نقد فیلیپ پِین “مرد و زن، یک در مسیح”

نقدی بر کتاب “مرد و زن، یک در مسیح”

اسرائیل هرگز هیچ کاهن زنی نداشت. عیسی هیچ زنی را به‌ عنوان رسول معرفی نکرد. پطرس هم مانند پولس (بارها) به زنان دستور داد که تسلیم شوهران خود باشند؛ و پولس صراحتا زنان را از تعلیم یا اِعمال اقتدار بر مردان منع کرد. تاریخ قوم خدا تا حد زیادی آموزۀ مشخص کتاب مقدس در این زمینه را منعکس کرده است. رهبری مردان در عهد عتیق کاملا آشکار است، به جز چند استثنا، کلیسای مسیحی در تمام فرقه‌ها توسط مردان رهبری می‌شود. آیا کلیسا در تمام طول تاریخ خود در این مورد اشتباه کرده است؟ مشخص است که هم اسرائیل و هم کلیسا در برخی موارد شکست‌های چشم‌گیری داشته‌اند، اما آیا این یکی از آن‌ موارد است؟ به زبان ساده: خیر. رهبری مرد در خانه و کلیسا از تعالیم کتاب مقدس است. حتی استفادۀ خلاقانه از شواهد و یک استدلال منطقی محکم، نمی‌تواند مانع از طلوع خورشید شود، اما متأسفانه فیلیپ پِین شواهد را اشتباه به کار برده و مغلطه‌های منطقی و بدیعی را چند برابر بیشتر کرده است.

پِین با فصولی دربارۀ پیشینۀ تعالیم پولس، زنانی که پولس از آنها نام می‌بَرد (پِین این زنان را “رهبران خدمت” می‌خواند) و بدیهیات الهیاتی که با استفاده از آنها به تشریح خودش از برابری می‌پردازد، کتابش را آغاز می‌کند. سپس او اظهارات پولس در مورد زنان را به دو بخش تقسیم می‌کند: «نامه‌های “آغازین” و “پایانی”». پِین این بخش از کتابش را با یک فصل دربارۀ غلاطیان ۲۸:۳ آغاز می‌کند؛ در ادامه، اول قرنتیان ۷ را در یک فصل؛ اول قرنتیان ۲:۱۱-۱۶ را در هشت فصل؛ سپس اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ را در یک فصل؛ افسسیان ۲۱:۵-۳۳؛ کولسیان ۱۸:۳-۱۹ را در یک فصل؛ اول تیموتائوس ۸:۲-۱۵ را در هشت فصل؛ اول تیموتائوس ۱:۳-۱۳ را در یک فصل؛ و تیتوس ۵:۱-۹ را در یک فصل بررسی می‌کند و در نهایت با این عبارت که: «پولس پیوسته از برابری زن و مرد در مسیح دفاع می‌کند»، آن ‌را به پایان می‌رساند. چندین بررسی دربارۀ این کتاب، پیش از این منتشر شده است (به نقد بلومبرگ و شراینر مراجعه کنید). بنابراین به‌دلیل محدودیت فضا، من بر نقدِ پیاپی پِین علیه اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ تمرکز خواهم کرد. امیدوارم این تمرکز، به ‌عنوان نمونه‌ای از شیوۀ استدلال او در کتاب، کارآمد باشد.

نقدی بر کتاب “مرد و زن، یک در مسیح”

پِین مذبوحانه تلاش می‌کند تا نشان دهد که اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ باید به‌ عنوان یک ضمیمۀ مخالف با کانُن کتاب مقدس به زباله‌دانی الهیات فرستاده شود. او ادعا می‌کند که «سرکوب یک گروه اجتماعیِ ضعیف، شاهدی است مبنی‌بر این که اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ یک بخش ضمیمه‌ای است» (صفحۀ ۲۶۲)، و توضیح می‌دهد که «الگوهای ویرایشی متعصبانۀ مردانۀ مشهود در متون غربی، نشان می‌دهد این نگرش‌ها کلیسا را هم مانند جامعه به‌طور کلی فرا گرفته‌اند» (صفحۀ ۲۶۴). پِین برای مقابله با این بی‌عدالتی‌ها وارد کارزار می‌شود تا ثابت کند که این متن، سزاوار جایگاهی در کتاب مقدس نیست. او می‌نویسد: «اگر اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ ضمیمه‌ای غیر‌ پولسی باشد و به متن اضافه شده است، دارای اقتدارِ رسولی نیست و نباید از آن برای محدود کردن خدمت موعظۀ زنان استفاده شود؛ و همچنین نباید بر تفسیر دیگر آیات عهد جدید تاثیرگذار باشد» (صفحۀ ۲۶۷). با این حال، اگر این آیات “افزودۀ ضمیمه‌ای در نوشته‌های پولس” نباشند و “دارای اقتدار رسولی” باشند، چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا پِین می‌تواند همچنان آن را “محدود کننده” بداند؟ آیا راهی وجود دارد که اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ را به ‌عنوان چیزی غیر از بیان سرکوب متعصبانۀ مردانه، نسبت به یک گروه اجتماعی ضعیف بدانیم؟ بدیهی است که طرفداران نقش مکمل زن و مرد متقاعد شده‌اند چنین راهکاری وجود دارد. اگر پِین بخواهد اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ را از سنگر کتاب مقدس حذف کند، نیاز به یک استدلال محکم دارد. او نیازمند شواهد حقیقی و استدلال قانع‌کننده است و هیچ ‌یک از اینها را ندارد.

نقدی بر کتاب “مرد و زن، یک در مسیح”

هیچ نسخۀ خطی از کتاب مقدس وجود ندارد که این آیات در متن آن نباشند، حتی یک مورد هم وجود ندارد. پِین برای اثبات حرفش شدیدا به متنی نیاز دارد که اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ در آن وجود نداشته باشد که به این منظور چندین مورد را ابداع می‌کند و سپس از این شواهد ساختگی برای شهادت از جانب خودش استفاده می‌کند. پِین در مورد “علامت‌های نقل‌ قول” در کتاب مقدس قدیمی “کُدِکس واتیکانوس”،[۱] بحثی طولانی (صفحات ۲۳۲-۲۴۶) را مطرح می‌کند. این علامات “دو نقطۀ موازی افقی در حاشیه و کمی بالاتر از وسطِ نوشته هستند که در آخرین سطر از اول قرنتیان ۳۳:۱۴” قرار گرفته‌اند (صفحات ۲۳۲-۲۳۳). دیدگاه پِین این است که علامت نقل‌ قول در سطر آخر ۳۳:۱۴ به‌درستی قرار داده شده است تا عدم وجود آیات ۳۴-۳۵ را نشان دهد (صفحۀ ۲۳۳). تفسیر پِین دربارۀ این شواهد توسط کرت نیکوم[۲] و پیتر هِد[۳] تحلیل و رد شده است (به خلاصۀ آثار هِد توسط تامی واسِرمن،[۴] قسمت ۱ و قسمت ۲ مراجعه کنید). ما در اینجا به‌وضوح می‌بینیم که این تفسیر از ویژگی‌های غیر قابل توضیح یک نسخۀ خطی استفاده کرده و شواهد بسیار ضعیفی ارائه داده است، و اگر قرار باشد به مطلب پِین کمک کند، او به خیلی بیشتر از اینها نیاز دارد تا ادعای خودش را اثبات نماید. اگر بر ‌‌خلاف چیزی که پِین معتقد است؛ کاتب علامت نقل‌ قول را برای نشان دادن یک بخش ضمیمه‌ای در آنجا قرار نداده باشد، این علامات ادعای او را پشتیبانی نمی‌کنند.

