مروری بر کتاب هوشع

مروری بر کتاب هوشع
نویسنده: هوشع نبی
هدف: توضیح دربارۀ اینکه آشفتگی و نابسامانی در پادشاهی شمالی، داوری عادلانۀ خدا بود که منجر به تبعید گردید و همچنین تضمین دادن به قوم خدا که احیا و بازسازی بزرگی در دوران پساتبعید محقق خواهد شد.
تاریخ نگارش: 760-722 ق.م
حقایق کلیدی
- خدا یک شوهر غیرتمند است، و قومش عروس او هستند.
- خدا به قومش محبت فراوان کرد، اما آنها نافرمانی کردند.
- خدا قومش را به خاطر نقض فاحش عهدش مجازات خواهد کرد.
- خدا هرگز قومش را به طور کامل به حال خود وانمیگذارد، بلکه آنها را با برکات عهد خود دوباره احیا میکند تا با او زندگی کنند.
نویسنده
در مورد پیشینه و تعالیم نویسندۀ کتاب هوشع، پسر بِئیری، اطلاعات زیادی در دست نیست (هوشع 1:1). گرچه در کتاب به طور واضح بیان نشده است، اما آشنایی هوشع با جغرافیا (15:4؛ 8،1:5؛ 9،8:6؛ 15:9؛ 5:10؛ 11:12) و تاریخ پادشاهی شمالی اسرائیل (13:5؛ 11،7:7؛ 4:8؛ 9-14) ثابت میکند او بومی اسرائیل بوده است.
زمان و مکان نگارش
در کتاب هوشع مطالبی دربارۀ خدمت نبوتی او در دوران پادشاهی شمالی بین حدود سالهای 760 ق.م تا چند سال قبل از سقوط سامره در سال 722 ق.م ذکر شده است. هوشع در آخرین سالهای حکومت یِرُبعام دوم (793-753 ق.م) پادشاه سوم خاندان یِیهو، نبوت کرد و با کشته شدن زکریا، پسر یِرُبعام در سال 753 ق.م، پایان این سلسله را دید (دوم پادشاهان 8:15-12؛ هوشع 4:1-5). بعد از زکریا، سه پادشاه دیگر اسرائیل نیز به قتل رسیدند (شَلّوم، دوم پادشاهان 13:15-14؛ فِقَحیا، دوم پادشاهان 22:15-25؛ فِقَح، دوم پادشاهان 27:15-30) و یکی از آنها، هوشع، نیز به زندان افتاد (دوم پادشاهان 1:17-4).
هوشع شاهد تصرف سوریه و شمال و غرب اسرائیل به دست آشوریها به فرماندهی تِغلَتفِلاِسِر سوم (745-727 ق.م) و پسرش شَلمَناِسِر چهارم (727-722 ق.م) بود و آخرین پادشاه شمالی یعنی هوشع را مجبور کرد دستنشانده و خدمتگزار او باشد (دوم پادشاهان 3:17). پس از شورش مجدد هوشع، شَلمَناِسِر سامره را محاصره کرد. جانشین او سَرگُن دوم سامره را در سال 722 ق.م به تصرف خود درآورد و بسیاری از اسرائیلیها را تبعید کرد (دوم پادشاهان 5:17-6).
موعظۀ هوشع بیانگر تغییر شرایط سیاسی در پادشاهی شمال بود. در زمان سلطنت یِرُبعام دوم اوضاع نسبتا آرام بود، هوشع از بیعدالتی و خودپسندی مردم صحبت میکرد و در مورد داوری قریبالوقوع هشدار میداد (هوشع 13،8،5:2). در متون دیگری نیز از آشوبهای داخلی (مانند هوشع 3:7-7؛ 10:13-11) و روابط خارجی (مانند هوشع 8:7-12؛ 1:12) یاد شده است. برای مثال، جنگ سوریه-اِفرایِم در سال 735-732 ق.م (دوم پادشاهان 27:15-30؛ 5:16-9؛ اشعیا 1:7-9) که احتمالا بعد از هشدار هوشع در 8:5-10 و یا حتی هوشع 8:5-6:6 اتفاق افتاده است.

این متن نشانگر تغییر موضع سامریهاست که گاهی به مصریان و گاهی به آشوریها وفادار بودند (هوشع 13:5؛ 11:7؛ 9:8-10؛ 3:9؛ 5:11؛ 1:12). تفسیرهای سیاسی هوشع تمام دلایل آخرین حملۀ آشوریها، دستگیری هوشع پادشاه، محاصرۀ سامره و پایان پادشاهی شمالی در سال 722 ق.م را توضیح میدهد.
تفسیرهای اخلاقی هوشع توضیح میدهند که چرا خدا اجازه داد قومش توسط دشمنان نابود شوند. اسرائیل در حال انحطاط معنوی و اخلاقی بود. ایمان دیرین قوم اسرائیل که هوشع بهزیبایی با تمثیل عشق زناشویی آن را توصیف میکند (هوشع 14:2-23)، توسط آیین باروری کنعانیان بهویژه مراسم و مناسک جنسی که شامل فحشا و عیاشی در حین مستی بود (هوشع 10:4-13) آلوده شده بود. کنعانیان بتی به نام بَعل که سمبل باران و باروری بود را میپرستیدند. پرستش بَعل و خداوند در هم آمیخته شده بود (هوشع 5:2-13). فساد مذهبی حتی در میان رهبران مذهبی نیز رخنه کرده بود و آنها به حدی حریص و سختدل شده بودند که قادر به تعلیم ایمان حقیقی نبودند و نه تنها اعمال همآمیزی مذهبی را تحمل کردند، بلکه از آن حمایت نیز نمودند (هوشع 4:4-13؛ 1:5؛ 9:6). تفسیرهای سیاسی و اخلاقی هوشع همگی بر شکستن عهد تاکید دارند که در نهایت منجر به داوری قوم اسرائیل شد. با این وجود، هوشع پیام محکومیت و داوری را با اعلام محبت پایدار خدا به قومش و وعدۀ احیا در دوران پساتبعید، متعادل کرد (هوشع 10:1-1:2؛ 21:2-23).
اهداف و ویژگیها
کتاب هوشع تجربیات و سخنان او را در خدمت اهداف خدا برای اسرائیل گزارش میکند. هوشع، دلایل شکست پادشاهی شمالی را توضیح داد و به مردم امیدواری داد که در آینده همه چیز از نو ساخته خواهند شد.
مضامین دیگری نیز در سراسر کتاب دیده میشوند:
1) هوشع بر حاکمیت مطلق خدا (هوشع 9:12؛ 4:13) و قدوسیت او (هوشع 9:11) تاکید داشت و اذعان مینمود که پرستش تنها پاسخ مناسب و درست به آن است (هوشع 5:3)؛ خدا ادعای رقیب را تحمل نمیکند؛ همه چیز تحت امر اوست چه رونق و شکوفایی (هوشع 8:2)، چه تاریخ اسرائیل (هوشع 14:5 و 15) و چه اقوام (هوشع 10:10).
2) مضمون روابط زناشویی و خیانت به عهد و پیمان که نمادی از رابطۀ هوشع با همسرش جومِر و فرزندانشان میباشد، در سراسر کتاب غالب است (هوشع 2:2-5؛ 3:3؛ 10:4-19؛ 3:5-7؛ 10:6؛ 9:8؛ 1:9).
3) هوشع تاکید زیادی روی توبه داشت، و از قوم سرکش اسرائیل دعوت میکرد به سوی خداوندی بازگردند که او را ترک کرده بودند و دوباره رابطهای وفادارانه با او برقرار کنند (هوشع 19:2-20).
