آفرینشگرایی چیست؟

آفرینشگرایی چیست؟
واژۀ «آفرینشگرایی» دارای دو معنای گسترده و محدود است. به طور گسترده و کلی، میتوان آن را برای هر باوری به کار برد که معتقد است خدا همه چیز را آفرید، یا به طور محدودتر به دیدگاه «زمین جوان» اشاره دارد که معتقد است خدا زمین را تنها چند هزار سال پیش، طی شش روز آفریده است.
به طور کلی، آفرینشگرایی صرفا دیدگاهی است که بیان میکند منشا اصلی هر چیزی عمل آفرینش الهی است. به عبارت دیگر، خدا همه چیز را آفریده است، حتی عناصر اولیۀ ماده و انرژی را که همه چیز از آنها تشکیل شدهاند. تمام جهان و هر چیزی که در آن است، وجود خود را مرهون خداست. هر دیدگاهی را که به این معتقد باشد، میتوان آفرینشگرا نامید.
با این وجود، در کاربردهای رایج امروزی، واژۀ آفرینشگرایی بهندرت با تعریف گستردهاش توصیف میشود. مگر بتوان عبارت یا اصطلاح دیگری برای توصیف آن استفاده کرد، این کلمه معمولا به طور محدودتر به عنوان یک اصطلاح اختصاری برای «آفرینشگرایی زمین جوان»[1] دیده میشود، که دیدگاهی است نه تنها مبنی بر اینکه خدا جهان و هر آنچه در آن است را آفرید، بلکه آن را با نظم و زمانبندی دقیقی به وجود آورد و میتوان در متون کتاب پیدایش مشاهده کرد که در طول شش روز واقعی (همانطور که در پیدایش 1 آمده است) و نه میلیونها یا میلیاردها سال پیش، بلکه هزاران سال پیش آن را آفرید (بر اساس شجرهنامههای دقیق و کامل از آدم تا پدران کلیسا، در ارتباط با جدول زمانی کتاب مقدس).
طبیعتا تمام مسیحیان به معنای اول آفرینشگرا هستند، گرچه بسیاری را به مفهوم دوم نمیتوان آفرینشگرا دانست.
آفرینشگرایی گسترده
عبارت آفرینشگرایی در لغتنامه اینطور تعریف میشود:
«آموزه یا نظریهای مبتنی بر اینکه ماده، اشکال مختلف حیات و جهان توسط خدا از هیچ، و معمولا به همان روشی که در کتاب پیدایش ذکر شده، آفریده شدهاند.»
همچنین دایرةالمعارف بریتانیکا آن را اینگونه تعریف میکند:
«آفرینشگرایی یعنی باور به اینکه جهان و اشکال مختلف حیات، همگی توسط خدا از “هیچ”[2] آفریده شدهاند.»
این تعاریف کوتاه و مختصر بهخوبی معنای گستردۀ این واژه را بیان میکنند و به برخی از عناصر ضروری برای اینکه یک نظریه حتی در کلیترین و گستردهترین مفهوم کلمه، واجد شرایط آفرینشگرایی باشد، اشاره میکنند:
1- آفریدهشده توسط خدا: آفرینشگرایی بر یک آفرینندۀ یگانه، شخصی و الهی (اغلب به طور خاص خدای کتاب مقدس) تاکید دارد. توسل به یک نیروی غیرشخصی یا قانون طبیعی که همه چیز را به وجود آورده باشد، آفرینشگرایی نیست، حتی اگر آن نیروی غیرشخصی را خدا بنامیم؛ آفرینشگرایی به افسانههای پیچیده شامل خدایان متعدد که بهتدریج قسمتهای مختلف جهان را تشکیل دادهاند یا به آنها تبدیل شدهاند، اشاره ندارد. آفرینشگرایی یک آفریننده میخواهد؛ یک خدای یگانه، غایی و شخصی که همه چیز را آفریده است. و باز هم، این عبارت تقریبا همیشه به طور خاص به این ادعا اشاره دارد که این آفریننده، خدای کتاب مقدس است.
2- از هیچ: همچنین مهم است که خاطرنشان کنیم، گرچه «آفریدن» گاهی صرفا به معنای ابداع یا شکل دادن چیزی از موادِ ازپیشموجود میتواند باشد، اما آفرینشگرایی به این معناست که خدا حتی خودِ آن ماده را نیز خلق کرده است؛ یعنی آفرینش «از هیچ». در آفرینشگرایی، تنها خود خدا از قبل وجود داشته و ازلی است. بنابراین، خدا عناصر اولیۀ ماده و انرژی را از هیچ به وجود آورد. حتی بنیادیترین موادی که همه چیز دیگر در جهان از آنها شکل گرفتهاند نیز وجود نداشتند و خدا آنها را به وجود آورده است. عمل آفرینش خدا منشا نهایی تمام هستی خارج از خود اوست. تنها خدا آفریده نشده است. هر چیز دیگری آفرینش و خلقت اوست.
بنابراین، بسیاری از دیدگاههای (مذهبی و غیرمذهبی) آفرینشگرا محسوب نمیشوند. با این وجود، به معنای گسترده و فنی کلمه، باز هم دیدگاههای مختلفی هستند که به عنوان «آفرینشگرا» تعبیر میشوند.

اَشکال رایج آفرینشگرایی (گسترده)
در این تعریف کلیتر آفرینشگرایی، چند دیدگاهها رایج وجود دارد:
آفرینشگرایی زمین جوان:
این دیدگاهی است که اغلب با اصطلاح «آفرینشگرایی» گره خورده است، تا حدی که گاهی اشاره به هر دیدگاه دیگری تحت عنوان «آفرینشگرایی» منجر به سردرگمی میشود. بر اساس این دیدگاه، خدای کتاب مقدس، جهان و هر آنچه در آن هست را دقیقا همانطوری که در کتاب مقدس ذکر شده است، آفرید؛ بهخصوص فصلهای اول و دوم کتاب پیدایش که مستقیما به عمل آفرینش خدا اشاره دارند (اگرچه مابقی کتاب پیدایش و همچنین دیگر کتابهای عهد عتیق نیز در ایجاد جدول زمانی زمین جوان بسیار مهم هستند).
بر اساس این دیدگاه، خدا همه چیز را در طول شش روز واقعیِ بیستوچهار ساعته و تنها چند هزار سال پیش آفریده است (اغلب شش هزار سال پیش؛ برخی از طرفداران YEC، میگویند هشت تا ده هزار سال پیش و برخی نیز انعطافپذیرتر هستند و با دفاع از این دیدگاه کلی میگویند که جهان چند هزار سال پیش آفریده شد، نه میلیونها یا میلیاردها سال پیش).
آفرینشگرایی زمین کهن:
اصطلاح آفرینشگرایی زمین کهن درست برخلاف آفرینشگرایی زمین جوان، به دیدگاهی اشاره دارد که معتقد است خدا، بهراستی خالق و آفرینندۀ جهان است، اما این کار را در زمانی بسیار پیشتر از آنچه آفرینشگرایی زمین جوان ادعا دارد، انجام داده است. بیشتر آفرینشگرایان زمین کهن، خط فکری متداول کنونی را قبول دارند که جهان تقریبا 13.7 میلیارد سال قدمت دارد و زمین حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفته است. آنها به طور کلی معتقدند که طرفداران YEC، پیدایش را بهاشتباه تفسیر کردهاند و زبان دوران اسرائیل باستان، بهدرستی جدول زمانی دقیقی که آفرینشگرایان زمین جوان بر آن اصرار دارند را بیان نمیکند. برخی از آفرینشگرایان زمین کهن مدعی هستند که کتاب مقدس در واقع یک زمین بسیار کهن را اعلام میکند، در حالی که برخی دیگر استدلال میکنند که کتاب مقدس در این مورد سکوت کرده و از این رو میتواند با هر آنچه دانشمندان برای قدمت زمین تعیین میکنند، مطابقت داشته باشد.
آفرینشگرایی تدریجی:
شکلی از آفرینشگرایی زمین کهن، آفرینشگرایی تدریجی، به طور خاص ادعا میکند که طی هزاران سال پیدایش زمین، خدا به صورت دورهای اشکال مختلف حیات را در زمانهای مختلف آفریده است. بنابراین، آفرینشگرایی تدریجی، نظریۀ تکامل داروین و تبار مشترک را به عنوان توجیهی برای وجود انواع مختلف گیاهان و جانوران رد میکند و در مقابل اصرار دارد که خدا گروههای اصلی مخلوقات را جداگانه در زمانهای مختلف و در رویدادهای آفرینش آفریده است. این دیدگاه اغلب مبحث شش روز در پیدایش 1 را به عنوان زبان استعاری از شش دورۀ بسیار طولانی، اما مشخص از فعالیت خلاقانۀ خدا تفسیر میکند.
آفرینشگرایی تکاملی:
این بحثبرانگیزترین عبارت در این فهرست است، زیرا هم در این گروه و هم در میان منتقدان آن، راحت نیستند که آن را «آفرینشگرایی» بنامند. اولینبار، سازمان «بیولوگوس»[3] از این اصطلاح به عنوان جایگزینی برای «تکامل خداباورانه»[4] حمایت کرد.
بر اساس آن، خدا واقعا آفرینندۀ جهان و علت نهایی هر چیزی در جهان است و از این رو از نظر فنی، شکلی از آفرینشگرایی در گستردهترین معنای کلمه است. با این وجود، طرفدارانش مدعی هستند خدا که ماده را به وجود آورده و کسی است که فعالانه قوانین طبیعت را در آفرینش خود استوار میسازد، انتخاب کرده که از فرآیند تکامل تدریجی داروین برای ساخت گیاهان، جانوران، انسانها و هر موجود زندۀ دیگری استفاده کند. از آنجایی که آفرینشگرایی تقریبا همیشه در تضاد با تکامل تدریجی داروین به کار میرود، اصطلاح آفرینشگرایی تکاملی بیشتر از آنکه موضوع را روشن کند، باعث سردرگمی میشود. بنابراین، نویسندگان CARM ترجیح میدهند از اصطلاح پذیرفتهشدهتر و کمچالشتر «تکامل خداباورانه» استفاده کنند. با این وجود، خوب است بدانید که اصطلاح «آفرینشگرایی تکاملی» وجود دارد، زیرا برخی از پژوهشگران برجسته از آن استفاده میکنند و ممکن است در کتابها و مقالاتی که در این باره است با آن روبهرو شوید.
آفرینشگرایی زمین جوان
آفرینشگرایان زمین جوان با یک تفسیر تحتاللفظی از پیداش 1 آغاز میکنند. با توجه به همۀ اینها، وقتی بیشتر مردم از عبارت «آفرینشگرایی» بدون توضیحاتی مانند «زمین کهن» یا «تدریجی» استفاده میکنند، معمولا منظورشان این دیدگاه کلی مبنی بر اینکه خدا جهان را آفریده نیست، بلکه دیدگاه مشخصی است که میگوید خدا دقیقا به همان شکلی که در کتاب مقدس ذکر شده است، جهان را آفریده است. به عبارت دیگر، معمولا منظورشان همان ایدۀ آفرینشگرایی زمین جوان میباشد. بنابراین، اگر بخواهیم پاسخ معناداری به پرسش «آفرینشگرایی چیست؟» بدهیم، بهتر است به طور خلاصه به عناصر اساسی دیدگاه آفرینشگرایی زمین جوان اشاره کنیم. در قسمت زیر نکاتی ذکر شدهاند که ضرورتا مختص دیدگاه آفرینشگرایی زمین جوان نیستند، اما همۀ آنها برای این الگو ضرورت دارند:

1- اولویت کتاب مقدس:
دیدگاه آفرینشگرایی زمین جوان با این ایده آغاز میشود که کتاب مقدس باید نقطۀ شروع تمام موضوعات مورد بحث باشد. سایر شواهد را باید از طریق دریچۀ لنز کلام کامل خدا تفسیر نمود. از آنجایی که آفرینشگرایی زمین جوان بر این باور است که کتاب مقدس به اندازۀ کافی در مورد این پرسش که خدا چه زمانی جهان را آفرید، بهروشنی صحبت میکند، مسیحیان YEC معتقدند که باید یک زمین جوان را بر اساس شهادت کلام خدا، پیش از بررسیهای علمی و مستقل بپذیریم و آنچه را که در تحقیقات علمی مشاهده میکنیم، از طریق دریچۀ حقایق ازپیشتعیینشدۀ کتاب مقدس تفسیر کنیم (بیشتر مسیحیانی که YEC نیستند، اصولا با این استدلال منطقی موافقاند، اما با نتیجهگیری آنها مبنی بر آنکه کتاب مقدس بهصراحت یک زمین جوان را توصیف میکند، مخالفاند).
2- روزهای واقعی بیستوچهار ساعته در پیدایش 1:
شاید مهمترین ادعایی که منجر به نتیجهگیری زمین جوان میشود، پیدایش 1 باشد که روزهای واقعی بیستوچهار ساعته را شرح میدهد. این ادعا برآمده از شاخصهای بارز زمانی در این متن است، از جمله بیان چرخۀ «بامداد و شامگاه» برای هر کدام از روزهای آفرینش. در خروج 11:20 نیز از همین روش استفاده شده است که به نظر میرسد روزهای واقعی بیستوچهار ساعته برای تعیین سَبَّت هفتگی نیز کاربرد داشتهاند. بر اساس این ادعا (در دستور زبان متن پیدایش 1)، کلمۀ عبری به طور خاص نشانگر یک روز واقعی است و استدلالهای دیگری از این قبیل نیز وجود دارند.
3- توفان واقعی و جهانی در پیدایش 6-9:
از نکات اصلی ادعای آفرینشگرایی زمین جوان در مورد قدمت زمین، برداشتی است که از ماهیت فاجعهبار و جهانیِ توفان دوران نوح دارند. متون مربوط به توفان نوح، مستقیما از قدمت زمین صحبت نمیکنند، اما محققان YEC اشاره میکنند که رویداد جهانی فاجعهباری مانند توفان نوح منجر به ایجاد لایههای رسوبی و فسیل شدن گیاهان و جانوران فراوانی شده است (علاوه بر سایر ویژگیهای زمینشناسی و جغرافیایی). بنابراین، بر اساس دیدگاه آفرینشگرایی زمین جوان، اگر رویداد تاریخی توفان نوح را واقعی بدانیم، بیشتر شواهد زمینشناسی و دیرینهشناسی که در مبحث زمین کهن به کار میرود، در واقع توسط همین توفان (و رویدادهای بعدی و مرتبط با آن) توجیه میشوند.
4- پس از سقوط، گناه به آفرینش لطمه زد:
در نهایت، یک جزء اساسی دیگر در جهانبینی آفرینشگرایی زمین جوان (که بسیاری از مسیحیان غیرمعتقد به این دیدگاهِ آفرینشگرایی نیز به اشتراک میگذارند) آن است که آفرینش بهشدت تحت تاثیر سقوط قرار گرفته است. این موضوع از دو جنبه برای آفرینشگرایی زمین جوان مهم است. اول، توضیح میدهد که چرا بعضی جنبههای جهان خلقت، ظالمانه، بیرحمانه، زشت و یا با طراحی بسیار ضعیف به نظر میرسد. جهان امروز (و در بیشتر تاریخ خود)، در شرایط بیعیبونقصی که خدا آن را آفرید، نیست، بلکه حامل نشانههای نفرین و لعنت گناه است. بنابراین، باید انتظار داشته باشیم که هم آثار طراحی درخشان و هم آثار ازهمگیسختگی، درد، رنج، مرگ و انحطاط را ببینیم؛ این دقیقا چیزی است که امروزه میبینیم (تا اینجا همۀ مسیحیان، چه آفرینشگرایان زمین جوان چه غیر آن، با این موضوع موافقاند). اما آفرینشگرایان زمین جوان این استدلال را یک گام فراتر میبرند و استدلال میکنند که نباید چنین نشانههایی از سقوط را پیش از دورۀ سقوط ببینیم. بنابراین، از آنجایی که سابقۀ فسیلی مملو از بیماری، مرگ، خار و طرحهای احتمالا بههمریخته است و سوابق زمینشناسی پر از شواهد بلایای طبیعی مرگبار از هر نوع است، مسیحیان آفرینشگرای زمین جوان بر این باورند که همۀ این شواهد باید بسیار جدیدتر از آن چیزی باشد که مدلهای سکولار یا آفرینشگرای زمین کهن اجازه میدهند.
نتیجهگیری
هنگامی که بیشتر مردم اصطلاح «آفرینشگرایی» را به کار میبرند، دیدگاه زمین جوان، دیدگاه خاصی است که در ذهن دارند، و این در واقع باور میلیونها مسیحی است، اما نه بسیاری از افراد دیگر. با این وجود، به معنای گستردهتر کلمه، تمام مسیحیان آفرینشگرا هستند. این یک اصل اساسی تفکر مسیحی است که خدای یکتا، حقیقی، ازلی و قائمبهذات، همه چیز را از هیچ به وجود آورد. خدای تثلیثیِ کتاب مقدس، خالق جهان و هر چیزی در آن است، و این حقیقت بنیادین که همۀ مسیحیان به آن معتقدند، همۀ ما را به نوعی آفرینشگرا میسازد.
نویسنده: لوک وِین
[1] YEC؛ young Earth creationism
[2] Ex Nihilo
[3] BioLogos
[4] Theistic evolution




