شادی یک مرد در برابر کل جهان ایستادگی کرد

شادی یک مرد در برابر کل جهان ایستادگی کرد
به آتاناسیوس[1]، یکی از پدران برجستۀ کلیسا، لقب «آتاناسیوس در برابر جهان»[2] داده شده است.
این عنوان، ناشی از نبرد مداوم آتاناسیوس برای توضیح و دفاع از الوهیت مسیح میباشد، بهویژه در زمانی که به نظر میرسید جهان در حال رویگردانی از تعلیم درست است. آتاناسیوس در برابر این انحراف طاقتفرسا از راستدینی، استوار ایستاد؛ هرچند نشانههای پیروزی او در اواخر زندگیاش دیده شد.
بدعت آریوس[3]
جنگ در سال ۳۱۹ میلادی شعلهور شد. آریوس، شماسی از اسکندریه، که در سال ۲۵۶ در لیبی به دنیا آمده بود، نامهای به اسقف اسکندر ارائه کرد و در آن استدلال نمود اگر پسر خدا واقعا پسر خدا باشد، پس باید آغازی داشته باشد. بنابراین، زمانی باید وجود داشته باشد که او نبوده است.
آتاناسیوس که در سال ۲۹۸ در مصر به دنیا آمده بود، هنگام آغاز این مناقشه کمی بیش از ۲۰ سال داشت؛ بیش از ۴۰ سال جوانتر از آریوس بود (درسی ارزشمند در مورد اینکه چگونه نسل جوان ممکن است از نظر وفاداری به کتاب مقدس، نسبت به نسل پیشین استوارتر باشد). آتاناسیوس در خدمت اسکندر، اسقف اسکندریه بود. از دوران جوانی او تقریبا اطلاعاتی در دست نیست.
در سال ۳۲۱ میلادی مجمعی عمومی در اسکندریه تشکیل شد و آریوس از مقام خویش خلع گردید و نظرات او به عنوان بدعت اعلام شد. آتاناسیوس در سن ۲۳ سالگی به طور رسمی سند خلع مقام او را برای اسقف اسکندر نوشت. این اقدام نقش او را برای 52 سال آینده تعیین کرد؛ نگارش مکتوباتی برای اعلام جلال پسر متجسم خدا. برکناری آریوس، شش دهه درگیری سیاسی میان کلیسا و امپراتوری را به دنبال داشت.
یوسبیوس از اهالی نیکومدیا[4] (شهر اِزمیت امروزی در کشور ترکیه) الهیات آریوس را پذیرفت و «سردمدار و مرکز جنبش آریوسی» شد (نیقیه و پدران پس از نیقیه، جلد ۴، ۱۶). تا ۴۰ سال بعد، بخش شرقی امپراتوری روم (از استانبول امروزی به سمت شرق) عمدتا آریوسی بود. این واقعیت، علیرغم تصمیم شورای بزرگ نیقیه در سال ۳۲۵ مبنی بر الوهیت کامل مسیح، پابرجا ماند. صدها اسقف آن را امضا کردند، اما بعدها عبارات و زبان آن را طوری تغییر دادند که بگویند آریَنیزِم نیز در چهارچوب عبارات اعتقادنامۀ نیقیه میگنجد.
نقطۀ انفجار امپراتوری

هنگامی که استاد آتاناسیوس یعنی اسکندر، اسقف اسکندریه، در ۱۷ آوریل ۳۲۸، سه سال پس از شورای نیقیه درگذشت، مسئولیت هدایت کلیسای مصر و جنبش دفاع از راستدینی به آتاناسیوس محول شد. او در ۸ ژوئن همان سال به عنوان اسقف منصوب گردید. این منصب پس از اسقف روم، دومین مقام برجستۀ اسقفی در جهان مسیحیت بود و بر تمامی اسقفهای مصر و لیبی صلاحیت داشت. در زمان آتاناسیوس، آریَنیزِم به طور کامل در مصر از بین رفت، و آتاناسیوس از همان مصر، با نفوذ گستردۀ امپراتوری خود، برای دفاع از الوهیت مسیح ایفای نقش کرد.