آیا ممکن نیست کاتب نه به این دلیل که متنی از نسخه‌ای خطی در اختیارش نبوده، بلکه به این دلیل که از چندین متن موجود آگاه بود، علامت نقل ‌قول را در آنجا قرار داده باشد؟ علاوه‌ بر این، اگر بر خلاف آنچه که پِین ادعا می‌کند “کاتب اصلی واتیکان عهد جدید” این علامات را در آنجا قرار نداده باشد (صفحۀ ۲۴۵)، بلکه مطابق با نظرات نیکوم و هِد، شخصی پس از سال ۱۴۰۰ آنها را اضافه کرده باشد، آن‌گاه ادعاهای پِین بی‌معنی خواهند بود. بنابراین برای این که علامات نقل‌ قول در نسخۀ کتاب مقدس واتیکان دیدگاه پِین را تأیید کند، باید فرضیۀ تاریخ نوشته شدن این علامات نقل ‌قول را به‌دلیل فرضی او برای قرار گرفتن آنها در متن، توسط کاتب اضافه کنیم و به این نتیجۀ فرضی برسیم که منشأ این آیات ضمیمه‌ای بوده است. طبق این نتیجه‌گیری، ما با این فرض مواجه می‌شویم که این نسخۀ خطی حذف این آیات را تأیید می‌کند. در همین حال، اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ به‌وضوح در نسخۀ خطیِ مورد نظر ثبت شده است. این آیات مشخصا در متن کتاب مقدس کُدِکس واتیکانوس آمده است، اما نه به ‌عنوان توضیحی فرضی از علامات نقل‌ قول اسرارآمیز، بلکه به ‌عنوان یک حقیقت کاملا مکتوب و تأیید‌ شده در تمام جهان.

نقدی بر کتاب “مرد و زن، یک در مسیح”

پِین بی‌محابا پیش می‌رود و در بحث خود از نسخۀ قدیمی کتاب مقدس کُدِکس فُلدِنسیس،[۵] احتمالات نظری بیشتری را مطرح می‌کند. این نسخۀ خطی، نسخه‌ای از کتاب وُلگِیت[۶] متعلق به قرن ششم است که مانند هر نسخۀ خطی باقی‌مانده، شامل متن مورد بحث، یعنی اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ می‌باشد. در آیات کتاب مقدس کُدِکس فُلدِنسیس، آیات ۳۴-۳۵ پس از آیۀ ۳۳ آمده‌اند، نه جابه‌جا شده و نه در حاشیه نوشته شده‌اند، بلکه در بدنۀ متن اصلی قرار دارند. اما در حاشیۀ پایین، آیات ۳۶-۴۰ بازنویسی شده‌اند. بر این اساس، پِین معتقد است که “ویکتور قدیس”،[۷] اسقف کاپوآ، دستور داده متن اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۴۰ بازنویسی و در حاشیۀ پایینی کُدِکس فُلدِنسیس با حذف آیات ۳۴-۳۵ اصلاح شود (صفحۀ ۲۴۶). توضیح پِین شاید درست باشد، اما آیات ۳۴-۳۵ همچنان در متن اصلی کُدِکس فُلدِنسیس وجود دارند، و قسمت بازنویسی‌شده به جای شروع با آیۀ ۳۳ از آیۀ ۳۶ شروع می‌شود و تا آیۀ ۴۰ ادامه دارد؛ یعنی از ابتدای آیۀ ۳۶ آغاز می‌شود و تا آیۀ ۴۰ ادامه می‌یابد. پِین فکر می‌کند “طبیعی‌ترین توضیح” این است که ویکتور “نسخه‌ای را دیده که شامل ۳۴:۱۴-۳۵ نبوده”؛ سپس به کاتب دستور داده است که آیات ۳۶ تا ۴۰ را در حاشیۀ پایین صفحه بازنویسی کند. با این حال، اگر ویکتور نسخه‌های خطی دیگری را بررسی می‌کرد؛ شواهد نشان می‌دهد که شاید به این نتیجه نمی‌رسید که آیات ۳۴-۳۵ ضمیمه‌ای هستند؛ چرا که تمام نسخه‌های خطی که ما در اختیار داریم این آیات را در خود دارند؛ همان‌طور که ظاهرا آیات در بدنۀ اصلی متن در کُدِکس فُلدِنسیس نمونه‌ای از آن بود. با این حال پِین ادعای شگفت‌انگیزی را مطرح می‌کند: «بنابراین نسخۀ خطی کُدِکس فُلدِنسیسِ ویکتور معیاری را که سی.کِی. بَرِت[۸] مطرح کرد، محقق می‌کند: «اگر هر نسخۀ خطی مهمی، آیات را به کلی حذف کند؛ احتمالا پیروی از (این دیدگاه که)… آیات ۳۴ به بعد… بعدها به ‌عنوان یادداشت حاشیه‌ای اضافه شده‌اند، صحیح است» (صفحۀ ۲۴۸، یادداشت داخل پرانتز و حذف‌ها توسط پِین انجام شده‌اند). با این حال، معیار بَرِت محقق نشده است؛ فُلدِنسیس، نسخۀ خطی لاتینی از قرن ششم است که در ردۀ “نسخه‌های خطی مهم” قرار نمی‌گیرد، و آیات ۳۴-۳۵ در آن یک “یادداشت حاشیه‌ای” نیستند، بلکه در متن اصلی قرار دارند. تنها نسخۀ خطی که این آیات را به کلی حذف می‌کند، نسخه‌ای است که در ذهن پِین وجود دارد و به نظر او ویکتور هم آن را دیده است. پِین همچنین معتقد است که نسخۀ خطی ۸۸ متعلق به قرن دوازدهم، از متنی کپی شده است که آیات ۳۴-۳۵ را ندارد. این واقعیت که ما آن نسخۀ خطی را اصلا در اختیار نداریم، باعث نمی‌شود پِین با اعتماد‌به‌نفس به فرضیه‌سازی ادامه ندهد (صفحات ۲۴۹-۲۵۰).