4) مضمون بعدی بر معنای دقیق شناخت خدا و تصدیق او تاکید دارد و کلماتی که هوشع از آنها به عنوان اصطلاحات فنی برای صمیمیت، وفاداری و اطاعت استفاده میکرد (20،8:2؛ 6،1:4؛ 4:5؛ 6،3:6؛ 4:13). این کتاب تعلیم میدهد که شناخت خدای حقیقی به نوعی همان صمیمیتی است که در روابط زناشویی و خانوادگی تجربه میکنیم و این صمیمیت در پرستش، سبک زندگی پاک و وفاداری به عهد خداوند نیز دیده میشود. هوشع هشدار داد گناه میتواند مردم را طوری فریب دهد که تصور کنند خدا را میشناسند و درک میکنند؛ در حالی که در واقع کاملا از او دور هستند (هوشع 2:8).
5) از دیگر مضامینی که در کل کتاب به چشم میخورد، موضوع فحشا به عنوان نمونهای از تلفیق (همآمیزی) مذهبی است (هوشع 2:2-13؛ 10:4-19؛ 4:5؛ 1:9-10). هوشع به طور مکرر به گناه تلفیق پرستش خداوند عهد با آیین مذهب کنعانیان اشاره میکند. چنین تلفیقی امکانپذیر نیست و او بر همین اساس به قوم خدا هشدار داد به فرهنگی پایبند نباشند که مروج مصالحه و پذیرش اصول و عقاید مغایر با آموزههای کتاب مقدس است.
فصلهای 1-3 شرح زندگی خانوادگی هوشع هستند، ازدواج، طلاق و ازدواج مجدد او با جومِر. تلاش برای تفسیر درست این رویدادهای شخصی باعث شده است خوانندگان کتاب گیج و سردرگم شوند. بعضی برای رفع این ابهام، به مسئلۀ اخلاقی ازدواج هوشع با یک فاحشه به خواست خدا، زندگی زناشویی او را تمثیلی و نمادین میدانند. برخی دیگر استدلال میکنند که جومِر پس از تولد اولین فرزندش روسپی شد. بعضی هم با طرفداری از روش خواندن کلمهبهکلمه معتقدند جومِر یک فاحشۀ معمولی نبود، بلکه بنا به مذهب بَعَل روسپیگری میکرد. با این وجود، به نظر میرسد هوشع قصد داشته است شباهت رابطۀ خود با همسر خیانتکارش را با رابطۀ خداوند با قوم اسرائیل به شدیدترین شکل ممکن نشان دهد.

دربارۀ فرزندان هوشع نیز پرسشهایی مطرح شده است. نام آنها درست مانند نام فرزندان اشعیا و نبیه (همسرش) (اشعیا 1:8-4) سمبلیک بودهاند (اشعیا 3:7؛ حزقیال 1:23-4). نام فرزندان هوشع: یِزرِعیل، لوروحامَه و لوعَمّی (ر.ک یادداشتهایی در باب هوشع 9،6،4:1)، عمدا تا این حد ابهام داشتهاند؛ این اسامی نه تنها برای محصور کردن پیام هوشع دربارۀ نارضایتی روزافزون خدا از خودسر بودن قوم اسرائیل، بلکه برای انتقال پیام امید، احیا، محبت و نجات بودند (ر.ک یادداشتهایی در باب هوشع 21:2-23).
یکی دیگر از مشکلات تفسیری بر روی مسئلۀ رابطه بین فصل 1، شرح زندگینامۀ ازدواج هوشع با جومِر و تولد فرزندان بعدی آنها؛ و فصل 3، شرح زندگینامهای از دستورات خدا برای دوست داشتن یک زن خیانتکار متمرکز است. گرچه دو فصل اول، شرح وقایع ازدواج هوشع با جومِر در نظر گرفته میشود، اما بعضی معتقدند این دو فصل جریان دو زن مختلف و دو ازدواج مختلف را شرح میدهند. بعضی هم بر این باورند که این دو فصل دنبالۀ هم نیستند، بلکه به موازات هم پیش میروند.