در عرض دو سال پس از تصدی مقام اسقف اسکندریه، آتاناسیوس به کانون اختلاف نظر تبدیل شد. اکثر اسقفانی که اعتقادنامۀ نیقیه را امضا کرده بودند، تمایلی به متهم نمودن دیگران به بدعتگذار بودن نداشتند، حتی اگر با اصل اساسی الوهیت مسیح مخالف بودند. آنها میکوشیدند تا از آتاناسیوس و اشتیاق او به این هدف خلاص شوند. بنابراین، آتاناسیوس به اتهاماتی همچون اخذ مالیات غیرقانونی متهم گردید. تهمتهای دیگری نیز مطرح شدند، از جمله اینکه او در زمان انتصاب بسیار جوان بوده، از جادو استفاده کرده، به افراد خیانتکار کمک مالی پرداخت میکرد و موارد مشابه. کنستانتین[5] نیز از تندخویی آتاناسیوس خرسند نبود و در سال ۳۳۱ او را به روم فرا خواند تا با اتهامات مطرحشده از سوی اسقفان روبهرو شود. شواهد و حقایق، او را تبرئه کرد، اما دفاع او از اعتقادنامۀ نیقیه دربارۀ الوهیت مسیح به طور فزایندهای او را در اقلیت قرار میداد.
سرانجام آتاناسیوس محکوم شده و همراه با چهار اسقف دیگر با قایق گریخت و به قسطنطنیه رفت. متهمان کیفرخواست قبلی خود را کنار گذاشته و با بهرهگیری از شاهدان دروغین اتهام جدیدی ایجاد کردند: آتاناسیوس کوشیده بود با جلوگیری از ارسال گندم از اسکندریه، پایتخت کنستانتین را در قحطی نگه دارد. این اتهام، برای کنستانتین بسیار سنگین بود، و او حتی بدون بررسی شواهد دستور تبعید آتاناسیوس را به تِرِوِری[6] (تریِر، نزدیک لوکزامبورگ امروزی) صادر نمود. آتاناسیوس در ۸ فوریۀ ۳۳۶ راهی تبعید شد.
غیبت هفت ساله
کنستانتین سال بعد درگذشت و امپراتوری او بین سه پسرش، کنستانتیوس[7] (قیصر شرق)، کنستانس[8] (فاتح ایتالیا و ایلیریکوم) و کنستانتین دوم[9] (فاتح فرانسۀ قدیم و آفریقا) تقسیم شد. یکی از اولین اقدامات کنستانتین دوم بازگرداندن آتاناسیوس به مقام اسقفی خویش در اسکندریه در ۲۳ نوامبر ۳۳۷ بود.
دو سال بعد، یوسبیوس، رهبر جنبش آریَنیزِم، کنستانتیوس را متقاعد کرد که از شر آتاناسیوس خلاص شود. او قدرت کلیسایی را به دست گرفت، گریگوری[10] را اسقف اسکندریه اعلام کرد، فرمانداری بیایمان را مسئول شهر قرار داد و برای تصرف اقامتگاهِ اسقف و کلیساها از نیروی نظامی استفاده نمود. آتاناسیوس مجبور شد شهر را ترک کند تا از خونریزی بیشتر جلوگیری نماید.
این آغاز دومین تبعید او بود؛ طولانیترین دورۀ دوری او از جماعت خویش. او در ۱۶ آوریل ۳۳۹ اسکندریه را ترک نمود و تا ۲۱ اکتبر ۳۴۶ بازنگشت. دو پسر دیگر کنستانتین از آتاناسیوس حمایت کردند و شورای ساردیکا[11] (سوفیای کنونی در بلغارستان) را فرا خواندند؛ شورایی که در اوت ۳۴۳ او را تبرئه کرد. اجرای این تصمیم سه سال به طول انجامید تا شرایط سیاسی لازم برای بازگشت او مهیا گردد. آتاناسیوس سرانجام پس از هفت سال دوری با شادی به میان جماعت خود بازگردانده شد.
از میان آروارههای شیطان
در ۱۸ ژانویۀ سال ۳۵۰، کنستانس به قتل رسید. این امر به کنستانتیوس فرصت داد تا قدرت خود را تقویت کند و بدون مواجهه با مخالفت جدی، به آتاناسیوس و الهیات نیقیه حمله نماید. مردم اسکندریه در سال ۳۵۵ با رهبری دیوژِن[12]، منشی امپراتور، یک حملۀ مسلحانه به شهر را دفع کردند، اما سال بعد کنستانتیوس، فرماندۀ نظامی خود سیریانوس[13] را برای تسلط بر اسکندریه فرستاد.
در ۸ فوریۀ ۳۵۶، سربازان وارد بزرگترین کلیسای اسکندریه شدند، در حالی که آتاناسیوس افراد را برای پرستش صبح روز بعد آماده میکرد. هنگامی که سربازان وارد شدند، آتاناسیوس روی صندلی خود نشست و به شماس گفت که با مزمور ۱۳۶ جماعت را رهبری کند. هر بار که جماعت پاسخ میدادند «زیرا که محبت او جاودانه است»، سربازان بهآرامی به سوی آتاناسیوس پیش میرفتند. آتاناسیوس درخواست اسقفان برای فرار را رد کرد؛ تا زمانی که همۀ مردم در امان ماندند و توانستند فرار کنند. سرانجام، گروهی از راهبان و دیگر رهبران در میان آشفتگی جمعیت، آتاناسیوس را گرفته و از صحنه خارج کردند. او تا شش سال آینده از مردم خود دور بود.
اما در تاریکترین ساعت برای آتاناسیوس و برای جنبش راستدینی، سپیدهدم پیروزی نزدیک بود. این تبعید سوم پربارترین دورۀ تبعید او بود. آتاناسیوس که توسط ارتشی کاملا وفادار از راهبان صحرا محافظت میشد، از دسترس دشمنان پنهان ماند، و مهمترین آثار مکتوب خود را نگاشت: تاریخ آریَنیزِم، چهار رساله علیه آریَنیزِم، چهار نامۀ جاودانه به سراپیون، و دربارۀ شوراهای آریمینوم و سلوکیه.[14] این یکی از کنایههای معمول مشیت خداست که پیروزی بر آریَنیزِم عمدتا از طریق خدمت یک فراری اتفاق افتد که در فاصلهای نزدیک از مرگش زندگی میکند و مینویسد.
آتاناسیوس در ۲۱ فوریه ۳۶۲ با اتفاق جالب دیگری به اسکندریه بازگشت. امپراتور جدید و آشکارا بیدین، جولیان[15]، تمام تبعیدهای کنستانتیوس را لغو کرد. این لطف فقط هشت ماه به طول انجامید. اما در همین مدت، آتاناسیوس مجمعی را در اسکندریه فرا خواند و دستاوردهایی را که در شش سال آخر نوشتن خود کسب کرده بود تثبیت نمود و در قالب رسمیتری ارائه کرد. این اقدام او تاثیر فوقالعادهای بر اجماع فزایندۀ کلیسا به نفع راستدینی نیقیه داشت. جِروم[16] میگوید که این شورای کلیسایی «کل جهان را از میان آروارههای شیطان ربود» و آرچیبالد رابرتسون[17] آن را «تاج کار آتاناسیوس» مینامد.
نقطۀ عطفی که این شورا برای راستدینی در سال ۳۶۲ ایجاد کرد، نیروهای متحدکنندۀ مسیحیت شرقی را قادر ساخت تا در برابر آریَنیزِم سیاسی تحت فرمان امپراتور والِنس[18]، که از ۳۶۴ تا ۳۷۸ سلطنت کرد، مقاومت کنند.

پایان تبعیدها
اما در اکتبر ۳۶۲ آتاناسیوس بار دیگر بر اثر خشم جولیان از منصب خود خلع شد، زیرا امپراتور دریافت آتاناسیوس مسیحیت خود را چنان جدی گرفته است که خدایان مورد پرستش بیدینان را رد میکند. او پانزده ماه بعد را دوباره در میان راهبان صحرا گذراند. روایت چنین است که او بر اساس نبوتی از یکی از راهبان مبنی بر کشته شدن جولیان در همان روز در نبرد با ایران، آزاد شد تا بازگردد. این پیشگویی به حقیقت پیوست و آتاناسیوس در ۱۴ فوریۀ ۳۶۴ به خدمت خود بازگشت.
یک سال و نیم بعد، امپراتور والِنس دستور داد تمام اسقفهایی که قبلا در زمان جولیان اخراج شده بودند، بار دیگر توسط مقامات مدنی برکنار شوند. در ۵ اکتبر ۳۶۵، بخشدار رومی به کلیسای اسکندریه یورش برد و اقامتگاههای روحانیون را تفتیش نمود، اما به آتاناسیوس شصتوهفت ساله خبر دادند و برای آخرین بار گریخت؛ این پنجمین تبعید او بود. این بار، تبعید آتاناسیوس کوتاه بود، زیرا والِنس ناگزیر از سرکوب شورش خطرناکی گردید که به رهبری پروکوپیوس[19] شکل گرفته بود. بنابراین، والِنس پنداشت که اکنون زمان مناسبی نیست تا اسکندریه – که مردمش آتاناسیوس را بسیار دوست میداشتند – را در نارضایتی عمومی فرو برد. آتاناسیوس در ۱ فوریه ۳۶۶ بازگردانده شد.
