مروری بر کتاب پیدایش

مروری بر کتاب پیدایش

نویسنده: موسی

هدف: تعلیم طرح خدا برای اسرائیلیان، به عنوان یک ملت که از طریق پیشینۀ تاریخ اولیۀ جهان و زندگی پاتریارک‌ها انجام شد.

تاریخ نگارش: حدود 1446-1406 ق.م

حقایق کلیدی:

  • اگرچه گناه، دنیای ایده‌آلی که خدای اسرائیل خلق کرده بود را تباه و فاسد کرد، اما نجات از طریق قوم برگزیدۀ خدا حاصل می‌شود.
  • زندگی ابراهیم، اسحاق و یعقوب چشم‌اندازهای روشنی از ماهیت عهد خدا با قومش و امید به آینده را نشان می‌دهد.
  • زندگی یوسف و برادرانش نشان می‌دهد که چگونه قوم خدا باید با یکدیگر و با جهان ارتباط برقرار کنند.

نویسنده

از آنجایی‌ که این کتاب بخشی از اسفار پنج‌گانه است، نمی‌توان تالیف آن را جدای از ترکیب چهار کتاب دیگر خروج، لاویان، تثنیه و اعداد دانست (ر.ک مقدمه‌ای بر اسفار پنج‌گانه). شواهد مربوط به پیدایش، حاکی از آن است که موسی با الهام از روح‌القدس، جوهرۀ اصلی این کتاب را نوشت، درست همان‌طور که در مورد مابقی اسفار پنج‌گانه اتفاق افتاد؛ بنابراین، شاید کاملا درست باشد که او را نویسندۀ این کتاب بدانیم. بعدها بسیاری از ویراستارها که به آنها نیز الهام شده بود، بیشتر قسمت‌های این کتاب را به شکل امروزی درآورده و تکمیل کردند و حاصل آن، کتابی است که امروز در اختیار داریم.

شاید کار بسیار خودسرانه‌ای باشد که پیدایش را از شهادت عهد جدید در مورد نگارش اسفار پنج‌گانه توسط موسی، مستثنی کنیم. خصوصا زمانی که خداوند گفت: «موسی حکم ختنه را به شما داد» (ر.ک یوحنا 22:7؛ همچنین اعمال رسولان 1:15)، آیین و رسمی که تنها در پیدایش 17 از آن یاد شده است. تعجبی ندارد که بنیانگذار حکومت دینی اسرائیل، این شاهکار ادبی را نوشته است. تعلیم عالی موسی در دربار مصر، عطایای معنوی استثنایی و دعوت الهی وی، همگی او را به طور خاصی واجد شرایط نگارش این شکل و محتوای اسفار پنج‌گانه کرده است. بنیانگذار حکومت الهی اسرائیل باید تاریخ، معنا و سرنوشت پیشین و قوانین آن را به اسرائیل می‌داد. تقریبا هر جامعۀ مهم سیاسی یا مذهبی در دنیای باستان، گزارشی از منشا اصلی خود را حفظ کرده است. به همین ترتیب، پیدایش نیز زیربنای الهیاتی و اخلاقی تورات را ارائه کرده است؛ یعنی رابطۀ عهدنامۀ منحصربه‌فرد اسرائیل با خدا (تثنیه 5:9). به‌علاوه، از آنجایی ‌که اسطوره‌های آفرینش برای ادیان بت‌پرست پایه‌ای بودند؛ پس بسیار منطقی است که توقع داشته باشیم بنیانگذار اسرائیل برای مقابله با آنها در کتاب پیدایش، شرح خلقت را گزارش دهد (ر.ک نکات پیدایش 1:1-3:2).

این چشم‌انداز با شواهدی از قدمت پیدایش تایید می‌شود. یازده فصل اول پیدایش با اسطوره‌های خاور نزدیک که در دوران پیش از موسی بوده‌اند و مطمئنا برای او شناخته‌شده بودند، پیوستگی‌ها و ناپیوستگی‌های آگاهانۀ بسیاری دارند (مانند اِنوما اِلیش[1]، حماسۀ آتراهاسیس[2]، لوح یازدهم حماسۀ گیلگَمِش[3] که شامل گزارش‌های بین‌النهرینی از آفرینش و توفان نوح می‌باشند). اِنوما اِلیش یک عنوان است؛ بنابراین، اِلیش معمولا با حرف بزرگ نوشته می‌شود. نام‌ها و رسوم ذکرشده در داستان‌های پاتریارک‌ها (پیدایش 50:12) به‌درستی بیانگر دوران و زمانۀ آنهاست و این ثابت می‌کند نویسندۀ اصلی، با توجه به اسناد معتبر، کار نگارش را انجام داده است.

متون اِبلا[4] (قرن 24 ق.م) از بنی‌عبر[5] و به احتمال زیاد همان عِبَر[6] در پیدایش 21:10 یاد می‌کنند؛ متون ماری[7] (قرن 18 ق.م) نام‌های ابراهیم، یعقوب و عَموری ­­­را تایید می‌کنند. اعطای حق اولاد یا همان امتیاز فرزند ارشد (پیدایش 5:25-6؛ 32-34) در خاور نزدیک باستان و فروش حق نخست‌زادگی (پیدایش 29:25-34) در دوره‌های مختلف در این زمینه مستند شده است. پذیرش بردۀ خودِ شخص یا خانه‌زاد او (پیدایش 3:15) در نامۀ لارسا[8] در بابِل قدیم یافت می‌شود و پذیرش اِفرایِم و مَنَسی توسط جدشان (پیدایش 5:48) را می‌توان با پذیرش یک نوه در اوگاریت[9] (قرن چهارده ق.م) مقایسه کرد. هدیه دادن یک کنیز به عنوان بخشی از جهیزیه و تقدیم او به شوهرش توسط یک زن نابارور (پیدایش 1:16-6 و یادداشت‌های آن، پیدایش 1:30-3)؛ در قانون حمورابی (قرن هجدهم ق.م) نیز ذکر شده است. در واقع، برخی از این آیین‌های مذهبی پاتریارک‌ها، پیش از دوران موسی هم وجود داشته‌اند. آنها خدا را با نام‌های باستانی مانند سرمدی («خدای ابدی»؛ پیدایش 33:21) و اِلشَدای (پیدایش 17:1) پرستش می‌کردند. این اسامی هرگز در تورات تکرار نشدند، البته به جز در خروج 3:6 (NIV84) که اِلشَدای را به «قادر مطلق» ترجمه می‌کند (اعداد 4:24) و تثنیه 16:24 فقط «شِدای» را به کار می‌برد که به «خداوند» ترجمه شده است. برخلاف شریعت موسی و بدون سرزنش راوی، یعقوب یک ستون سنگی برپا کرد (پیدایش 18:28-22)، ابراهیم با خواهر ناتنی خود ازدواج کرد (پیدایش 12:20) و یعقوب با دو خواهر ازدواج نمود (ر.ک پیدایش 15:29-30؛ تثنیه 21:16-22؛ لاویان 9:18 و 18). به‌علاوه، از بین 38 نام پاتریارک‌ها و خانواده‌هایشان، 27 نام دیگر در کتاب مقدس یافت نمی‌شوند. فقط پیدایش، حِبرون[10] را «مَمری»[11] می‌نامد و فقط پیدایش، نام «فَدّان‌اَرام»[12] را ذکر می‌کند. این جزئیات نه تنها نشان می‌دهند موسی به منابع قبلی متکی بود، بلکه همچنین نشان می‌دهند پیدایش در اوایل تاریخ اسرائیل نوشته شده است؛ زمانی که نیاز چندانی به توجیه یا محکوم کردن این آداب و رسوم پیشین وجود نداشت.

مروری بر کتاب پیدایش

زمان و مکان نگارش

با توجه به شواهدی که پیدایش و محتوای آن را به موسی و دوران او مرتبط می‌کند، شاید به این نتیجۀ منطقی برسیم که شکل و محتوای اصلی این کتاب به حدود 1400 سال پیش از میلاد برمی‌گردد. از آنجایی ‌که داوود (حدود 1000 سال پیش از میلاد) گزارش آفرینش را با شعر و موسیقی بیان کرد (مزمور 8)؛ پس تاریخ تصنیف آن در هزارۀ دوم پیش از میلاد مورد تایید است. گرچه برخی از کلماتی که گاهی در متن دیده می‌شوند، فقط در میانۀ هزارۀ دوم پیش از میلاد به ‌کار می‌رفته‌اند، اما باید توجه داشت که دستور زبان و نام مکان‌ها (به یادداشت‌هایی از دان در پیدایش 14:14 دقت کنید)، در پیدایش درست مانند مابقی اسفار پنج‌گانه به روز شده‌اند. همچنین به نظر می‌رسد فهرست پادشاهان در پیدایش 31:36-43 ضمیمه‌ای بوده است که به دوران پس از شائول بازمی‌گردد.

هیچ مدرکی برای تعیین تاریخ دقیق نگارش کتاب پیدایش توسط موسی وجود ندارد. او ممکن است آن را به عنوان راهی برای فراخوانی نسل اول خروج از مصر و یا به احتمال زیاد همراه با سایر کتب اسفار پنج‌گانه برای نسل دوم خروج نوشته باشد، آن زمانی که در سرزمین موآب برای فتح کنعان آماده می‌شدند.

مخاطبین اصلی

کتاب پیدایش نوشته شد تا مایۀ امید و دلگرمی قوم اسرائیل شود؛ چرا که از پیشینۀ بردگی خود جدا شده و مصر را ترک می‌کردند و به سوی فتح سرزمین موعود پیش می‌رفتند و در این راه با چالش‌های فراوانی روبه‌رو می‌شدند. روایات مقدمه‌ای برای مسئولیت‌هایی است که ملت در روزگار موسی با آن روبه‌رو بود. برای مثال، پیدایش به‌صراحت بر آیین ختنه (پیدایش 9:17-14)، پرهیز از خوردن زردپی متصل به ران (پیدایش 32:32)، و رعایت روز سَبَّت (پیدایش 2:2-3) تمرکز دارد. از آن مهم‌تر، پیدایش دوباره بر ریشه و منشا قوم اسرائیل تاکید می‌کند و به آغاز تاریخ بشریت و اختلاف میان پادشاهی خدا و پادشاهی مار می‌رسد، اختلافی که قرار بود قوم اسرائیل در آن نقشی اساسی ایفا کند. پیدایش همچنین بیان می‌کند که قوم اسرائیل انتخاب شد تا رابطۀ متعهدانۀ خاصی با خدای یگانه برقرار کند. بر اساس این میثاق، نسل‌های بعدی پاتریارک‌ها تبدیل به ملتی بزرگ در سرزمین موعود می‌شدند و غیریهودیان از طریق آنها برکت می‌یافتند.

هدف و ویژگی‌ها

به پیروی از رسم باستانی، نامگذاری کتاب‌ها با اولین کلمۀ آنها بود، عنوان عبری این کتاب «برشیث»، به معنای «در آغاز» است. بر اساس محتوای کتاب، عنوان یونانی آن، «Geneseos» (پیدایش) به معنای «منشا» است. هر دو عنوان مناسب هستند، زیرا کتاب در مورد منشا تاریخ مقدس است.

مطالعۀ ساختار ادبی پیدایش، نکات برجستۀ زیر را آشکار می‌کند. مقدمه (پیدایش 1:1-3:2) با ترتیبی در ابتدا و انتهای کتاب روشن شده است؛ در متن عبری، ترتیب کلمات در پیدایش 1:1 در پیدایش 1:2-3 برعکس شده است. بعد از مقدمه، پیدایش به 10 قسمت تقسیم می‌شود که عبارت «این است شرح…» از مشخصه‌های بارز آنها است. سه گزارش یا روایت اول، مربوط به تاریخ پیش از توفان و هفت روایت یا گزارش آخر، مربوط به دوران پس از توفان می‌باشند. سه روایت اول و سه روایت ابتدایی در هفت روایت آخر به موازات هم پیش می‌روند. آنها شامل داستان‌هایی در مورد تحولات و پیشرفت‌های بشر در زمان آفرینش از آب‌های آشفته و پرتلاطم و در بازآفرینی دوباره پس از توفان نوح (داستان‌ها و گزارش‌های اول و چهارم)، شجره‌نامۀ نسل‌های نجات‌یافته از شیث و سام (گزارش‌های دوم و پنجم) و روایت‌ها و عهد و میثاق‌های آن دوران با نوح و ابراهیم (گزارش‌های سوم و ششم) هستند.