سختی متون عبری و دشواری ترجمۀ آنها باعث شدهاند چنین دیدگاههای مختلفی به وجود بیایند. بحث و جدل بر سر جزئیات تفسیرها نیز همچنان ادامه دارد، اما مفهوم اصلی و سمبلیک ازدواج انبیا در واقع تصویری گویا از رابطۀ خداوند با قوم اسرائیل است.
مسیح در هوشع
مسیح در هوشع حداقل به چهار شکل مکاشفه میشود.
اول، مضمون داوری قریبالوقوع قوم اسرائیل به دست آشوریها، پیشگویی داوری حال و آیندۀ مسیح است. خدمت زمینی عیسی باعث تمایز وفاداران از بیوفایان شد. عیسی اعلام نمود قوم عهد که آشکارا از رابطۀ خود با خدا دست کشیدهاند، داوری خواهند شد (متی 13:23-39). امروز نیز دعوت انجیل باعث میشود کسانی که نجات خواهند یافت، از کسانی که داوری خواهند شد جدا شوند (دوم قرنتیان 16:2؛ اول تسالونیکیان 5:5؛ اول پطرس 9:2). وقتی مسیح بازگردد، تمام دشمنان خدا چه تحت عهد باشند چه نباشند، داوری نهایی خواهند شد (متی 1:25-46؛ اعمال 25:24؛ مکاشفه 7:14).
دوم، هوشع پیام داوری را با تضمین احیا و بازسازی در دوران پساتبعید متعادل ساخت. این مضمون حتی مستقیما به مسیح اشاره دارد و هوشع اعلام کرد پس از تبعید در روزهای آخر (هوشع 5:3)، خدا قومش را خواهد بخشید (هوشع 1:14-3)، با آنها تجدید عهد خواهد کرد (هوشع 1:2) و برکات فراوانی به آنها خواهد داد (4:14-7). عهد جدید مکاشفه میکند که بخشش (متی 28:26؛ لوقا 47:24)، تجدید عهد (مرقس 24:14؛ عبرانیان 1:8-13) و برکات جاودانی (متی 46:25؛ یوحنا 28:10؛ افسسیان 14:1؛ دوم تیموتائوس 10:2) در مسیح محقق خواهند شد (اعمال 17:2؛ دوم تیموتائوس 1:3؛ عبرانیان 2:1؛ یعقوب 3:5؛ دوم پطرس 3:3). پولس و پطرس هر دو وقتی میگویند غیریهودیانی که زیر لعنت تبعید بودهاند (رومیان 25:9-26؛ اول پطرس 10:2) در کنار یهودیان با قوم خدا یکی خواهند شد، به هوشع 9:1-10 استناد میکنند.
سوم، تجربۀ ازدواج، طلاق و ازدواج مجدد هوشع (هوشع 1-3)، به تجربۀ خدا با قومش تشبیه میشود و مسیح را پیشبینی میکند. تصویر قوم اسرائیل به عنوان عروس خداوند، پسزمینهای است که پولس رسول بر اساس آن کلیسا را به عنوان عروس مسیح به تصویر میکشد (ر.ک افسسیان 23:5-32؛ مکاشفه 7:19). کلیسا در همان رابطۀ عهد با خدا میایستد که قوم اسرائیل ایستاده بود. برکات، داوری، امتیازات و مسئولیتهای قوم کهن اسرائیل پیشبینی میکردند که در مسیح چه چیزی محقق شد، محقق میشود و محقق خواهد شد.
هوشع مضمون استقرار مجدد تخت داوود را در رویای بازسازی و احیای پس از تبعید گنجاند (هوشع 10:1-11؛ 5:3). این امید کاملا مسیحایی و پیشبینی حکومت و سلطنت پسر داوود بر تمام اقوام بود. عهد جدید تعلیم میدهد که عیسی این امید را محقق کرد. او پادشاه پادشاهان و خداوند خداوندگاران است (اول تیموتائوس 15:6؛ مکاشفه 16:19).
مروری بر کتاب هوشع