آیا ادعای مسلمانان دربارۀ تثنیه 18 درست است؟

آیا ادعای مسلمانان دربارۀ تثنیه 18 درست است؟
مسلمانان ادعا میکنند تثنیه 18:18-19 به محمد اشاره دارد. آیا این درست است؟
«نبیای برای ایشان از میان برادرانشان همچون تو بر خواهم انگیخت و کلام خود در دهان وی خواهم نهاد، تا هرآنچه به او فرمان میدهم به ایشان بازگوید. هر که سخنان مرا که او به نام من خواهد گفت، نشنود من خود از او بازخواست خواهم کرد» (تثنیه 18:18).
اسلام مدعی است این متن به محمد اشاره دارد. این یکی از آیات مرجع آنهاست! با این وجود، کتاب مقدس بهصراحت تایید میکند که این آیات به مسیح اشاره دارند. پطرس در اعمال 22:3 از عیسی صحبت میکند و میگوید: «موسی فرموده است: “خداوندْ خدای شما، از میان برادرانتان، پیامبری همانند من برای شما بر خواهد انگیخت؛ به اوست که باید در هرآنچه به شما گوید گوش فرا دهید.”»
مسلمانان با تهیۀ فهرستی از مواردی که محمد مانند موسی بود و عیسی برخلاف موسی، از ادعاهای خود حمایت میکنند.
ادعاهای مسلمانان
1- موسی و محمد تولد معجزهآسایی نداشتند. اما عیسی داشت.
2- موسی و محمد ابتدا از طرف قوم خود رد شدند؛ سپس پذیرفته شدند. اما عیسی خیر.
3- موسی و محمد با دشمنان در جنگ روبهرو شدند، اما عیسی خیر.
4- موسی و محمد رهبران ملی شدند، اما عیسی خیر.
5- موسی و محمد خانواده داشتند، ازدواج کردند و بچهدار شدند، اما عیسی خیر.
رد ادعاهای مسلمانان
1- موسی و عیسی هر دو تولدهای معجزهآسایی داشتند. موسی در بدو تولد پنهان شد، در رودخانهای قرار گرفت و سپس از بین همۀ مردم، توسط دختر فرعون، فیض یافت (خروج 1:2-10). عیسی از باکره متولد شد (اشعیا 14:7؛ متی 18:1-25؛ لوقا 1:2-20) و در مصر پنهان شد (به آنجا گریخت). مادر موسی در خانۀ فرعون دایۀ او شد و عیسی توسط مریم بزرگ شد. اما محمد یتیم بود. پس اسلام درست نمیگوید.
2- عیسی توسط قومش طرد شد (متی 54:13-58؛ مرقس 1:6-6؛ لوقا 16:4-30). متی 42:21، اعمال 11:4 و مرقس 10:12 همگی از عیسی به عنوان سنگی صحبت میکنند که سازندگان آن را رد کردند. اول پطرس 7:2 نیز این انکار را مورد بحث قرار میدهد. بسیاری از مردم که در ابتدا مسیح را رد کردند، بعدا او را پذیرفتند (زندگی پولس). بنابراین اسلام درست نمیگوید.
3- عیسی با دشمنان رو در رو شد (متی 1:4-11؛ اول پادشاهان 20). در یوشع 13:5-15 «فرماندۀ لشکر خداوند» کیست؟ مسیح است که خداست! در دوم تواریخ 15:20 گفته میشود: «خداوند چنین میفرماید: “از این گروه عظیم ترسان و هراسان مباشید، زیرا جنگ نه از آنِ شما، بلکه از آنِ خداست”» (مزمور 1:121-2 را نیز ببینید). پس اسلام درست نمیگوید.
4- عیسی به دنیا آمد (متی 2:2) و به عنوان یک رهبر ملی مصلوب شد (پادشاه پادشاهان، متی 11:27؛ مرقس 2:15؛ لوقا 3:23؛ یوحنا 33:18-36؛ 20:19) و از آنجایی که خدا همیشه بر خلقت حاکم بوده است (اشعیا 9:45؛ دانیال 28:4-37؛ رومیان 20:9-21)، عیسی «خداوند اربابان و پادشاه پادشاهان است» (مکاشفه 14:17) و بر پادشاهی خود حکومت میکند (اول پطرس 9:2). پس اسلام درست نمیگوید.
5- گرچه عیسی ازدواج نکرد و خانوادۀ فیزیکی نداشت، اما پسران و دخترانی دارد: «زیرا در مسیحْ عیسی، شما همه به واسطۀ ایمان، پسران خدایید» (غلاطیان 26:3؛ 1:4-7)؛ «امّا به همۀ کسانی که او را پذیرفتند، این حق را داد که فرزندان خدا شوند، یعنی به هر کس به نام او ایمان آورْد؛ آنان که نه با تولد بشری، نه از خواهشِ تن و نه از خواستۀ یک مرد، بلکه از خدا تولد یافتند» (یوحنا 12:1-13). چه خانوادهای! پس اسلام درست نمیگوید.
عیسی و موسی از چند نظر دیگر نیز به هم شباهت دارند؛ هر دو تغییر صورت دادند؛ موسی داوطلبانه خواست گناهان اسرائیل را به خود بگیرد و عیسی به خاطر گناهان برگزیدگانش قربانی شد. اما نویسندۀ عبرانیان بسیار عالی این موضوع را جمعبندی میکند:
«پس ای برادران مقدّس که در دعوت آسمانی شریک هستید، اندیشۀ خود را بر عیسی معطوف کنید که اوست رسول و کاهن اعظمی که بدو معترفیم. او نسبت به کسی که او را برگماشت امین بود، همانگونه که موسی نیز در تمام خانۀ خدا امین بود. امّا به همان اندازه که حرمت سازندۀ خانه از خودِ خانه بیشتر است، عیسی نیز لایق حرمتی بیش از موسی شمرده شد. زیرا هر خانهای به دست کسی بنا میشود، امّا بانی همه چیز خداست. موسی در مقام خادم در تمام خانۀ خدا امین بود تا بر آنچه میبایست در آینده گفته شود، شهادت دهد» (عبرانیان 1:3-5).
لطفا به «موسی – یک نوع مسیح» مراجعه کنید.
محدودیتهای لیستها
باید توجه داشت که استدلالهای لیستهای مقایسهای، محدودیتهای خاصی دارند و میتوان از آنها برای اثبات هر چیزی استفاده کرد. آیا نمیتوانم الاغ را با موسی مقایسه کنم؟ هر دو چشم، گوش، بینی و دندان دارند. هر دو غذا میخورند، هر دو نفس میکشند. الاغ بَلعام (اعداد 22) و موسی هر دو کلام خدا را بیان کردند. آیا این ثابت میکند تثنیه 18:18-19 به الاغ اشاره دارد؟ قطعا خیر. پس گرچه لیستهای مقایسهای بالا میتوانند مفید باشند، اما باید در متن و زمینۀ خاص خودش به کار روند.
زمینۀ تثنیه 18:18-19
تثنیه 18:18-19 چه زمینهای دارد؟ ما آن را در آیات زیر مییابیم، تثنیه 21:18-22 میگوید: «ممکن است با خود بگویید: “سخنی را که خداوند نگفته است چگونه تشخیص دهیم؟” هنگامی که نبیای به نام خداوند سخن میگوید، اگر کلام او به انجام نرسد و واقع نشود، کلام او از طرفِ خداوند نبوده، بلکه نبی خودسرانه آن را گفته است. پس از او مترسید.» تردیدی نیست که عیسی معجزاتی کرد و در نام خدا سخن گفت (یوحنا 25:10) و آنچه را که در مورد او گفته شد، به انجام رساند (اشعیا 61؛ 6:58). در اناجیل معجزات فراوانی ثبت شدهاند:
آب به شراب تبدیل شد (یوحنا 1:2-11)
شفای پسر یک درباری (یوحنا 46:4-54)
شفای مرد بیمار (یوحنا 1:5-9)
شفای مردی کور مادرزاد (یوحنا 1:9-41)
زنده کردن ایلعازر از مردگان (یوحنا 1:11-44)
153 ماهی (یوحنا 1:21-11)
راه رفتن بر روی دریا (یوحنا 19:6-21)
غذا دادن به پنج هزار گرسنه (یوحنا 5:6-13)