او سالهای پایانی عمر خویش را صرف تحقق خواندگی خودش به عنوان شبان و سرپرست شبانان کرد. او مکاتبات گستردهای انجام داد و تشویق و حمایت زیادی از آرمان راستدینی در سراسر امپراتوری جلب کرد. او در ۲ مه ۳۷۳ درگذشت.
خوشحالتر از دشمنانتان باشید
پس از تامل در زندگی آتاناسیوس در مورد خواندگی مقدس مجادله چه میآموزیم؟
آتاناسیوس در چشمان متجاوزان به حریم کلیسای خویش خیره شد. در برابر پادشاهانی ایستادگی کرد که میتوانستند او را بهراحتی تبعید کنند. او با تعلیم آگاهانه به جوانان برای دادن همه چیز برای مسیح، از جمله شهادت، خشم والدین و دیگر روحانیون را به جان خرید. او ثمرۀ خدمت خود را با این کلمات جشن گرفت: «در جوانی خویشتندار هستند، در وسوسهها پایدارند، در کارها استقامت میکنند، وقتی به آنها توهین میشود شکیبا هستند، وقتی از آنها چیزی دزدیده میشود، ناراحت نمیشوند، این امر بسیار شگفتانگیز است، اما از مرگ بیزار هستند با این وجود برای مسیح شهید میشوند»؛ شهدایی که در هنگام مرگشان نیز کسی را نمیکشند، بلکه به قاتلان خویش نیز محبت مینمایند (نیقیه و پدران پس از نیقیه، جلد ۴، ۶۵).
لقب «آتاناسیوس در برابر جهان» باید الهامبخش هر شبانی باشد تا هر زمان که حقیقت کتاب مقدس در معرض خطر قرار میگیرد، فروتنانه، متواضعانه و شجاعانه موضع خود را حفظ نماید. اما مطمئن باشید که همیشه از دشمنان خود شادتر باشید. اگر چیزی ارزش جنگیدن را دارد، ارزش شادی را هم دارد. و شادی در نبرد ضروری است، زیرا هر چیزی که شادی ابدی ما در خدا را افزایش ندهد ارزش مبارزه ندارد.
شجاعت در مخالفت باید با شادی در مسیح درآمیزد. این بخشی از راهکار کلیدی آتاناسیوس در نبرد با دشمنانش بود:
«بیایید همواره شجاع و شادمان باشیم… بیایید به یاد آوریم و در دل خویش بدانیم که تا زمانی که خداوند با ماست، دشمنان ما هیچ آسیبی به ما نمیرسانند… بلکه اگر ما را ببینند که در خداوند شادی میکنیم، به سعادت آینده میاندیشیم، خداوند را به یاد میآوریم و همه چیز را در دستان او میپنداریم… آنان ناراحت گردیده و عقبنشینی میکنند» (پدران نیقیه و پس از نیقیه، جلد ۴، ۲۰۷).
آتاناسیوس از ما میخواهد که از زندگی او و قهرمانانش این درس را بیاموزیم: حتی اگر در مواقعی به نظر میرسد که در مقابل دنیا تنها هستیم، بیایید شجاعانه بایستیم و بیش از دشمنان خود شادی کنیم.
۲۶ مارس ۲۰۱۸
نویسنده: جان پایپر[20]
بنیانگذار و معلم، اشتیاق برای خدا
بنیانگذار و معلم، «اشتیاق برای خدا»
جان پایپر بنیانگذار و معلم «اشتیاق برای خدا» و رئیس دانشکدۀ الهیات بِیتلِحِم است. او به مدت ۳۳ سال به عنوان شبان کلیسای تعمیدی بِیتلِحِم، مینیاپولیس، مینهسوتا خدمت کرد. او نویسندۀ بیش از ۵۰ کتاب است، از جمله «اشتیاق برای خدا: تعمقهای یک مسیحی که از خدا لذت میبرد»، و اخیرا کتاب «بنیادهایی برای یادگیری ابدی: آموزش در شادمانی جدی».
[1] Athanasius
[2] Athanasius contra) mundum
[3] Arius
[4] Eusebius of Nicomedia
[5] Constantine
[6] Treveri
[7] Constantius
[8] Constans
[9] Constantine II
[10] Gregory
[11] Sardica
[12] Diogenes
[13] Syrianus
[14] The Councils of Ariminum and Seleucia
[15] Julian
[16] Jerome
[17] Archibald Robertson
[18] Valens
[19] Procopius
[20] John Piper