دو جفت آخر، خط ابراهیمی را گسترش می‌دهند و فرزندان طردشده‌اش، اسماعیل و عیسو (حساب‌های هفت و نه) را با داستان‌هایی دربارۀ برگزیدگان، اسحاق و یعقوب (حساب‌های هشتم و ده) در تضاد قرار می‌دهند. کلید داستان اغلب در مکاشفۀ آغازین داده می‌شود. برای مثال: پیشنهاد به ابراهیم (پیدایش 1:12-3)، نشانۀ پیش از تولد در مورد رقابت میان یعقوب و عیسو (پیدایش 22:25-23) و خواب‌های یوسف (پیدایش 1:37-11). در انتهای روایت یا گزارش یک بخش انتقالی دیده می‌شود (ر.ک پیدایش 25:4-26؛ 1:6-8؛ 18:9-29؛ 10:11-26؛ و به مقدمه رجوع کنید). بخش پایانی آخرین گزارش، حاوی پیوندهای قوی با خروج است. یوسف از برادرانش می‌خواهد سوگند بخورند که وقتی خدا به کمک آنها آمد و آنها را به کنعان بازگرداند، جسد مومیایی او را با خودشان به آنجا ببرند (پیدایش 24:50-25؛ خروج 19:13).

 تمرکز کتاب بر سرچشمه‌های اسرائیل در پس‌زمینه‌ای از نگرانی‌ها دربارۀ موضوعاتی که بر جهان تاثیر می‌گذارند، آشکار می‌شود. موسی به ما می‌گوید پیش از آنکه خدا پاتریارک‌ها را برگزیند (یعنی پدران قوم اسرائیل، پیدایش12-50) بشر با سرپیچی از فرمان خدا، استقلال خودش را از خدا اعلام نمود (پیدایش 2-3). انسان‌ها گناه خود را با مذهب، برادرکشی و انتقام بی‌حدوحصر ثابت کردند (همان‌طور که قائن در پیدایش 4 نشان داده است)؛ توسط استبداد، حرم‌سراها و افکار شیطانی مداوم (که توسط پادشاهان شریر پیدایش 1:6-8 نشان داده شده است)؛ با برپایی پادشاهی خود در برابر خدا که توسط برج بدنام نمرود نشان داده شده است (پیدایش 8:10-12؛ ر.ک یادداشت در پیدایش 1:11-9). حکم خدا در مورد بشریت پابرجاست؛ «نیت دل انسان از جوانی بد است» (پیدایش 21:8). در پسِ این تاریخ تاریک، پدر معنوی انسانیت سقوط‌کرده قرار دارد: شیطان بدخواه و حیله‌گر (پیدایش 3).