آزاد کردن روح مردی که توسط شیاطین تسخیر شده بود (لوقا 33:4-35)
شفای مادرزن پطرس (لوقا 38:4-39)
صید تعداد زیادی ماهی (لوقا 1:5-11)
شفای جذامی (لوقا 12:5-13)
شفای مرد فلج (لوقا 18:5-25)
سالم کردن دستی که خشک شده بود (لوقا 6:6-10)
شفای غلام فرماندۀ رومی (لوقا 1:7-10)
زنده کردن پسر بیوهزن (لوقا 11:7-15)
آرام کردن توفان (لوقا 22:8-25)
آزاد کردن مرد دیوزده از لژیون، ارواح شیطانی (لوقا 27:8-35)
شفای دختر یایروس (لوقا 41:8-56)
شفای زنی که دچار خونریزی بود (لوقا 43:8-48)
آزاد کردن روح پسری که توسط شیاطین تسخیر شده بود (لوقا 38:9-43)
شفای مرد گنگ دیوزده ( لوقا 14:11)
شفای زن فلج (لوقا 11:13-13)
شفای مردی که بدنش آب آورده بود (لوقا 1:14-4)
شفای ده نفر جذامی (لوقا 11:17-19)
شفای مرد نابینا (لوقا 35:18-43)
شفای گوش بریدهشدۀ برده (لوقا 50:22-51)
شفای دو مرد کور (متی 27:9-31)
شفای مرد گنگ دیوزده (متی 32:9-33)
شفای دختر کنعانی که توسط شیاطین گرفتار شده بود (متی 21:15-28)
خوراک دادن به چهار هزار گرسنه (متی 32:15-38)
سکه در دهان ماهی (متی 24:17-27)
خشک شدن درخت انجیر (متی 18:21-22)
شفای مرد کر و لال (مرقس 31:7-37)
شفای مرد نابینا (مرقس 2:8-26)
اما این باز هم لیست کاملی از کارهای او نیست، یوحنا میگوید: «عیسی کارهای بسیار دیگر نیز کرد که اگر یک به یک نوشته میشد، گمان نمیکنم حتی تمامی جهان نیز گنجایش آن نوشتهها را میداشت» (یوحنا 25:21). عیسی پیشگوییهای عهد عتیق را محقق ساخت. یحیای تعمیددهنده شاگردانش را فرستاد تا از عیسی بپرسند: «آیا تو همانی که میبایست بیاید، یا منتظر دیگری باشیم؟» (متی 3:11)؛ عیسی پاسخ داد: «بروید و آنچه میبینید و مشنوید را به یحیی بازگویید: کوران بینا میشوند، لنگان راه میروند، جذامیان پاک میشوند، کران میشنوند، مردگان زنده میگردند و به فقیران بشارت داده میشود. خوشا به حال کسی که به سبب من نلغزد» (متی 4:11-6 و ر.ک لوقا 16:4-19). من هستم (خروج 14:3؛ یوحنا 58:5؛ عبرانیان 8:13) سخن گفته بود؛ او کسی بود که کتب مقدس را محقق ساخت!
حتی قرآن اذعان میدارد که عیسی معجزات خاصی انجام داده است (مانند 87:2؛ 46:3؛ 49:3؛ 112:5-114؛ 30:19-33؛ 91:21). با این وجود محمد هرگز معجزهای نداشت! در تمام قرآن نمیتوان هیچ معجزهای از محمد دید.
«مردم نادان اعتراض کردند که چرا خداوند با ما سخن نگوید، یا معجزهای (و کتابی مطابق میل ما) بر ما نمیآید؟ پیشینیان هم به مانند اینان (به نادانی) چنین سخنان میگفتند؛ دلهاشان (در نافهمی) به هم شبیه است. ما ادلّۀ رسالت را برای اهل یقین روشن گردانیدیم» (سورۀ 118:2).
«و تو (ای پیغمبر) اگر هر قسم معجزه برای اهل کتاب بیاوری پیرو قبلۀ تو نشوند و تو نیز تبعیت از قبلۀ آنان نخواهی کرد و بعضی ملل تابع قبلۀ برخی دیگر نشوند، و اگر تو تابع دلخواه و هوسهای جاهلانۀ آنها شوی بعد از آنکه از جانب خدا علم یافتی، در این صورت البته از گروه ستمکاران خواهی بود» (سورۀ 145:2).
«و کافران گفتند: چرا بر او معجزهای از خدا فرو نیامد؟ بگو: خدا بر اینکه آیتی فرستد قادر است، و لیکن بیشتر آنان نمیدانند» (سورۀ 37:6).
«با سختترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه دلخواهشان برای آنان آید، قطعا به آن ایمان میآورند، بگو: معجزات فقط در اختیار خداست، و شما [ای مردم مؤمن]! چه میدانید [که حقیقت چیست]؟ حقیقت این است که اگر آن معجزه هم بیاید، ایمان نمیآورند» (سورۀ 109:6).
«و گویند: چرا بر او آیت و معجزی از جانب خدایش نیامد (که قهرا مردم مطیع شوند)؟ پاسخ ده که دانای غیب خداست و بس، اینک شما منتظر (عذاب خدا) باشید من هم با شما منتظر (نصرت او) میباشم» (سورۀ 20:10).
«و باز کافران (به طعنه) میگویند که چرا از خدایش بر او آیت و معجزهای فرستاده نشد؟ (باید بدانند که) تنها وظیفۀ تو اندرز و ترسانیدن (خلق از نافرمانی خدا) است و هر قومی را (از طرف خدا) رهنمایی است» (سورۀ ۱۳:7).
«و کافران (مکه) میگویند: چرا آیت و حجت قاطعی از خدا بر (اثبات نبوت) او نازل نشد؟ تو به آنها بگو که (حجت قاطعی مانند قرآن و معجزات دیگر آمد اکنون) خدا هر که را خواهد گمراه و هر که را که به درگاه او تضرع و انابه کند هدایت میکند» (سورۀ 27:13).
«و ما را از فرستادن آیات و معجزات (دلخواه آنان) جز تکذیب پیشینیان چیزی مانع نبود، و به ثمود (قوم صالح) آن ناقه را که آیتی روشن بود (و همه مشاهده کردند) بدادیم، اما دربارۀ آن ظلم کردند (و ناقه را پی نمودند)، و ما معجزات و آیات را جز برای آنکه (مردم از خدا) بترسند (و هدایت شوند) نمیفرستیم» (سورۀ 59:17).
با توجه به 59:17، محقق سنی معاصر، محمد اسد مینویسد:
این جملۀ بسیار موجز، ارتباط اساسی با معنای کلی قرآن دارد. در بسیاری از قسمتهای قرآن بر این حقیقت تاکید شده است که محمد پیامبر، علیرغم اینکه آخرین و بزرگترین رسول است، قدرت انجام معجزات را مانند بسیاری از پیامبران پیشین نداشت که گفته میشود پیامهای شفاهی خودشان را با آن معجزات تحکیم میبخشیدند. تنها معجزۀ او، خودِ قرآن بوده و هست؛ پیام کاملی که روشنبینی دارد و از نظر اخلاقی جامع است؛ برای تمام دورانها و مراحل رشد بشر در نظر گرفته شده است؛ نه تنها به احساسات، بلکه ذهن و منطق بشر توجه دارد؛ برای همۀ افراد از هر نژاد و موقعیت اجتماعی آزاد است؛ متعهد شده است تا ابد تغییرناپذیر بماند.
بدیهی است محمد با آنچه در تثنیه 18 به ما گفته شده است، هیچ تطابقی ندارد! اسلام نمیتواند هر دو را با هم داشته باشد. اگر تثنیه 18 از خداست؛ پس آنها باید به آن باور داشته باشند و محمد را رد کنند؛ اما اگر مدعی هستند تثنیه 18 از خدا نیست؛ پس در هر حال نمیتوانند تصور کنند محمد را پیشبینی کرده است.
همانطور که در بالا گفته شد، عیسی تنها تحقق زندۀ تثنیه 18 است. «در هیچکس جز او نجات نیست، زیرا زیر آسمان نامی دیگر به آدمیان داده نشده تا بدان نجات یابیم» (اعمال12:4).
آیا ادعای مسلمانان دربارۀ تثنیه 18 درست است؟



