود شما کسانی بر خواهند خاست و حقیقت را دیگرگون خواهند کرد تا شاگردان را به پیروی خود از راه به در کنند» (اعمال 30:20)، آنها با بدعت‌های خود کلیساهای ما را دچار آشفتگی و ناراحتی می‌سازند. و یکی از راه‌های واضح برای عدم اصالت آنها، تعارض و اختلافی است که به دلیل «مخالفت با آموزه‌های سالم» و «شهوات خلاف دینداری» ایجاد می‌کنند.

متحد‌کننده‌های بااستعداد

در پرداختن به یگانگی کلیسا، پولس توضیح می‌دهد که چرا رهبران دیندار، بالغ، پر‌محبت، خردمند، مملو از کتاب مقدس و صریح در کلام، با نقش‌های گوناگون خویش، هدایایی ارزشمند برای هر کلیسا هستند. آنها مقدسین را برای کار خدمت تجهیز می‌نمایند تا بدن مسیح بنا شود، تا زمانی که همۀ ما به یگانگی ایمان و شناخت کامل پسر خدا دست یابیم، و بالغ شده، به بلندای کامل قامت مسیح برسیم (افسسیان 11:4-13).

این یک خواندگی امریِ آسان نیست، بلکه مستلزم شخصیت اثبات‌شده، حکمت، معرفت و سابقۀ پایدار در «به روح رفتار کردن» است (غلاطیان 16:5). از این رو، رهبران کلیسا نباید از نظر روحانی نابالغ باشند (اول تیموتائوس 1:3-7) مبادا به جای ریختن آب محبت فداکارانه و حکمت دیندارانه، با افزودن سوخت امور نفسانی بر شعله‌های چنددستگی‌های تازۀ کلیسا، آن را شعله‌ورتر کنند.

رهبران بالغ، فرهنگ‌هایی را در کلیساهای خود پرورش می‌دهند که مقدسین را به سوی «یگانگی روح به مدد رشتۀ صلح» هدایت و تشویق می‌کند، و آنها ساده‌لوح نیستند. به‌خوبی آگاه‌اند که عواملی مانند امور نفسانی، تنوع در سطوح بلوغ و حضور مسیحیان دروغین، این پیروی و تلاش جمعی را دشوار می‌سازد. اما همچنین درک می‌کنند که این چالش به شکلی اجتناب‌ناپذیر باید سخت باشد؛ به‌ویژه در این عصر.

«تا به کی؟»

اما این عصر برای همیشه دوام نخواهد داشت. زمانی خواهد رسید که دیگر علف‌های هرز در میان گندم‌ها رشد نخواهند کرد، نَفْسِ گناه‌آلود ما دیگر بر ما مسلط نخواهد بود، و هرچند ممکن است سطوح گوناگونی از بلوغ وجود داشته باشد، اما این تفاوت‌ها دیگر به تعارض و درگیری منجر نخواهد شد. «همه (بالاخره) به یگانگی ایمان و شناخت پسر خدا نائل شده، بالغ خواهیم شد، و به بلندای کامل قامت مسیح (در نهایت) خواهیم رسید» (افسسیان 13:4). همۀ ما آن یگانگی را که میراث ما در مسیح است تجربه خواهیم کرد و همه یک خواهیم بود، همان‌طور که عیسی و پدر یک هستند (یوحنا 21:17).

تا آن زمان، بیایید از کوشش و مبارزه برای یگانگی دست نکشیم. در این مبارزه برای یگانگی، ما جنبه‌های متعددی از فیض متنوع پدر را تجربه می‌کنیم. در حالی که به دنبال یگانگی هستیم، ناگزیر با گناهان خویش مواجه می‌شویم، و تقدیس ضروری که سخت به آن نیازمندیم به واسطۀ روح تجربه می‌کنیم. و در تلاش برای رسیدن به یگانگی و حفظ آن، ابعاد گرانبهای محبت مسیح را کشف کرده و تجربه می‌کنیم تا جایی که همگان با مشاهدۀ ما دریابند که شاگردان او هستیم (یوحنا 35:13).

و میل ما به تجربۀ وعدۀ «هنوز تحقق‌نیافته» است؛ یگانگی کامل، بی‌نقص و هماهنگ با بدن مسیح، اشتیاقی عمیق برای عصر آینده در ما برمی‌انگیزد و ما را به ناله و دعا وامی‌دارد. این اشتیاق باعث می‌شود که ما مقدسین نظاره‌گر باشیم و فریاد بزنیم: «تا به کی، خداوندا؟» و در عین حال، شادمانی موعود در اثر یگانگی کامل که پیش روی ما نهاده شده است، امیدمان را استوار می‌سازد که «به‌زودی شب گریه به صبح سرود بدل خواهد شد.»


نویسنده: جان بلوم[1]

همکار نویسنده، «اشتیاق برای خدا»

جان بلوم به عنوان معلم و یکی از بنیانگذاران اشتیاق برای خدا خدمت می‌کند. او نویسندۀ چهار کتاب است، از جمله «نه با دیدن»[2] و جدید­ترین آنها «وفادار به کلام خود».[3] او و همسرش پنج فرزند دارند و در شهرهای دوقلو[4] زندگی می‌کنند.

[1] Jon Bloom

[2] Not by Sight

[3] True to His Word

[4] Twin Cities

سایر مقالات

مقالات بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا