5 باور غلط دربارۀ موعظه

5 باور غلط دربارۀ موعظه
پنچ دوگانگی نادرست
موعظۀ شما از کدام نوع است، تفسیری یا کاربردی؟ این نمونهای از یک دوگانگی نادرست، یک سفسطۀ منطقی است. دوگانگیهای نادرست بر این فرض استوارند که هیچ جایگزینی نیست، از جمله اینکه هیچ راهی برای ادغام ویژگیهای بهاصطلاح متضاد وجود ندارد. یکی از روشهای شیطان برای گمراه کردن واعظان، همین دوگانگیهاست. با قرار دادن دو ایدۀ کاملا معتبر در مقابل هم، در حالی که دقیقا به یکدیگر وابسته هستند، شیطان میتواند از جذابیت یک حقیقت برای حمله به دیگری استفاده نماید. اگر طعمۀ این دام شویم، نخ و قلابِ شیطان ما را از موعظۀ وفادارانه دور میکند و هر دو بُعد حقیقت را از دست میدهیم. در اینجا پنج باور غلط – دوگانگی نادرست – وجود دارند که میتوانند واعظان را گرفتار کنند.
باور غلط اول: واعظان باید سخنرانان تفسیری یا انگیزشی کلیسا باشند
سخنران تفسیری، نوعی شبانیِ تفسیر کتاب مقدس است. او مصمم به اجتناب از ذهنگرایی میباشد؛ موعظۀ او صرفا از کلام ناب خدا سرچشمه میگیرد. در نتیجه، بهندرت از قلب خود با قلبهای شنوندگانش صحبت میکند و آنها با ذهنی پر، اما روحهایی پژمرده آنجا را ترک میکنند.
سخنران انگیزشی که از بیهودگی چنین روشی آزردهخاطر است، در پی آگاهیبخشی نیست، بلکه میکوشد با متقاعد کردن مردم به اتخاذ روشها یا برنامههای خاص، آنها را تغییر دهد. با این وجود، گرچه ممکن است پیامهای خود را با نقل قولهایی از کتاب مقدس بیاراید، اما بیشتر شبیه یک سخنگوی انگیزشی یا حتی مشوق به نظر میرسد تا یک پیامآور خدا.
واعظ وفادار، هر دو وجه این دوگانگی را به بهترین شکل به کار میگیرد، زیرا او میکوشد – به برکت روحالقدس – توضیحاتش از کتاب مقدس، همچون سوختی کلیسا را با محبت و عمل مقدس شعلهور کند.
باور غلط دوم: واعظان باید یا رهبران روحانی باشند یا معلمان الهیات
رهبر روحانی – شخصیتی پدرانه – توصیههایی خاص را به فرزندانش در خداوند ارائه میدهد. دهانش مملو از اندرزهای حکیمانه و رهنمودهای کاربردی است، اما کمتر به آموزههای والای ایمان مانند تثلیث، قدوسیت خدا یا کار کفارۀ مسیح میپردازد.
معلم الهیات – که آگاه است مسیحیان تا چه حد میتوانند سطحینگر باشند، اگر ندانند به چه ایمان دارند – نظام ایمان مسیحی را چنانکه در کتاب مقدس ترسیم شده به طور کامل شرح میدهد. با این وجود، کمتر به کاربرد آن میپردازد و این وظیفه را به روحالقدس واگذار میکند، تا اصول کلی کلام خدا را در زندگی هر فرد به کار گیرد.
در حقیقت، باید از هر دو افراط پرهیز کنیم، زیرا «تمامی کتبِ مقدّس الهام خداست و برای تعلیم و تأدیب و اصلاح و تربیت در پارسایی سودمند است» (دوم تیموتائوس 16:3).
واعظ وفادار همانطور که در آموزههای کتاب مقدس آمده باید چشمهایش را به مسیح بدوزد، و با واقعبینی کامل و بر اساس نیازها و زندگیهای شنوندگانش آن آموزهها را به کار گیرد.
باور غلط سوم: واعظان باید یا مفسر آیه به آیه باشند یا واعظ متنی
دوگانگی نادرست دیگر، زمانی رخ میدهد که اصرار میورزیم تنها راه تفسیر کتاب مقدس، موعظۀ آیه به آیه یک کتاب است. متاسفانه برای واعظِ آیه به آیه این خطر وجود دارد، چنان به روش خود وابسته شود که حتی برای پاسخ به نیازهای مبرم زندگی اعضای کلیسا، از آن الگو فاصله نگیرد.
واعظ متنی از چنین قید و بندی رهاست، زیرا میتواند هر متنی را که فکر میکند بهترین است، انتخاب کند؛ مادامی که موعظۀ او شرحی از کتاب مقدس باشد. با این وجود، ممکن است او آنقدر رها باشد که کل تدبیر خدا را به گونهای متعادل از نظر کتابمقدسی موعظه نکند، بلکه به متون و موضوعات مورد علاقۀ خود بپردازد.
هر دو رویکردِ موعظه در گذشته توسط واعظان وفادار به طور مؤثر استفاده شده است. عاقلانه این است که هم از روی کتابهای کتاب مقدس و هم بر حسب نیازهای خاص برای تعلیم، هدایت اخلاقی و تسلی، به شیوهای متنی موعظه کنیم.
باور غلط چهارم: واعظان باید یا راوی باشند یا سخنران بالای منبر
راوی میداند بیشتر کتاب مقدس، داستانی است و مردم با داستانها به شیوهای بسیار تاثیرگذار ارتباط برقرار میکنند. اتکای او به روایتهای کتابمقدسی و مثالهای برونمتنی، موعظۀ او را از بیان حقایق ایمانی دور میسازد.
سخنران بالای منبر، موعظههای خود را با مقدمهای آغاز کرده، سپس دو تا چهار گزاره یا یک نکتۀ منطقی میآورد و در پایان نتیجهگیری میکند. او به بهترین شکل از رسالۀ رومیان موعظه میکند، اما در مورد داستان داوود و جالوت چندان مطمئن نیست که چگونه آن را مطرح کند.
واقعیت این است که کتاب مقدس با تنوعی از قالبها و سبکهای ادبی به دست ما رسیده که این خود، انعطافپذیری در روشهای موعظۀ ما را میطلبد. راوی باید به خاطر داشته باشد که محتوای غنی، وضوح منطقی و کاربرد عملی برای روایتگری به طور حیاتی مؤثر هستند و سخنران بالای منبر اگر میخواهد فراتر از آگاهیبخشی به ذهن شنوندگان عمل کند، باید در ارائۀ حقایق ایمانی خلاق و خیالپرداز باشد. هنگام موعظۀ روایتی، اغلب بهترین روش این است که داستان را چنان بازگو کنید که شنوندگان را به سوی خود جلب کند و به آنها کمک نماید تا کاربردهای تعلیمی و عملی آن را بفهمند. حتی در موعظههای دارای ساختار تفسیری و الهیاتی، توضیحات مختصرتر، مفید هستند. با این حال، هدف تمامی موعظات باید انتقال تعالیم حیاتی و تاکید بر کاربردهای خاص باشد.
باور غلط پنجم: واعظان باید متقاعدکنندگان نافذ یا جذبکنندگان کامیابی باشند
متقاعدکنندۀ نافذ بر وجدان، بر گناه، اثرات گناه و همچنین وحشت از داوری الهی تاکید میکند. او میفهمد که گناهکاران پیش از آنکه با آغوش باز، خداوندِ منجی را بپذیرند، باید نیاز عظیم خود را درک کنند. با این وجود، او ممکن است چنان بر محکومیت گناه اصرار ورزد که اعضای کلیسایش حتی پس از ایمان آوردن نیز در اسارت و ترس بمانند.
جذبکنندۀ کامیابی معتقد است خدا را جلال میدهد تا قوم او همیشه در خدا شادی کنند. او میخواهد موعظههایش همیشه مملو از امید باشند تا جایی که امید را حتی به کسانی که در مسیح نیستند نیز برساند. او وقت خود را چنان صرف متقاعد کردن افراد میکند که گویی ایشان مسیحی هستند، در حالی که نیستند. پیامهای دلگرمکنندۀ او ممکن است جمعیتی را به خود جلب کند، اما آنها را شاگرد مسیح نمیسازد.
با این وجود، هر دو سوی این دوگانگی حاوی بخشی از حقیقت است، زیرا موعظۀ وفادارانه، مردم را به سوگواری برای گناهانشان سوق میدهد، آنها را به سوی نجات لذتبخش از طریق ایمان به مسیح هدایت کرده و ایشان را در ابراز شکرگزاری به خدا از طریق اطاعت از فرمانهایش راهنمایی میکند.
موعظۀ شما چگونه است؟
هنگامی که این پنج دوگانگی را بررسی میکنید، کدام افراط را جذابترین و کدام را مشمئزکنندهترین میدانید؟ مراقب باشید که اجازه ندهید شیطان شما را از یک افراط به افراطی دیگر بکشاند. اینها را دوگانگیهای مطلق نپندارید.
در مقابل، اجازه دهید کلام خدا موعظههای شما را تبدیل به موعظهای کند که نسبت به کتاب مقدس، وفادار و برای شنوندگان مناسب باشند؛ غنی از تعلیم و سرشار از کاربرد عملی؛ برگرفته از تمام بخشهای کتاب مقدس و در عین حال، وفادار به کل کتاب مقدس؛ درست به اندازۀ کتاب مقدس متنوع در سبک، در عین حال با «منطق آتشین» ارائه شود؛ یعنی ارتباط شفاف و پرشور حقیقت خدا.
در غیر این صورت، شما در یکی از باورهای غلط – دوگانگیهای نادرست – گرفتار شدهاید و موعظۀ شما به نحوی، فاقد عنصری حیاتی یا مادۀ مغذیِ ضروری برای سلامت گلۀ شما خواهد بود.
5 باور غلط دربارۀ موعظه
نویسنده: جول آر. بیکی




