9 چیزی که باید دربارۀ مادر ترزا بدانید

9 چیزی که باید دربارۀ مادر ترزا بدانید
روز یکشنبه، پاپ فرانسیس[1]، در مراسم تشریفات تقدیس کلیسای کاتولیک رومی در شهر واتیکان، مادر ترزا را قدیس اعلام خواهد کرد. در اینجا نُه نکته آورده شده است که باید دربارۀ راهبۀ برندۀ جایزۀ نوبل که به خاطر خدمت به فقرا و افراد در حال مرگ شهرت یافت، بدانید:
1. مادر ترزا در سال 1910 با نام اگنس گونجا بویاجیو[2] در منطقهای که اکنون بخشی از مقدونیۀ امروزی است متولد شد. او در 18 سالگی، خانه را برای ملحق شدن به «خواهران لورتو»[3]، گروهی از راهبهها در ایرلند، ترک کرد. در آنجا بود که او نام «خواهر ماری ترزا»[4] را به احترام ترزای قدیسِ[5] لیزیو انتخاب کرد. یک سال بعد، در سال 1929، مادر ترزا به هند نقل مکان کرده و در یک مدرسۀ کاتولیک دخترانه به تدریس پرداخت.
2. در سال 1946، مادر ترزا چیزی را دریافت که بعدها آن را «دعوتی در دل دعوت دیگر» توصیف کرد. او گفت که عیسی با او سخن گفته و به او فرموده است که تدریس را رها کند و در محلههای فقیرنشین کلکته به کمک به فقیرترین و بیمارترین مردم شهر بشتابد. در سال 1950، او تاییدیۀ واتیکان را برای تاسیس «مبشران خیّر»، گروهی از خواهران مذهبی که عهد پاکدامنی، فقر، اطاعت و ارائۀ «خدمت رایگان از صمیم قلب به فقیرترین فقرا» را بسته بودند، دریافت نمود. در اواخر دهۀ 1970، مبشران خیّر، شعبههایی در آسیا، آفریقا، اروپا و ایالات متحده داشتند.
3. مادر ترزا و فرقۀ مذهبیاش در سال 1967، زمانی که روزنامهنگار مشهور، مالکوم موگریج[6]، با او برای یک برنامۀ تلویزیونی بیبیسی مصاحبه کرد، توجه بینالمللی را به خود جلب کردند. به دلیل محبوبیت این مصاحبه، موگریج یک سال بعد به کلکته سفر کرد تا مستندی به نام «چیزی زیبا برای خدا» را دربارۀ «خانۀ افراد در حال مرگ» مادر ترزا بسازد (موگریج در سال 1971 کتابی نیز به همین نام نوشت).
4. مادر ترزا در طول حیاتش بیش از 120 جایزه و افتخار معتبر دریافت کرد. در سال 1971، پل ششم[7] اولین جایزۀ صلح پاپ ژان پل بیستوسوم[8] را به مادر ترزا اعطا کرد و در سال 1979 او برندۀ جایزۀ صلح نوبل شد. کمیتۀ نوبل نروژ در بیانیهاش برای این کار مینویسد: «با اهدای این جایزه، کمیتۀ نوبل نروژ قدردانی خود را از کار مادر ترزا در کمکرسانی به بشریت رنجدیده ابراز میکند. امسال جهان، توجه خود را به وضعیت اسفناک کودکان و پناهندگان معطوف کرده است و اینها دقیقا همان مقولههایی هستند که مادر ترزا سالها فداکارانه برایشان خدمت کرده است.» همچنین او بالاترین جایزۀ مدنی ایالات متحده، مدال آزادی ریاست جمهوری را در سال 1985 دریافت نمود.

5. مادر ترزا در سخنرانی جایزۀ نوبل خود در سال 1979، سقط جنین را «بزرگترین ویرانگر صلح» خواند:
ما از صلح صحبت میکنیم. اینها چیزهایی هستند که صلح را در هم میشکنند، اما من احساس میکنم امروزه بزرگترین ویرانگر صلح، سقط جنین است، زیرا این یک جنگ مستقیم است، قتلی مستقیم؛ قتلی که مستقیما خود مادر مرتکب میشود. ما در کتاب مقدس میخوانیم، زیرا خداوند بهصراحت میگوید: «حتی اگر مادری بتواند فرزندش را فراموش کند – من هرگز فراموشتان نخواهم کرد – شما را بر کف دستانم حک کردهام.» ما در کف دستانش حک شدهایم. آنقدر به او نزدیک هستیم که فرزند متولدنشده در دست خداوند حک شده است. و آغاز جمله چیزی است که مرا بیش از همه تحت تاثیر قرار میدهد؛ حتی اگر مادری بتواند چیزی غیرممکن را به فراموشی بسپارد – اما حتی اگر بتواند فراموش کند – من فراموشتان نخواهم کرد. امروز بزرگترین عامل، بزرگترین ویرانگر صلح، سقط جنین است. ما که اینجا ایستادهایم، به این دلیل است که والدینمان ما را خواستهاند. اگر آنان چنین کاری را با ما میکردند، اینجا نبودیم. ما فرزندانمان را میخواهیم، عاشقشان هستیم، اما سرنوشت میلیونها نفر چه میشود؟ بسیاری از مردم نگران کودکان در هند و آفریقا هستند که تعداد زیادی از آنها، شاید به خاطر سوءتغذیه، گرسنگی و… میمیرند، اما میلیونها کودک عمدا به خواست مادر جان میدهند. این چیزی است که امروزه بزرگترین ویرانگر صلح است. زیرا اگر مادری بتواند فرزندش را بکشد؛ دیگر چه مانده تا من تو را بکشم و تو مرا؟ و دیگر چیزی در این میان نیست.
6. مادر ترزا به طور مکرر به خاطر مخالفتش با روشهای پیشگیری از بارداری و سقط جنین، توسط سکولارها مورد سرزنش قرار میگرفت. از سوی دیگر او همچنین به دلیل ارائۀ مراقبتهای ناکافی برای فقرا توسط سازمان خیریهاش و سوءمدیریت احتمالی منابع مالی خیریه، مورد انتقاد گسترده قرار گرفت. اگرچه او از شهرتش برای جمعآوری دهها میلیون دلار برای خیریهاش استفاده کرد، اما یتیمخانهها و مراکز مراقبتی که توسط فرقۀ مذهبی او اداره میشدند، معمولا غیراستاندارد بودند. در سال 1994، رابین فاکس[9]، پس از بازدید از «خانۀ افراد در حال مرگ» مادر ترزا، گزارشی از تجربۀ خود در مجلۀ پزشکی بریتانیا، لِنسِت، نوشت. فاکس گزارش داد که پزشکان تنها گاهی اوقات بیماران را ویزیت میکردند (در اکثر موارد مراقبتها توسط داوطلبان آموزشندیده ارائه میشد) و تسکین درد برای افراد در حال مرگ، ناکافی بود و منجر به رنج غیرضروری آنها میشد. در سال 2008، بازدیدکنندۀ دیگری گزارش داد: «از دیدن سهلانگاریها شوکه شدم. سوزنها در آب سرد شسته و مجددا استفاده میشدند و داروهای تاریخ مصرف گذشته به مددجویان داده میشد. در آنجا افرادی بودند که اگر مراقبت مناسب دریافت میکردند، شانس زنده ماندن داشتند.»
7. مادر ترزا همچنین توسط مسیحیان به دلیل کماهمیت جلوه دادن بشارت و حمایت از دیدگاههای جهانشمول در مورد نجات، مورد انتقاد قرار گرفته است. برای مثال، او در کتاب خود، «زندگی در روح: تاملات، مراقبهها و دعاها» میگوید: هدف ما این است که خدا و عشقش را به فقیرترین فقرا برسانیم، صرف نظر از خاستگاه قومی یا مذهبی که بدان معتقدند. معیار ما برای کمکرسانی، اعتقاد افراد نیست، بلکه نیازمندی آنهاست. ما هرگز سعی نمیکنیم کسانی را که میپذیریم مسیحی کنیم، بلکه در کارمان به حضور عشق خدا شهادت میدهیم و اگر کاتولیکها، پروتستانها، بوداییها و یا ناستیکها به این دلیل تبدیل به افراد بهتری شوند – صرفا بهتر شوند – ما راضی خواهیم بود. برای هر فرد، مهم است که به کدام کلیسا تعلق دارد. اگر آن فرد فکر کند و معتقد باشد که این تنها راه رسیدن به خدا برای اوست، این راهی است که خدا از طریق آن وارد زندگی او میشود. اگر راه دیگری سراغ ندارد و شکی ندارد که نیاز به جستوجو داشته باشد، این راه نجاتش است.
هنگامی که یک کشیش کاتولیک از او پرسید که آیا برای تغییر دین مردم تلاش کرده است، ظاهرا پاسخ داد: «بله، من ایمان مردم را تغییر میدهم. من شما را تبدیل به یک هندوی بهتر، مسلمان بهتر، پروتستان بهتر، کاتولیک بهتر، پارسی بهتر، سیک بهتر یا یک بودایی بهتری میکنم. و پس از آنکه خدا را یافتید، این بر عهدۀ شماست که کاری را که خداوند از شما میخواهد انجام دهید.»

8. پس از مرگ مادر ترزا، نامههای او نشان دادند که او تقریبا 50 سال از عمرش را در یک بحران عمیق ایمانی گذرانده است، به گونهای که گاهی به وجود خدا شک کرده و اغلب فقدان او را در زندگیاش حس کرده است. این حس فقدان در حدود سال 1948، کمی پس از شروع خدمت به فقرا در کلکته، آغاز شد و تا زمان مرگش در سال 1997 ادامه یافت. چنانکه دیوید وَن بییِما[10] در مجلۀ تایم نوشته است:
«او در بیش از 40 مکاتبه که بسیاری از آنها تاکنون هرگز منتشر نشدهاند، از خشکی، تاریکی، تنهایی و عذابی که متحمل میشود، شکایت میکند. او این تجربه را با جهنم مقایسه کرده و در جایی اظهار میکند که این تجربه او را به شک در وجود بهشت و حتی خدا سوق داده است. او بهشدت از اختلاف بین حالت درونی و رفتار عمومی خود آگاه است. او مینویسد: “لبخند”، یک “ماسک” یا “شنلی” است که همه چیز را میپوشاند. به همین ترتیب، از اینکه آیا گرفتار فریب کلامی شده یا خیر به شک میافتد. او به مشاوری میگوید: من طوری صحبت کردم که گویی قلبم آکنده از عشق به خداوند بود؛ عشقی لطیف و شخصی. اگر آنجا بودید، میگفتید، چه ریاکاریای!»
9. مادر ترزا برای اینکه در کلیسای کاتولیک به عنوان یک قدیس شناخته شود، باید مراحل طولانی «تبرک» و «تقدیس» را طی میکرد. این روند معمولا تا پنج سال پس از مرگ فرد آغاز نمیشود، اما مادر ترزا از پاپ ژان پل دوم معافیت دریافت کرد. قبل از تبرک (که توانایی شخص برای شفاعت نزد خدا از طرف کسانی که به نام او دعا میکنند را به رسمیت میشناسد)، باید یک معجزۀ تاییدشده پس از مرگش به او نسبت داده شود. پس از متبرک کردن، کلیسا پیش از اقدام به تقدیس، به دنبال معجزۀ دومی میگردد. اگر یک چنین معجزهای پیدا شود و شخص سایر معیارها را هم داشته باشد، پاپ میتواند مراسم عشای ربانی ویژهای برگزار کند که در آن شخص به عنوان قدیس شناخته شود. اولین معجزهای که به مادر ترزا نسبت داده شد، شفای زنی هندی به نام مونیکا بِسرا[11] بود که تومور شکمیاش به قدری شدید بود که پزشکان از نجاتش قطع امید کرده بودند. پس از اینکه مدال معجرهآسایی که با بدن مادر ترزا تماس یافته بود روی شکم بِسرا قرار گرفت، گزارش داده شد که تومور ناپدید شده است. معجزۀ دوم مربوط به یک مرد برزیلی بود که بنا به گزارشها بعد از دعای خودش و خانوادهاش به مادر ترزا برای دریافت کمک، از عفونت باکتریایی مغزش شفا یافت.
چرا یک سایت انجیلی مانند کانون انجیل دربارۀ شخصی مینویسد که دیدگاههای مذهبیاش با دیدگاه ما از کتاب مقدس ناسازگار است؟
به نظر من دو دلیل اصلی برای اینکه انجیلیها باید مطالبی در مورد مادر ترزا بدانند وجود دارد: اول اینکه او همچنان یک چهرۀ محبوب تاریخی است. او در طول زندگیاش 18 بار در نظرسنجی سالانۀ گالوپ به عنوان یکی از 10 زن مورد تحسین در سراسر جهان توسط آمریکاییها معرفی شد و چندین بار در دهههای 1980 و 1990 رتبۀ اول را کسب کرد. همچنین، در سال 1999، یک نظرسنجی از آمریکاییها او را در رتبۀ اول فهرست گالوپ به عنوان تحسینشدهترین فرد قرن بیستم قرار داد. دوم اینکه برای بسیاری از مردم، نام مادر ترزا مترادف با «خیریۀ مسیحی» شده است. بنا به این دلایل، باید مطالبی را دربارۀ این راهبۀ اهل کلکته بدانیم. در حالی که باید مادر ترزا را به عنوان قهرمانی ستودنی در برابر سقط جنین بدانیم که بهشدت نگران فقرا بود، باید از نقاط ضعف و نارساییهای متعددش نیز آگاه باشیم تا بتوانیم تصوری که از او به عنوان یک رهبر مسیحی غیرقابل انتقاد میرود را اصلاح کنیم.
9 چیزی که باید دربارۀ مادر ترزا بدانید
نویسنده: جو کارتر
[1] Pope Francis
[2] Anjeze Gonxhe Bojaxhiu
[3] Sisters of Loreto
[4] Sister Mary Teresa
[5] Saint Therese
[6] Malcolm Muggeridge
[7] Paul VI
[8] Pope John XXIII
[9] Robin Fox
[10] David Van Biema
[11] Monica Besra




