5 باور غلط دربارۀ شماسها

5 باور غلط دربارۀ شماسها
باور غلط اول: شماسها همان مشایخ در حال آموزش هستند
«شنیدهام میخواهند شما را شماس کنند. به نظرتان چقدر طول میکشد تا شما یک شیخ شوید؟»
پیتر[1] به شنیدن چنین پرسشهایی در کلیسا عادت کرده است. او ناراحت نمیشود، حتی کمی هم از این بابت خوشحال میشود. پیشتر دیدهایم که چگونه در قرن چهارم و قرون وسطی، مقام شماسی به یک نقش صرفا سطحی روحانیت تبدیل شده بود و این توقفگاهی در مسیر کشیش شدن بوده است.
الگوی کشیشِ در حالِ آموزش، همچنان در کلیسای کاتولیک رومی، علیرغم تفاوتهای کلیدی، در بیشتر جوامع اسقفی نیز رایج است. اما برخی از کلیساهای کوچک بشارتی رویکرد خاص خودشان را دارند: مشایخ در حال آموزش. مطمئنا، برخی از شماسها باید در نهایت شیخ شوند، اما به شرط آنکه واجد شرایط لازم برای مشایخ باشند (اول تیموتائوس 1:3-7؛ تیتوس 5:1-9).
گرچه فهرست شرایط لازمۀ این دو مقام مشابهاند، اما یکسان نیستند. مقام شماسی چرخ کمکی برای شیخ شدن نیست. مقام شماسی یک مقام متفاوت با اهداف متفاوت است که در بسیاری از موارد به عطایای مختلفی نیاز دارد.
به عنوان مثال، ممکن است فردی فاقد توانایی تدریس باشد؛ بنابراین، برای مقام شیخ بودن نامناسب باشد (اول تیموتائوس 2:3؛ تیتوس 9:1)؛ با این وجود، یک شماسِ واقعا عالی باشد.
بنابراین، آیا شماس پیتر میتواند خدمت شبانی را دنبال کند؟ البته، اما این نباید دلیل شماس بودن او باشد. هر شبانی ابتدا باید یک خادم باشد، اما قرار نیست که هر خادمی یک شبان رسمی شود. خدمت شماسی بیش از حد مهم و باشکوه است که بخواهد صرفا یک پله برای رسیدن به چیزهای دیگر باشد.
باور غلط دوم: شماسها افراد خِبرهای در spreadsheet یا کارمندان همهکاره هستند
«تو در تعمیر کردن چیزها خوب هستی. باید تو را شماس کنند.»
بسیاری از روزها، شبان جیم[2] از حضور ترنس[3] در کلیسا خوشحال است. ترنس یک پیمانکار عمومی موفق است که نسبت به پیمانکاران سایر کلیساهای کوچک، ابزار بیشتری دارد. زمستان سه سال پیش وقتی که آبگرمکن کلیسا خراب شده بود، جیم چه کار کرد؟ او با ترنس تماس گرفت. در آن شنبۀ سوزان ژوئن که سیستم تهویۀ هوا از کار افتاد، چطور؟ او باز هم با ترنس تماس گرفت.
ظاهرا هیچ چیزی نیست که ترنس نتواند راهی برای تعمیر آن پیدا کند. وقتی صحبت از رسیدگی به ساختمان و محوطۀ کلیسا به میان میآید، دانش او بینظیر است. آیا ترنس یک شماس ایدهآل نخواهد بود؟ تند نروید! من هنوز به شما نگفتهام که آیا او ایمانداری بالغ است یا خیر. یک شماس، بسیار فراتر از کسی است که راه انبار تجهیزات را بداند. آیا او مسیر کتاب مقدس خود را نیز میداند؟
نمونهای دیگر: بودجۀ کلیسای ما افتضاح است؛ ما شاهد یک کسری مالی دیگر هستیم و هیچ پیشبینیِ روشنی برای برآورد مالی سال آینده نداریم. چرا سَم[4] را شماس نکنیم؟ مگر او مشکلات مالی مردم را برای امرار معاش حل نمیکند؟ روتین صبحهای کاری سَم پیچیده نیست: او بیدار میشود، کمی قهوه دم میکند و پیش از آنکه دوش بگیرد و راهی شرکت برنامهریزی مالی خود شود، بازار را بررسی میکند. روزهای یکشنبه، غیرمعمول نیست که اعضای کلیسا بهآرامی به او نزدیک شوند تا مشاورۀ مالی غیررسمی بگیرند. وقتی صحبت از درک اقتصادی هوشمندانه به میان میآید، سَم در کلیسا بیرقیب است. آیا سَم یک شماس ایدهآل نخواهد بود؟ باز هم میگویم، تند نروید! من هنوز به شما نگفتهام که آیا او ایمانداری بالغ است یا خیر. مهارت در Spreadsheet قابلیتی ارزشمند است، اما برای کسب مقام در خانۀ خدا کافی نیست (اول تیموتائوس 15:3).
باور غلط سوم: شماسها مدیران تجاری زبردستی هستند
دانشکدههای الهیات شاید زبانهای باستانی را آموزش دهند و قلب آنها را برکت دهند، اما نمیتوانند مهارتهای مدیریتی را آموزش بدهند. تعدادی شماس قاطع با درک اقتصادی، چیزی است که کلیسا واقعا به آن نیاز دارد.
کلیف[5] به مدت 30 سال عضو کلیسای محلی پاینهیل بوده و نزدیک به 20 سال به عنوان شماس خدمت کرده است. او تقریبا همان زمانی که به کلیسا پیوست، شرکتی را در زیرزمین خانهاش تاسیس کرد؛ اکنون این شرکت در یک آسمانخراش در مرکز شهر فعالیت میکند. کاملا روشن است که کلیف در بازار کار برای خود بسیار خوب عمل کرده است. او تعداد زیادی کارمند و دههها درایت تجاری دارد.
آیا کلیف شماسی ایدهآل است؟ یکبار دیگر میگویم، تند نروید! من هنوز به شما نگفتهام که او ایمانداری بالغ هست یا خیر. تجربۀ مدیریت اجرایی میتواند یک سرمایۀ جدی باشد، اما نشانگر شایستگی روحانی نیست.
باور غلط چهارم: شماسها باید شبانان را فروتن نگه دارند
اگر فقط قرار است «بلهقربانگو» باشیم، شماس بودن چه فایدهای دارد؟ البته که من به شبان دِیو[6] میگویم اوضاع از چه قرار است؛ چه کس دیگری میخواهد این کار را انجام دهد؟ بهعلاوه، من تنها میخواهم او را فروتن نگه دارم. یک شبان متکبر، آخرین چیزی است که لازم داریم.
خدمت شماسانه بسیار مهمتر و پرشکوهتر از آن است که به عنوان ابزاری برای چیزی دیگر تلقی شود.
شماس وینی[7] اگر هیچ چیزی نباشد، دستکم یک مخالفگراست. او قصد ندارد زندگی شبان دِیو را سخت کند، هرچند اغلب در این کار موفق میشود. او صرفا خود را موظف کرده است که شبان دِیو را فروتن نگه دارد. صادقانه بگویم، وینی تمایل ندارد کلیسا تغییر زیادی کند، اما بوی اشتیاق به نوآوری را که از دفتر شبان میوزد، استشمام میکند.
همین هفتۀ گذشته، دِیو در حال «رویاپردازی» دربارهٔ راهاندازی نوعی کارآموزیِ شبانی بود؛ بفرمایید، همانطور که وینی حدس میزد! او برای دستیابی به این هدف، دو برنامۀ بلندمدت کلیسا را به پایان رساند تا بتواند بودجۀ آن را تامین کند. وینی تمایل دارد شکایتهای خود را کاملا در لفافه بیان کند. «برخی مردم فکر میکنند» جملۀ مورد علاقهاش است. (مهم است که شبان دِیو بداند که این صرفا نگرانی وینی نیست.) آیا وینی شماسی ایدهآل است؟ من فکر میکنم همه موافقیم که اینطور نیست.
باور غلط پنجم: شماسها باید امور را اداره کنند
«به اولین کلیسای تعمیدی خوش آمدید؛ جایی که شبانان سخن میگویند و شماسها امور را اداره میکنند. (اما جدی، اگر میخواهید کار مهمی در اینجا انجام شود، باید این شماسها را متقاعد سازید.)»
استیو[8] عضو هیئت مدیرۀ چند سازمان است، هیچ کدام به اندازۀ خدمت به عنوان شماس اولین کلیسای تعمیدی او را راضی نمیکند. او عاشق اعضای کلیساست و عمیقا به سلامت بلندمدت کلیسا اهمیت میدهد. استیو مشکلی با رهبری شبان در امور روحانی ندارد؛ به هر حال کاغذی که در دفترش آویزان شده، ادعا میکند که او در الهیات استاد است، اما وظیفۀ شماسها نظارت بر همه چیز است، اینطور نیست؟
این نوع رویکرد، نادر نیست. به یاد میآورم که چگونه یکی از دوستان شبانم طرز فکری را که از کلیسای خود به ارث برده بود، اینگونه برایم توصیف کرد: «در واقع، مشایخ و شماسها حوزههای اقتدار جداگانه اما برابر دارند: مشایخ بر امور روحانی و شماسها بر امور مادی حکومت میکنند.» این در عمل به چه معناست؟ شماسها نمیتوانند در امور روحانی برای مشایخ تصمیم بگیرند، زیرا این حوزۀ آنهاست؛ و مشایخ نیز نمیتوانند به شماسها دیکته کنند در امور روزمره چه کنند، چرا که این هم حوزۀ آنها است.
هنگامی که شماسها شروع به فعالیت میکنند، چه به عنوان شبانان پیشرو بر کل جماعت کلیسا و چه به عنوان هیئت مدیرهای که بر کارکنان و کمیتههای مختلف نظارت دارند، شرح وظایف شماسها در کتاب مقدس در هالهای از ابهام فرو میرود. بهعلاوه، هر ساختاری که شماسها را تشویق کند تا به عنوان وزنۀ تعادلی برای شبانان یا شیوخ عمل کنند – یعنی مجلس دوم قانونگذاری برای «بررسی و موازنۀ» تصمیمات شبانی باشد – از مرزهای کتابمقدسی خود فراتر رفته است. هرچند شاید هدف اصلی این نبوده باشد، اما اغلب نتیجه همین است.
سوارهنظام خادمین
نقش شماسها در کلیسای شما بهاشتباه چه پررنگ و چه کمرنگ شده باشد، راه حل این نیست که از یک افراط به افراطی دیگر بپرید، بلکه باید شماسها را به هدف اصلی مورد نظر کتاب مقدس و نقش غیرقابل جایگزین کتابمقدسی آنها بازگردانید. شماسها نه شورای روحانی مدیران کلیسا هستند و نه هیئت مدیره که مدیر عاملان یا همان شبانان، مجبور به پاسخگویی به آنها باشند. آنها سوارهنظام خادمان هستند که وظیفۀ اجرای نظرات مشایخ را با هماهنگی خدمات مختلف به عهده دارند. شماسها مانند نیروهای عملیات ویژه هستند که ماموریتهای پیشبینینشده را با صلابت و لذت انجام میدهند.
5 باور غلط دربارۀ شماسها
نویسنده: مَت اِسمِتهارست
[1] Peter
[2] Paster Jim
[3] Terrance
[4] Sam
[5] Cliff
[6] Paster Dave
[7] Deacon Vinnie
[8] Steve