نقدی بر کتاب “مرد و زن، یک در مسیح”

با توجه به شواهد موجود در نسخۀ خطی، استدلال پِین علیه اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ استدلالی اشتباه است. این استدلال به ‌هیچ‌ وجه نمی‌تواند شواهدی را که بر ‌خلاف نتیجه‌گیری‌های ما هستند به اثبات برساند. حذف این آیات برای کسانی که بر ‌اساس تعالیم پولس رفتار می‌کنند، حتی یک “فرضیۀ ممکن” قابل ‌قبول هم نیست. هر کسی که مایل به درک و پذیرش تمام چیزهایی است که پولس تعلیم می‌دهد، باید در جای دیگری غیر از نوشته‌های پِین برای توضیح تمام نوشته‌های او جست‌وجو کند. اینجا برای بحث در مورد تفاسیر پِین از سایر متون پولسی فضای کافی در اختیار نداریم، اما تفاسیر دیگر او همان‌قدر موثق هستند که تلاش او برای نشان دادن این که اول قرنتیان ۳۴:۱۴-۳۵ یک متن ضمیمه‌ای است، موفق بود. پِین برای نتیجه‌گیری‌هایش هیچ شواهدی در دست ندارد و استدلال‌هایی مملو از اشتباهات را برای پیشبرد استدلال‌های خودش به کار می‌گیرد.

پِین معتقد است که “شواهد کتاب مقدس” پیرامون دیدگاه او “مثل یک بهمن، قدرتمند است” و “کلیت این بهمن، اجتناب‌ناپذیر است” (صفحۀ ۴۶۲). چقدر مناسب است که پِین ​​استعارۀ بهمن را انتخاب کرده است؛ چرا که دیدگاه او نیز فاجعه‌ای ویرانگر است. در ‌واقع، اتخاذ نتایج مباحث پِین به دور شدن از مسیرهای امن و زمینۀ استوار، و رفتن به سوی پیامدهای فاجعه‌بار منجر می‌شود.


[۱] Codex Vaticanus

[۲] Curt Niccum

[۳] Peter Head

[۴] Tommy Wasserman

[۵] Codex Fuldensis

[۶] Vulgate

[۷] St. Victor

[۸] C.K. Barrett

سایر مقالات

مقالات بیشتر

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا