مروری بر کتاب حزقیال

مروری بر کتاب حزقیال

نویسنده: حزقیال نبی

هدف: تشویق تبعیدشدگان به تداوم و پایداری در ایمان به خدا تا وقتی برای بازگرداندن آنها به سرزمین موعود و وعدۀ بازسازی و مرمت معبد و نوسازی اورشلیم جامۀ عمل بپوشاند و آنها را به بالاترین جلال برساند.

تاریخ نگارش: 593-570 ق.م

حقایق کلیدی

  • یهودا و اورشلیم سزاوار نابودی و تبعید بودند.
  • کسانی که به طور فاحش شریعت خدا را زیر پا گذاشتند، داوری می‌شوند.
  • خدا اقوامی را که با قوم او مقابله کردند، داوری خواهد کرد.
  • خدا بعد از تبعید به قوم خود برکات عظیمی خواهد داد.
  • اورشلیم و معبد تبدیل به مرکزی برای قوم احیاءشده و بازگشته از تبعید خواهند شد.

نویسنده

آیات اول حزقیال (1:1-3) می‌گویند که این کتاب شامل متون زیادی از شرح حال و زندگی‌نامۀ خودِ حزقیال است (1:1). مطالبی نیز از زبان سوم‌شخص بیان می‌شوند (2:1-3) و این تصور را ایجاد می‌کنند که خود حزقیال یا فردی صمیمی و نزدیک به او تمامی این قسمت‌های مربوط به زندگی‌نامه را به صورت یک کتاب واحد درآورده است.

ما هیچ اطلاعاتی در مورد حزقیال بیش از آنچه در این کتاب به نام او آمده است، نداریم؛ نام او به معنای «خدا استوار و محکم می‌سازد» است (ر.ک یادداشت‌هایی در باب حزقیال 7:3-8). اگر فرض کنیم حزقیال در زمان شروع خدمتش سی سال داشته (حزقیال 1:1) و مصادف با سال پنجم تبعید یِهویاکین بوده باشد (حزقیال 2:1-3)؛ پس در بیست‌وشش سالگی تبعید شده است. آخرین تاریخ ذکرشده در کتاب حزقیال (17:29) نشان می‌دهد خدمت او حداقل بیست‌وسه سال به طول انجامیده و در آن زمان دیگر پنجاه ساله شده است. معلوم نیست او تحت چه شرایطی و چگونه فوت کرده است.

حزقیال یک کاهن بود (حزقیال 3:1) و کاهنین معمولا در سی سالگی خدمت خود را شروع می‌کردند. اما حزقیال در تبعید و هفتصد مایل دورتر از اورشلیم زندگی می‌کرد و در زمان موعظه‌های او، معبد به طور کامل تخریب شده بود. در همان سالی که خدمتش را شروع کرد، خدا او را به نبوت فرا خواند.

حزقیال در سال 597 ق.م به عنوان اسیر به تبعید فرستاده شد؛ یعنی بعد از آنکه نبوکدنصر اورشلیم را تسخیر کرد و یِهویاقیم، خاندان سلطنتی، شهروندان و صنعت‌کاران ماهر را به اسارت گرفت و به تبعید فرستاد (دوم پادشاهان 14:24). حزقیال در کنارۀ رود کِبار زندگی می‌کرد (حزقیال 1:1)؛ او ازدواج کرده بود، اما همسرش در سال 586 ق.م در دوران اسارت و مدتی قبل از تخریب اورشلیم درگذشت (حزقیال 18:24). در تبعید بود که مشایخ به نقش نبوتی او پی بردند (1:8؛ 1:20).

در این کتاب معمولا خدا حزقیال نبی را با عنوان «پسر انسان» خطاب می‌کند که در اصل به معنای انسان یا شخص است. این اصطلاح بر ضعف و ناتوانی بشر در مقایسه با تعالی و عظمت خدا تاکید دارد. بعدها در تاریخ یهود، این اصطلاح اهمیت بیشتری پیدا کرد (ر.ک یادداشت‌هایی در باب حزقیال 1:2 و دانیال 13:7).

زمان و مکان نگارش

حزقیال شاهد سقوط و افول امپراتوری قدرتمند آشوریان بود. سپاهیان بابل به فرماندهی نبوکدنصر تبدیل به اَبَرقدرت منطقۀ خاور نزدیک باستان شدند. نیروهای بابل و ارتش فرعون مصر، نِکو، به صورت دوره‌ای بر سر این قلمرو که قبلا تحت اختیار آشوریان بود، با هم نزاع و درگیری داشتند. پادشاهان یهودا در اورشلیم نیز بین این درگیری‌ها گرفتار شده بودند.

یِهویاقیم در سال 609 ق.م به دستور نِکو بر تخت پادشاهی اورشلیم نشست (دوم پادشاهان 34:23). بعد از شکست مصریان در کَرکِمیش در سال 605 ق.م، یِهویاقیم پیمان خود را با مصریان شکست و تابع نبوکدنصر شد؛ او سه سال در خدمت نبوکدنصر بود، اما دوباره با مصر متحد شد (دوم پادشاهان 1:24). در همان ماه که نبوکدنصر تصمیم گرفت یهودا را به خاطر خیانتش نابود کند، یِهویاقیم مُرد و در نتیجه پسرش یِهویاکین جانشین او شد. یِهویاکین نیز مورد غضب نبوکدنصر قرار گرفت. نبوکدنصر در سال 597 ق.م مدت کوتاهی اورشلیم را محاصره کرد و سپس یِهویاکین را همراه با جمعیت زیادی از شهر از جمله حزقیال به اسارت گرفت (دوم پادشاهان 8:24-12). او عموی یِهویاکین، صِدِقیا را به جای او حاکم شهر کرد که تا زمان ویرانی شهر اورشلیم در سال 586 ق.م بر آنجا حکومت نمود. اگرچه برخی صِدِقیا را آخرین پادشاه یهود می‌دانند، اما یِهویاکین آخرین حاکم قانونی آنجا بود. تمامی تاریخ‌های ذکرشده در کتاب حزقیال بر مبنای تبعید یِهویاکین بیان می‌شوند. حکمرانی صِدِقیا نیز مانند یِهویاقیم دچار نوسان بود که گاهی با مصر و گاهی با بابل متحد می‌شد (حزقیال 15:17-19).

اسیران و بسیاری از مردم باقی‌مانده در اورشلیم امید داشتند که تبعید زیاد طول نمی‌کشد و آنها به‌زودی به شهر بازمی‌گردند و اورشلیم از بلایای بیشتر در امان خواهد ماند. انبیاء دروغین، مروج این باور بودند. از آنجایی‌ که خداوند اورشلیم را به عنوان مسکن خود برگزیده بود و قبلا همیشه مدافع و محافظ این شهر بود، عموما مردم به این باور رسیده بودند که اورشلیم غیرقابل تعرض است. بیشتر موعظه‌های حزقیال در مورد هشدار به تبعیدیان بود که سرنوشت بسیار بدتری در انتظار اورشلیم است و این شهر ویران خواهد شد.

هیچ کتاب نبوتی به اندازۀ کتاب حزقیال در مورد وقایع تاریخی هشدار نمی‌دهد. حزقیال به‌خوبی می‌دانست پیامش چه ارتباطی با شرایط تاریخی آینده دارد. تمامی تاریخ‌ها به خواننده کمک می‌کنند وقایع معاصر آن زمان را به‌خوبی احساس کنند.

در تایید درستی تاریخ‌ها در نمودار زیر، باید گفت گاه‌شمار نیمۀ دوم هزارۀ اول پیش از میلاد (از جمله دوران حزقیال) کاملا قطعی است، زیرا سوابق رویدادهای آن دوران هم در کتاب مقدس و هم در اسناد غیرکتاب‌مقدسی و به زبان‌های مختلف منطقۀ خاور نزدیک در دسترس هستند و کاملا قابل اعتمادند.

با مشاهدات ستاره‌شناسی که کاتبان دوران باستان ثبت کرده‌اند، می‌توان تقویم‌های قدیمی و جدید را با ضریب اطمینان بسیار بالایی به هم ارتباط داد. گرچه دور از ذهن نیست که بعضی از این تاریخ‌ها در پرتو اکتشافات جدید تغییراتی داشته باشند، اما غیرممکن است تغییرات عمده و بزرگی در آنها ایجاد شود.

مرجعسال/ماه/روزتقویم جولیانرویداد
حزقیال 1:15/4/3031 ژوئیه 593فراخواندگی
حزقیال 2:15/(؟)5/431 ژوئیه 593فراخواندگی
حزقیال 1:85/6/617 سپتامبر 592رؤیای رویدادهای اورشلیم
حزقیال 1:2010/5/714 اوت 591مشایخ برای تحقیق می‌آیند
حزقیال 1:2410/10/915 ژانویه 588آغاز محاصرۀ اورشلیم
حزقیال 1:261/-/11بین آوریل 587 و آوریل 586وحی علیه شهر صور
حزقیال 1:2912/10/107 ژانویه 587وحی علیه مصر
حزقیال 17:2927/1/1 26 آوریل 571مصر به جای صور
حزقیال 20:307/1/11 29 آوریل 587وحی علیه فرعون
حزقیال 1:311/3/1121 ژوئن 587وحی علیه فرعون
حزقیال 1:321/12/123 مارس 585وحی علیه فرعون
حزقیال 17:3212/-/15بین آوریل 586 و آوریل 585 وحی علیه مصر
حزقیال 21:335/10/12 8 ژانویه 585فراریان از اورشلیم می‌رسند
حزقیال 1:4010/1/25 28 آوریل 573رؤیای احیای اورشلیم

آخرین تاریخ ذکرشده در حزقیال، سال 571 ق.م است (حزقیال 17:29). تا آن زمان هنوز نگارش کتاب کامل نشده بود. شاید بخش‌هایی از آن زودتر نوشته شده بودند و به‌تدریج تا آخر عمر حزقیال گردآوری شدند. هیچ دلیل محکمی وجود ندارد که ثابت کند بخش اصلی کتاب پس از مرگ حزقیال نوشته شده باشد.

اهداف و ویژگی‌ها

کتاب حزقیال کتابی منحصربه‌فرد و استثنائی است؛ برای مثال این کتاب کاملا زندگی‌نامه است و از زبان اول‌شخص و از دیدگاه خودِ حزقیال نوشته شده است. کتاب به سه قسمت تقسیم می‌شود؛ در دو قسمت اول، حزقیال داوری بر اورشلیم (حزقیال 1-24) و اقوام خارجی (حزقیال 25-32) را اعلام می‌کند. وقتی یک قاصد رسید و از نابودی کامل اورشلیم خبر داد (حزقیال 21:33-22)، حزقیال وعدۀ بازسازی و احیاء و همچنین رحمت خدا در آینده را برای مردم موعظه کرد (حزقیال 33-48). قسمتی که داوری بر اورشلیم را اعلام و قسمتی که احیاء و بازسازی آن را پیشگویی می‌کند، هر دو با هم با الهام مربوط به نقش حزقیال به عنوان دیده‌بان شروع می‌شود (حزقیال 16:3-21؛ 1:33-20).

در کتاب حزقیال بیش از هر کتاب نبوتی دیگری، اعمال نمادین بیان شده‌اند (22:3-26؛ 1:4-3؛ 4:4-8؛ 9:4-11؛ 12:4-14؛ 1:5-3؛ 10:12-16؛ 17:12-20؛ 6:21-7؛ 18:21-24؛ 15:24-24؛ 15:37-28). حزقیال با پیام خودش احساس قرابت داشت و سختی‌های زیادی را تحمل کرد تا به مردم نشانه‌هایی دهد تا شاید آنها را ترغیب به توبه کند (مثلا یک سال روی پهلوی خود دراز کشید، 4:4-7). حزقیال همچنین از حکایات (15؛ 16؛ 17؛ 19؛ 23) و ضرب‌المثل‌ها (21:12-22؛ 44:16؛ 2:18-3) استفاده می‌کرد.

مسیح در حزقیال

وقتی حزقیال اعلام کرد خدا اورشلیم را نابود و ویران می‌کند و مردمانش را به دلیل عدم ایمان به تبعید می‌فرستد؛ در واقع خدمت مسیح را پیشگویی می‌کرد. داوری علیه کسانی که مرتد بودند تا زمان خدمت عیسی نیز ادامه داشت. عیسی یهودیان را به توبه دعوت کرد و باقی‌ماندگانی نیز با ایمان پاسخ دادند. عیسی نیز مانند حزقیال اعلام کرد یک‌بار دیگر معبد و اورشلیم پس از عزیمت او ویران خواهند شد (متی 1:24-51؛ یوحنا 19:2). حزقیال اعلام کرد اقوام غیریهود که قوم خدا را آزار می‌دهند، داوری خواهند شد (حزقیال 19:29؛ 25:30؛ 21:38-23). این داوری‌ها تا حدی با آغاز پادشاهی مسیح محقق شدند (متی 34:24؛ لوقا 32:11 و 51)، اما در زمان بازگشت مسیح به کمال خواهند رسید (مکاشفه 18:11؛ 7:14؛ 1:15).

وقتی حزقیال اعلام کرد روزی خدا به تبعید پایان خواهد داد (حزقیال 33-48)، عهد صلح و آشتی را برقرار خواهد کرد (حزقیال 5:34؛ 6:37) و اورشلیم را به جلالی بزرگ‌تر از همیشه خواهد رساند (حزقیال 1:48-35)، در واقع کار مسیح را پیشگویی می‌کرد. در راستای این امید و دلگرمی، مرگ، رستاخیز و صعود عیسی در نزدیکی اورشلیم اتفاق افتادند (متی 21:16). روز پنتیکاست، روح‌القدس بر هزاران تبعیدی که به مسیح ایمان آوردند، نازل شد (اعمال 1:2-47). به‌علاوه بین اولین و دومین آمدن مسیح، اورشلیم آسمانی که مسکن مسیح است، به جنبۀ مهم ایمان مسیحی تبدیل می‌شود (یوحنا 31:3؛ کولسیان 5:1). عهد جدید نیز اورشلیم را به مرکز آسمان‌های جدید و زمین جدید تبدیل کرد تا با بازگشت مسیح استقرار یابد (مکاشفه 2:21).

حزقیال با ذکر نام «فرمانروا» که در 24:34؛ 25:37؛ 3:44؛ 22،17،16،7:45؛ 18،17،16،12،10،8،4،2:46 ذکر کرده است، در واقع خودِ مسیح را پیشگویی کرد. این فرمانروا پسر داوود است و بعد از تبعید، بر تمامی قوم‌ خدا سلطنت خواهد کرد. از دوران تبعید تا زمان عیسی، هیچ شخصیتی از خاندان سلطنتی داوود بر قوم اسرائیل حکومت نکرد (لوقا 32:1-33). بنابراین عیسی امیدهای حزقیال به احیاء خاندان داوود در دوران بعد از تبعید را به واقعیت تبدیل می‌کند (ر.ک یادداشت‌هایی در باب حزقیال 24:37).

حزقیال امید زیادی داشت با بازسازی معبد و احیاء کهانت در آن، قوم اسرائیل در آینده دوباره جان بگیرد (حزقیال 40-48). عیسی پسر مجسم خدا، تحقق نهایی معبد (یوحنا 19:2-22؛ مکاشفه 22:21) و کهانت (عبرانیان 1:7-6:8) است. مرگ او کفارۀ گناهان بود (رومیان 25:3؛ عبرانیان 17:2). اکنون او در حضور تخت خدا در آسمان خدمت می‌کند و برای مقدسین شفاعت می‌کند. به صعود عیسی بنگرید؛ چرا عیسی به آسمان رفت؟ وقتی در جلال و شکوه بازگردد، آسمان‌ها و زمین جدید را تقدیس و تبدیل به مسکن مقدس خدا می‌کند (مکاشفه 22:21-23) و معبد را تبدیل به مکانی برای حضور خاص خود خواهد کرد.

مروری بر کتاب حزقیال


سایر مقالات

مقالات بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا