9 چیزی که باید دربارۀ نسلکشی بدانید

9 چیزی که باید دربارۀ نسلکشی بدانید
از آنجایی که چندین نسلکشی در ماه آوریل آغاز شده و یا سالگرد مهمی در این ماه برگزار میشود، بسیاری از سازمانها و نهادها در سراسر جهان، آوریل را به عنوان ماه آگاهیبخشی در مورد نسلکشی و اقدام علیه نسلکشی اختصاص دادهاند. در اینجا نه نکته که باید دربارۀ نسلکشی در قرنهای بیستم و بیستویکم بدانید، آمده است:
1. اصطلاح نسلکشی در دهۀ 1940 توسط رافائل لِمکین[1] از ریشۀ کلمات Genos (در یونانی به معنای خانواده، قبیله یا نژاد) و Cide (در لاتین به معنای کشتن) ابداع شده است. لِمکین، وکیل لهستانی که در سال 1941 به ایالات متحده مهاجرت کرد، پیشنویس قرارداد پیشگیری و مجازات جنایت نسلکشی را تهیه کرد، قطعنامهای که در سال 1948 توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد. قرارداد نسلکشی اولین معاهدۀ حقوق بشری بود که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید.
2. مادۀ دوم این قرارداد، نسلکشی را به عنوان هر یک از اقدامات زیر تعریف میکند که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام شود:
الف_ کشتن اعضای آن؛
ب_ وارد کردن آسیب جدی جسمی یا روحی به اعضای گروه؛
ج_ تحمیل عمدی شرایط زندگی به گروه، به گونهای که نابودی فیزیکی کلی و یا جزئی آنها حاصل شود؛
د_ اعمال تدابیری برای جلوگیری از تولد درون گروه؛
ه_ انتقال اجباری کودکان گروه به گروهی دیگر.
3. آنچه که به طور گسترده، اولین نسلکشی قرن بیستم در نظر گرفته میشود، زمانی رخ داد که امپراتوری عثمانی در طول جنگ جهانی اول، ارمنیان را مشمول تبعید، سلب مالکیت، آدمربایی، شکنجه، قتل عام و گرسنگی قرار داد. نسلکشی در 24 آوریل سال 1915 آغاز شد، هنگامی که دولت ترکیه صدها روشنفکر ارمنی را دستگیر و اعدام کرد. گروهی از ملیگرایان معروف به «ترکان جوان»، «جوخههای کشتار» یا «گردانهای سلاخی» را سازماندهی کردند تا به گفتۀ یکی از افسران، «تحلیل عناصر مسیحی» را انجام دهند. تخمین زده میشود که 1/5 میلیون از 2 میلیون ارمنی، بین سالهای 1915 تا 1923 جان خود را از دست دادند.
4. در بیستم ژانویه 1942، طرح رسمی هیتلر برای نسلکشی در کنفرانس وانزه[2] تدوین شد. پانزده تن از رهبران نازی، شامل تعدای از وزرای امور خارجه، مقامات ارشد، رهبران حزب، افسران اس اس و دیگر سران ادارات دولتی، جلسهای را برای بحث در مورد «راه حل نهایی برای مسئلۀ یهودیان در اروپا» برگزار کردند. رایجترین آمار ذکرشده برای تعداد کل یهودیان کشتهشده، شش میلیون نفر است (حدود 78 درصد از 3/7 میلیون یهودی که در اروپای اشغالی آن زمان زندگی میکردند). علاوه بر این، نازیها تقریبا دو تا سه میلیون اسیر جنگی شوروی، دو میلیون لهستانی، تا یک میلیون و پانصد هزار کولی، دویست هزار معلول، مخالفان سیاسی و مذهبی، پانزده هزار همجنسگرا و پنج هزار شاهد یهوه را به قتل رساندند که مجموع تعداد قربانیان نسلکشی را به حدود 11 میلیون نفر رساند.
5. یکی از هولناکترین نسلکشیهایی که پس از امضای قرارداد نسلکشی اتفاق افتاد، بین سالهای 1975 تا 1979 در کامبوج رخ داد. در آن زمان، حدود 1/5 میلیون کامبوجی از کل جمعیت 7 تا 8 میلیونی این کشور بر اثر گرسنگی، اعدام، بیماری یا کار بیش از حد به خاطر پل پوت[3] و جنبش کمونیستی خمرهای سرخ او جان باختند. پل پوت در 15 آوریل سال 1998 بر اثر نارسایی قلبی در خواب درگذشت. تاکنون، یک دادگاه تحت حمایت سازمان ملل متحد، تنها تعداد انگشتشماری از رهبران خمر سرخ را به جنایت علیه بشریت محکوم کرده است.
6. نسلکشی رواندا، قتل عام دستهجمعی توتسیها و هوتوهای میانهرو در رواندا توسط اعضای اکثریت هوتو بود. تخمین زده شده که در طول دورۀ تقریبا صدروزه از 7 آوریل 1994 تا اواسط ژوئیه، هشتصد هزار رواندایی کشته شدند که 20 درصد از جمعیت کل کشور و 70 درصد از توتسیهایی که در آن زمان در رواندا زندگی میکردند را تشکیل میدادند. ایالات متحده تمایلی به دخالت در «درگیری محلی» در رواندا نداشت و در ابتدا از برچسب زدن کشتارها به عنوان «نسلکشی» خودداری کرد. بیل کلینتون[4]، رئیسجمهور وقت، بعدها در یک مصاحبۀ تلویزیونی علنا از آن تصمیم ابراز پشیمانی کرد. پنج سال بعد، کلینتون اظهار داشت که معتقد است اگر پنج هزار نیروی محافظ صلح آمریکایی را به آنجا اعزام کرده بود، ممکن بود جان پانصد هزار نفر نجات پیدا کند.
7. در سال 1998، دیوان کیفری بینالمللی برای رواندا قانونی گذاشت که طبق آن تجاوز جنسی در طول جنگ، مشمول جنایت نسلکشی میشود. در رواندا، مردان مبتلا به HIV در تجاوز دستهجمعی به زنان توتسی شرکت کرده بودند. همچنین در همان سال، این دیوان، اولین حکم محکومیت نسلکشی را صادر کرد، هنگامی که پل آکایسو[5]، شهردار هوتوی شهر تابا، به جرم نسلکشی و جنایت علیه بشریت محکوم شد.
8. در سال 2002، یک معاهدۀ بینالمللی، دیوان کیفری بینالمللی (ICC) را به عنوان یک پاسخ جهانی به جنایات شنیع گذشته و حال تاسیس کرد. دیوان کیفری بینالمللی یک دادگاه کیفری مبتنی بر معاهده است که تنها میتواند افراد را به خاطر جنایات شنیع مشخص محاکمه کند. ICC برخلاف دو دادگاه کیفری بینالمللی موقت برای یوگوسلاوی سابق و رواندا، یک دادگاه دائمی است که تحت شرایط خاص، قادر است افراد متهم به ارتکاب جنایت بیرحمانه در حوزۀ قضایی ICC را پس از یکم ژوئیه 2002 مورد بررسی و تعقیب قرار دهد. تا 6 ژانویه 2015، 123 کشور اساسنامۀ روم را تصویب کرده و یا به آن ملحق شدهاند (ایالات متحده روشن کرده است که این قرارداد را تصویب نخواهد کرد).
9. در سال 2003، دو سازمان شورشی علیه دولت سودان سلاح به دست گرفتند. در پاسخ، دولت شبهنظامیان عرب موسوم به «جَنجَوید»[6] یا «شیاطین سوار بر اسب» را آزاد کرد که به صدها روستا در سرتاسر دارفور حمله کردند. بیش از 400 روستا کاملا تخریب شدند و میلیونها غیرنظامی مجبور به فرار از خانههایشان شدند. نسلکشی در دارفور چهارصد و هشتاد هزار کشته به جای گذاشت و بیش از دو میلیون و پانصد هزار نفر را آواره کرد. در سال 2004، کنگرۀ آمریکا قطعنامهای را تصویب کرد که در آن خواستار اقدام یکجانبه یا چندملیتی برای توقف نسلکشی در دارفور سودان شده بود.
9 چیزی که باید دربارۀ نسلکشی بدانید
نویسنده: جو کارتر
[1] Raphael Lemkin
[2] Wannsee
[3] Pol Pot
[4] Clinton
[5] Paul Akayesu
[6] Janjaweed



