آیا واقعا کتاب مقدس تعلیم میدهد که انسان از خاک آفریده شده است؟

آیا واقعا کتاب مقدس تعلیم میدهد که انسان از خاک آفریده شده است؟
در دنیای پس از داروین که در آن نظریۀ تکامل تدریجی تبدیل به کانون نگرش زندگی و تاریخ شده است، حتی بسیاری از مسیحیان (بهخصوص در غرب) اینکه نسل بشر از حیوانات است و با میمونهایی مانند شامپانزه دارای تبار مشترک است را مسلم و قطعی میپندارند. بنابراین، چنین مسیحیانی اظهارات کتابمقدسی مبنی بر آنکه خدا بشر را مستقیما از خاک و متمایز از حیوانات آفریده است، به صورت نمادین، اصطلاحی یا از جهتی نادرست میدانند. اما آیا این روشِ منصفانه و دقیقی برای خواندن متن است؟ آیا خدا به معنای واقعی کلمه انسان را از خاک زمین آفرید؟ آیا کتاب مقدس واقعا تعلیم میدهد که انسان از خاک خلق شده است؟
پیدایش و خلقت بشر از خاک
گزارش معروف خلقت در پیدایش 1-2 مدعی است که خدا بشر را از خاک زمین آفرید و در او حیات دمید.
«آنگاه یهوه خدا آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی او نَفَسِ حیات دمید و آدم موجودی زنده شد» (پیدایش 7:2).
این توضیح کاملا روشن، تنها یک اصطلاح به نظر نمیرسد. این توصیفی نسبتا دقیق از اعمال خدا در آفرینش بشر است که او را از خاک بسرشت و نَفَس حیات در او دمید. نویسنده در ادامۀ داستان باز هم توجهات را به این موضوع جلب میکند:
«با عرق جبین نان خواهی خورد، تا آن هنگام که به خاک بازگردی که از آن گرفته شدی؛ چراکه تو خاک هستی و به خاک باز خواهی گشت» (پیدایش 19:3).
هنگامی که انسان میمیرد، جسم او به معنای واقعی در خاک تجزیه میشود. این متن به نظر میرسد که این بازگشت واقعی به خاک را با منشا واقعی از خاک، موازی با هم قرار میدهد. چنین مینماید که این دیدگاه واقعی نویسنده از منشا انسان است. برای اجتناب از آن باید کل متن را نمادین بدانیم (که البته برخی چنین میکنند)، اما عبارت «آفرینش بشر از خاک» یک اصطلاح صرفا فرهنگی نیست. در داستان پیدایش 2، این جمله به عنوان توصیفی واقعی و عینی از خلقت بشر توسط خدا عمل میکند.
مابقی عهد عتیق
شما بسیار شاهد تکرار این نوع زبان در مزامیر هستید. ما از خاک ساخته شدیم، ما خاک هستیم و به خاک بازمیگردیم (مزمور 3:90؛ 14:103؛ 9:30 و…). ما با نفسی زندگی میکنیم که از خالق خود قرض گرفتهایم. سلیمان نیز به همین ترتیب نوشت:
«همه به یک جا میروند: همه از خاکند و همه به خاک بازمیگردند» (جامعه 20:3).
و او در نقطۀ اوج کتاب بهتفصیل آن را شرح داد:
«و خاک به زمینی که بر آن بود بازگردد، و روح نزد خدایی که آن را بخشید، رجعت کند» (جامعه 7:12).
ما صرفا خاکی هستیم که با نفس وامگرفته از خدا زندگی میکنیم. کتاب ایوب بارها به این واقعیت متوسل میشود و چیزهایی از این قبیل میگوید:
«اگر دل خود را بر آن نهد که روح و نَفَس خویش را نزد خود بازگیرد، تمامی بشر با هم هلاک خواهند شد، و آدمی به خاک باز خواهد گشت» (ایوب 14:34-15).
بشر صرفا خاکی است که با نَفَس خداوند جان گرفته است. اگر خدا نَفَس خود را پس بگیرد، یکبار دیگر تبدیل به خاک خواهیم شد. بارها و بارها میخوانیم که:
«روحِ خدا مرا آفریده است، و نَفَسِ قادر مطلق مرا حیات میبخشد» (ایوب 4:33).
حتی صفات منحصربهفرد انسانی مانند خرد و فهم عقلانی که ما را برتر از حیوانات قرار میدهد (ایوب 10:35-11) چیزی نیست که بتوانیم به آن افتخار کنیم، زیرا آنها نیز از طریق نفَس قرضی خدا به ما قرض داده شدهاند:
«اما روحی که در انسان است، یعنی دمِ قادر مطلق، آن است که انسان را فهم میبخشد» (ایوب 8:32).
کتب عهد عتیق پیوسته به منشا خاکی و نفس ما متوسل میشوند تا هویت ما را توضیح دهند. آنها به موضوع بازگشت دوبارۀ ما به خاک در هنگام مرگ به عنوان یک هشدار فروتنانه اشاره میکنند. کتاب عبرانیان، تاریخ آغاز بشریت را به عنوان حقیقتی راستین میداند.
عهد جدید دربارۀ بشر خاکی
ممکن است برخی استدلال کنند که تمام زبان عهد عتیق نمادین است. به هر حال، ایوب، جامعه و مزامیر همگی کتابهای بسیار شاعرانهای هستند، درست است؟ بنابراین، اگر پیدایش 3-1 را نیز به عنوان نوعی شعر حماسی در مورد آفرینش و سقوط در نظر بگیریم و نه داستانی واقعی، آیا نمیتوانیم بگوییم که انسان خلقشده از خاک صرفا نمادین است؟ آیا بشر نمیتوانسته از میمونها تکامل یافته باشد یا منشا علمی و فرهنگی قانعکنندۀ دیگری داشته باشد؟
با این وجود، عهد جدید چنین گزینهای را برای ما باقی نمیگذارد. این عهد، خلقت بشر از خاک را به عنوان یک واقعیت تاریخی و واقعی میداند. برای مثال پولس مینویسد:
«انسانِ اوّل از زمین است و خاکی؛ انسانِ دوّم از آسمان است» (اول قرنتیان 47:15).
در اینجا انسان دوم عیسی است که به معنای واقعی کلمه از آسمان فرود آمد. بنابراین، پولس خلقت بشر از خاک را از نظر تاریخی به اندازۀ تجسم عیسی دقیق و موثق میداند! ما نمیتوانیم آمدن عیسی از آسمان را به عنوان تمثیل به کار ببریم و همچنان مسیحی باقی بمانیم. بنابراین، نباید خلقت آدم از خاک را نیز یک تمثیل بدانیم. از نظر پولس، هر دوی این رویدادها واقعا رخ دادهاند.
به نظر میرسد این همان چیزی است که یعقوب در آیۀ بسیار دشوار یعقوب 5:4 دربارۀ خدا که با حسادت میخواهد روحی که در انسان قرار داده است را پس بگیرد، به آن اشاره میکند؛ کلمهای که میتواند به معنای «نَفَس» نیز باشد. درست مانند ایوب 14:34-15 به نظر میرسد که این قطعه از کتاب یعقوب به خوانندگان یادآوری میکند که خدا میتواند (و شاید در زمان خشم خود، به معنای واقعی کلمه میخواهد) نَفَس خود را پس بگیرد و ما را به خاک تبدیل کند. با این وجود، خدا با ما صبور و دلسوز است، همانطور که ما نیز باید نسبت به یکدیگر چنین باشیم. ظاهرا نکتۀ اصلی یعقوب نیز همین است و به این حقیقت راستین اشاره دارد که بشر از خاک و نَفَس است. در حقیقت، شایان ذکر است که تنها کاربرد دیگر کلمۀ «روح» در نامۀ یعقوب این است که بگوید جسم بدون روح مرده است (یعقوب 26:2)، بنابراین، منظور از «روح» در اینجا چیزی است که جسم ما را زنده نگه میدارد، یعنی نفس خدا.
ما این را در برخی از اولین نوشتههای مسیحی خارج از عهد جدید نیز میبینیم:
«نَفَس او در ماست و هر گاه اراده کند، آن را خواهد گرفت» (اول کلِمِنت 9:21).
این در زبان هر دو عهد، دربارۀ انسان به عنوان یک اثر گِلی یاد میشود که خدا همچون سفالگر آن را ساخته است (اشعیا 8:64؛ 9:45؛ رومیان 20:9-21 و…). همچنین، هم عیسی (متی 3:19-8 و…) و هم پولس (افسسیان 31:5؛ اول قرنتیان 8:11 و…) به داستان مرتبطی از پیدایش در مورد چگونگی شکلگیری حوا پس از آدم از یکی از دندههای آدم اشاره میکنند؛ در هر یک از این موارد، آن را یک رویداد تاریخی واقعی با تاثیرات قابل توجهی بر ازدواج، روابط جنسی و نقشهای جنسیتی میدانند. نویسندگان کتاب مقدس و خودِ عیسی، یکصدا شهادت میدهند که این رویدادهای خلقت واقعا اتفاق افتادهاند.
شهادت همیشگی کتاب مقدس آن است که خدا واقعا بشر را از خاک و کاملا جدایِ از حیوانات آفرید و به قالبهای گِلی ما نَفَس حیات دمید.
نتیجهگیری
بنا به شهادت گستردۀ کتاب مقدس که از سبکها و عهدها عبور میکند، انسان مستقیما توسط خدا، از خاک و نَفَس آفریده شده است. این امر باید ما را متواضع سازد و هویت ما را به عنوان مخلوقات او که در هر لحظه از روز برای زندگیای که داریم به او وابسته هستیم، تعریف کند. همچنین باید سبب شود به عنوان یک مسیحی ادعای داروین را رد کنیم که میگوید بشر صرفا یکی از آخرین ورودیها در زنجیرۀ ناگسستنی یک تبار مشترک است و تنها حیوانی دیگر است.
آیا واقعا کتاب مقدس تعلیم میدهد که انسان از خاک آفریده شده است؟
نویسنده: لوک وِین