 درست همان‌طور که خدا با معجزه و قاطعیت، این هرج و مرج تاریک و رازآلود در مبدا زمین را (پیدایش 2:1) با اقتدار خود به مسکن با شکوهی برای بشر تبدیل کرد و به زمین آرامش و قرار بخشید (پیدایش 3:1-3:2)، همچنین در کمال اقتدار قوم متعهد و هم‌پیمان خود را در مسیح برگزید تا بر شیطان غلبه کنند (پیدایش 15:3) و دنیای فاسد و منحرف را برکت دهند (پیدایش 1:12-3). او بی‌قیدوشرط، پاتریارک‌ها یعنی ابراهیم، اسحاق و یعقوب را برگزید و به آنها وعده داد از نسل منتخب آنها قومی بزرگ خواهد ساخت تا زمین را برکت دهند؛ وعده‌ای که مستلزم یک بذر، سرزمین و پادشاه ابدی است (پیدایش 1:12-3 و7؛ 14:13-17؛ 1:17-8؛ 2:26-6؛ 10:28-15). پیش از آنکه یعقوب به دنیا بیاید یا کار نیک یا بدی انجام دهد، خدا به جای برادر بزرگ‌ترش، عیسو، او را برگزید (پیدایش 21:25-23). خدا حتی از خطاهای شرم‌آور یهودا بر علیه تامار استفاده کرد، زیرا او از حیلۀ وقیحانۀ خودِ تامار برای ادامۀ نسل مسیحایی استفاده نمود (پیدایش 38). پادشاه آسمان، حکومت باشکوه و پرجلال خویش را با حفظ معجزه‌آسای زنان در حرم‌سراهای بت‌پرستان (پیدایش 10:12-20؛ 1:20-18) و بازکردن رحِم نازای آنها (پیدایش 15:17-22؛ 1:18-15؛ 1:21-7؛ 21:25؛ 31:29؛ 22:30) به نمایش گذاشت. خدا بارها و بارها با انتخاب جوان‌ترها به جای بزرگ‌ترها، روش‌های متداول انسان‌ها را نقض کرد و حکم بالاتری داد تا وارث برکت باشند (ر.ک پیدایش 23:25). پیشگویی‌های زیرکانه و آشکار، گواه بی‌نظیری بر این هستند که خدا تاریخ را هدایت می‌کند. برای مثال، نوح استیلا و برتری سام به کنعان را پیشگویی کرد (پیدایش 24:9-26) و ابراهیم خروج به رهبری موسی را پیشگویی کرد؛ زمانی که خدا ابراهیم و سارا را همراه با ثروت فراوان از اسارت مصر رهانید (ر.ک پیدایش 10:12-20).

خدا قلوب برگزیدگانش را به سویی متمایل ساخت تا به وعده‌هایش اعتماد کرده و از فرامینش اطاعت کنند. ابراهیم امید خود را از دست نداد و به خدا اعتماد کرد که او را با فرزندان بی‌شمار برکت دهد و راوی می‌گوید خدا این ایمان را برابر با رعایت شریعت دانست (پیدایش 6:15). ابراهیم از وعده‌های قطعی خدا مطمئن بود و از حق خود در زمین چشم پوشید (پیدایش 13) و بعدها یعقوب (که بعدا اسرائیل نامیده شد)، فقط با توسل به خدا (پیدایش 9:39-12)، به طور نمادین حق نخست‌زادگی خود را به عیسو پس داد (پیدایش 33). در ابتدای داستان یوسف؛ یهودا، یوسف را به عنوان برده فروخت (پیدایش 26:37-27) اما در پایان داستان، فروشندۀ برده به میل خودش خواست به جای برادرش به بردگی گرفته شود (پیدایش 33:44-34). یوسف به‌خوبی از این حقیقت آگاه بود که گناهِ بسیار زشت و نکوهیده‌ای مانند اقدام به قتل و بردگی به دست برادر، نقشۀ نیک خداوند بوده است. از این رو آنها را بخشید، بدون آنکه سرزنششان کند (پیدایش 4:45-8؛ 24:5).

باید پذیرفت که در تفسیر کتاب چند مشکل وجود دارد. تنشی بین پیدایش و علم مدرن دیده می‌شود. پیدایش مربوط به کسی است که جهان را آفرید و همچنین مربوط به دلیل آفرینش است. علم نمی‌تواند به این پرسش‌ها پاسخ دهد! از آنجایی‌ که صحبت از خلقت جهان، دانشمندان غیرمسیحی را راضی نمی‌کند؛ پس آنها می‌کوشند از طریق شاخه‌های مختلف و همیشه متغیر علم و هنر، چگونگی پیدایش جهان را توضیح دهند. با این وجود، باید به خاطر داشت که خدا، خدای تمام علوم حقیقی است و از این رو علوم حقیقی همواره با تفسیر درست کلام تغییرناپذیر خدا مطابقت دارند.

مروری بر کتاب پیدایش

تالیف پیدایش نیز مورد تردید است. در قرن گذشته، محققان ادعا کرده‌اند کتاب پیدایش شامل اسناد متناقض و دارای نویسندگان مختلفی است که معمولا به شرح زیر بیان می‌شوند:

J – نشانگر نویسنده یا نویسندگانی است که از خدا با نام یهوه (Jahweh) یا خداوند یاد کرده‌اند.

