دیدگاه آفرینش «زمین جوان» و «زمین کهن»

دیدگاه آفرینش «زمین جوان» و «زمین کهن»
آیا میتوانید دیدگاه آفرینش «زمین جوان» و «زمین کهن» را با هم مقایسه کنید؟ جنبههای مثبت و منفی آنها را ذکر کنید.
بهدرستی، دیدگاه زمین جوان بیان میکند دنیا فقط هزاران سال عمر دارد، اما بر اساس دیدگاه زمین کهن، عمر زمین میلیونها سال تخمین زده میشود. تفاوت این دو دیدگاه اساسا ناشی از اختلاف در تفسیر فصول اول پیدایش است.
نظریۀ زمین جوان تمایل دارد تایید کند که پیدایش 1 از شش روز متوالی تقریبا بیستوچهار ساعته صحبت میکند و گزارش آن از نظر علمی دقیق است. بسیاری از کسانی که معتقد به دیدگاه زمین جوان هستند، همچنین بر این باورند که شجرهنامههای کتاب مقدس امکان بازسازی یک جدول زمانی منطقی برای تاریخ را فراهم میسازند و ثابت میکنند زمین فقط حدود شش هزار سال عمر دارد. برخی هم معتقدند بین نسلهای موجود در این شجرهنامهها فاصله افتاده است، به طوری که گاهشمار و نامهای آنها فقط انتخابی و نمادین هستند. از همین رو، نمیتوان جدول زمانی دقیقی را بر اساس آنها تعیین کرد. در این دیدگاه، زمین ممکن است ده هزار سال قدمت داشته باشد.
برخی از نقاط قوت دیدگاه زمین جوان عبارتاند از:
- پیدایش 1 بهروشنی روزهای عادی بیستوچهار ساعته را شرح میدهد، وقتی در گزارش خود میگوید: «شامگاه شد و بامداد آمد» (آیات 31،23،19،13،8،5).
- به نظر میرسد پیدایش، روزهای آفرینش را متوالی توصیف میکند، چون در ترجیعبند مدام از «روز» (عادی) صحبت میکند (روز اول، روز دوم و غیره).
- به نظر میرسد در فرمان سَبَّت، روزهای بیستوچهار ساعتۀ متوالی آفرینش مد نظر گرفته شده است، وقتی الگوی شش روز بیستوچهار ساعتۀ کار را مطرح میکند (خروج 9:20-11).
- احتمال فاصله در شجرهنامهها باعث میشود بتوان عمر اجداد انسان را همانطور که در علم مدرن گفته شده است، تعیین نمود.
برخی از نقاط ضعف دیدگاه زمین جوان عبارتاند از:
- درست برخلاف روایتهای تاریخی که در کتاب مقدس میبینیم، پیدایش 1 دارای ادبیاتی بسیار ساده است. از بسیاری جهات کاملا شبیه شعر است؛ گرچه به نوعی به اشعار موجود در کتاب مقدس شباهتی ندارد. نمیتوان سبک آن را بهدرستی تعیین کرد، به همین دلیل نمیتوان سبک ارتباطی یا قصد و نیت آن را تشخیص داد. به عبارت دیگر، نمیتوان قاطعانه گفت هدف اصلی آن بیان زمانبندی و نظم آفرینش بوده است.
- علم مدرن میگوید زمین بیش از هزاران سال عمر دارد و برخی از استدلالهای آن تا حدی قانعکننده هستند. دیدگاه زمین جوان پاسخهای فرضی و حدسی به این یافتههای علمی ارائه نموده است، مانند دادهها یا تحلیلهای اشتباه، تغییرات احتمالی در قوانین فیزیک، و دستکاری نیروهای شیطانی در خود زمین (مثلا ساخت استخوانهای دایناسور). بیشتر این پاسخها چندان قانعکننده نیستند.
- پیدایش 1 و 2 گزارشهای متفاوتی از آفرینش بیان میکنند (گرچه مغایرتی هم ندارند). فقط پیدایش 2 ادعا میکند گزارش دقیق و درستی از آفرینش است (پیدایش 4:2). شاید این بدان معناست که پیدایش 2 را میتوان به عنوان تاریخ واقعی در نظر گرفت، اما پیدایش 1 ممکن است یک شعر یا سرود مقدماتی باشد.
دیدگاه زمین کهن تفسیر زمین جوان با توجه به پیدایش 1 را رد میکند، اما خودش هم تفسیر منسجم و یکپارچهای ندارد. بعضی بر این باورند روزهای آفرینش واقعی بودند، اما متوالی نبودهاند. برخی معتقدند این روزها در واقع زمان و عصر بودهاند. اما بعضی معتقدند این روزها به نوعی شعر بودند و قصد آنها بیان طول مدت واقعی آفرینش نبوده است؛ شاید حتی نمیخواستهاند نظم آفرینش را بیان کنند. بعضی از طرفداران زمین کهن معتقدند شکافهایی در شجرهنامهها وجود دارند.
برخی از نقاط قوت دیدگاه زمین کهن عبارتاند از:
- این دیدگاه بهخوبی با اظهارات علم مدرن تطابق دارد.
- در این دیدگاه نیازی نیست به دنبال انطباق محکم بین تفسیر داستانهای پیدایش 1 و 2 باشیم.
- در این دیدگاه نیازی نیست سبک و مقصود پیدایش 1 دقیقا تعیین شود.
برخی از نقاط ضعف دیدگاه زمین کهن عبارتاند از:
- این دیدگاه مبنای کمتر قانعکنندهای برای فرمان سَبَّت در خروج 9:20-11 ارائه میدهد.
- کسانی که اصرار دارند یک روز در واقع یک عصر یا یک دورۀ زمانی بوده است، تفسیر منسجمی از این متن ندارند. آنها با پافشاری بر وجود نظم، در واقع اذعان میدارند که این متن قصد بیان نظم را داشته است. اما در عین حال قبول ندارند این متن قصد بیان زمانبندی را داشته است (شامگاه شد و بامداد آمد). به نظر میرسد آنها مایلاند بر اساس علم یا به صورت خودسرانه و نه بر اساس خود متن تفسیر کنند و قضاوتهای تفسیری آنها نیز بر همین مبنا انجام میشود.
- کسانی که از آفرینش متناوب روزهای غیرمتوالی صحبت میکنند، ناسازگاری مشابهی با آنچه بلافاصله در بالا ذکر شد دارند. بهخصوص آنها نظم ظاهری متن را میپذیرند، نه زمانبندی آن را. با این حال، باز هم به نظر میرسد این نوعی انطباق با علم و یا خودسرانه عمل کردن است.
من شخصا در مورد سن زمین بلاتکلیف هستم. ظاهرا بهتر است در دیدگاه زمین جوان، شجرهنامههای دارای شکاف و فاصله و در دیدگاه زمین کهن، پیدایش 1 به عنوان یک ساختار ادبی در نظر گرفته شود. نقطۀ ضعف دیدگاه زمین جوان، تقابل آن با علم در مورد آفرینش هر چیزی به غیر از انسان است و نقطۀ ضعف دیدگاه زمین کهن، تقابل آن با خروج 9:20-11 میباشد. نقطۀ قوت هر دوی آنها این است که متن پیدایش را منسجم تفسیر میکنند. بزرگترین مشکل در تصمیمگیری بین این دو، این است که سبک پیدایش 1 نامشخص است.