E – نشانگر نویسنده یا نویسندگانی است خدا را به اسم الوهیم (Elohim) یا خدا می‌شناختند.

P – نشانگر نویسنده یا نویسندگانی است که به امور کهانت توجه داشتند.

D – نشانگر نویسنده یا نویسندگان کتاب تثنیه است.

گرچه هنوز هم روش JEPD معروف به «فرضیۀ اسناد» مورد قبول افراد بسیاری است، اما معدود کسانی هم هستند که معتقدند می‌توان از این اسناد برای بازسازی تاریخ مذهب قوم اسرائیل استفاده نمود؛ چرا که تمام منابع مورد ادعا، حاوی موارد اولیه و متاخر هستند. قطعا بسیاری از اسناد در خاور نزدیک باستان، از طریق ادغام با منابع مکتوب قبلی نوشته شدند و موسی خودش از آنها استفاده کرده است (ر.ک تالیف)، اما هیچ منتقدی ثابت نکرده است خودِ موسی نمی‌توانسته است از هر چهار منظر بنویسد. به‌علاوه، امروزه بسیاری از محققین، معیارهای مورد استفاده برای تشخیص این منابع را زیر سوال می‌برند و به جای آن بر وحدت و یکپارچگی متن مورد نظر تاکید دارند. برای مثال، گفته می‌شود داستان توفان که بر اساس «فرضیۀ اسناد» نمونۀ مناسبی از این ادغام است، از یکپارچگی عالی برخوردار می‌باشد (ر.ک پیدایش 9:6-29:9). برای درک بهتر این موضوع به مقدمه‌ای بر اسفار پنج‌گانه مراجعه کنید.

مسیح در پیدایش

آنچه در پیدایش آغاز گردید، در مسیح محقق شد. شجره‌نامه‌ای که در پیدایش 5 آغاز شد، در پیدایش 11 ادامه یافت، با تولد عیسای مسیح کامل شد (متی 1؛ لوقا 23:3-38). او نسل موعود ابراهیم است (پیدایش 15:17-16؛ غلاطیان 16:3). برگزیدگان در او برکت می‌یابند، زیرا او تنها با اطاعت فعال خود، شریعت را برآورده ساخت و با میل و ارادۀ خود از حق برابری با خدا چشم‌پوشی کرد و به جای آن جان خود را فدا نمود. تمام کسانی که در او تعمید یافتند، از تبار ابراهیم هستند (غلاطیان 26:3-29).

پیشگویی‌های قاطعانه و موشکافانه در پیدایش ثابت می‌کنند خدا در حال نوشتن تاریخی بود که در عیسی به کمال می‌رسید. در اولین پیشگویی کتاب مقدس، نوح پیشگویی کرد یافث از طریق خدای سام نجات می‌یابد (پیدایش 27:9). این پیشگویی در عهد جدید محقق شد (ر.ک رومیان 11؛ یادداشت‌های پیدایش 27:9). خدا خودش اعلام نمود نسل زن، شیطان را در هم خواهد کوبید (15:3). این نسل مسیح و کلیسای اوست (رومیان 20:16). هدیۀ عروس به آدم، حاکی از هدیۀ کلیسا به مسیح است (پیدایش 18:2-­25؛ افسسیان 22:5-32). کهانت مِلکیصِدِق مانند کهانت پسر خداست (پیدایش 18:14-20؛ عبرانیان 7). بهشت ازدست‌رفته توسط آدم اول، توسط آدم آخر (مسیح) بازسازی شد. این تاریخ مقدس، یکپارچه و شگفت‌انگیز شهادت می‌دهد تمام پیدایش در نهایت بر مسیح متمرکز است.

مروری بر کتاب پیدایش


[1] the Enuma Elish

[2] the Atrahasis epic

[3] 11th tablet of the Gilgamesh epic

[4] Ebla texts

[5] Ebrium

[6] Eber

[7] Mari texts

[8] Larsa letter

[9] Ugarit

[10] Hebron

[11] Mamre

[12] Paddan Aram

سایر مقالات

مقالات بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا