مروری بر کتاب اشعیا

مروری بر کتاب اشعیا
نویسنده: اشعیای نبی
هدف: تشویق معاصرین اشعیا برای وفاداری به خداوند و ترغیب خوانندگان بعدی در تبعید، به توبه از گناهان و اعتماد به خداوند تا برکات بیسابقۀ پس از تبعید نصیب اسرائیلیها و سایر اقوام ایماندار شود.
تاریخ نگارش: 686-650 ق.م
حقایق کلیدی
- خدا از اشعیا خواست دربارۀ داوری دوران تبعید به قومش هشدار دهد و آنها را از برکات عظیم پس از تبعید مطمئن کند.
- تحقق بسیار از پیشگوییهای اولیۀ اشعیا تا زمان نگارش این کتاب، ثابت میکنند او بسیار قابل اعتماد بوده است.
- پیشبینیهای حیرتانگیز اشعیا در مورد پایان تبعید بابلیها و بازسازی اورشلیم به وقوع پیوستند، اما فقط توبهکنندگان در اسرائیل و سایر ملل از این برکات برخوردار خواهند شد.
نویسنده
سنتهای یهودی و مسیحی بر طبق خود کتاب، اشعیا را نویسندۀ این کتاب معرفی کردند (اشعیا 1:1). در مورد زندگی شخصی او اطلاعات چندانی در دست نیست. او در یهودا زندگی میکرد، حداقل یکبار ازدواج کرده و صاحب دو پسر شده بود (ر.ک یادداشتهای مربوط به عیسی 13:7-14)؛ شِعاریاشوب (اشعیا 3:7) و مَهیرشَلالهاشبَز (اشعیا 3:8). اشعیا در دوران زندگی خود نه تنها این کتاب، بلکه تاریخ سلطنت عُزّیا را نیز نوشت (دوم تواریخ 22:26). چندین روایت قدیمی نشان میدهند اشعیای نبی در دوران پادشاهی مَنَسی (697-642 ق.م) به مدتی بسیار طولانی شکنجه شد و به شهادت رسید.
در تاریخ اخیر، تعداد فزایندهای از مفسرین در مورد وحدت این کتاب اختلاف نظر دارند. گرچه سنتهای یهودی و مسیحی تایید میکنند که کل کتاب را اشعیا نگاشته است، اما بسیاری از مفسران جدید معتقدند تاریخچۀ نگارش این کتاب پیچیدهتر از یک تالیف است. به طور کلی آنها کتاب اشعیا را به چند بخش تقسیمبندی میکنند؛ فصلهای 1-39 به نام اشعیای اول را به خودِ او نسبت میدهند؛ فصلهای 40-55 تحت عنوان اشعیای دوم را به نبیای نسبت میدهند که احتمالا اواخر دوران تبعید یا اوایل دوران پساتبعید در سنت اشعیا را نوشته است؛ و کتاب اشعیای سوم مربوط به فصلهای 56-66 به نبیای نسبت داده میشود که در دوران پساتبعید در یهودیه زندگی میکرده است.
حداقل سه ایراد به نظریۀ چند نویسنده بودن کتاب وارد است:
(1) به طور کلی این تئوریها توسط مفسرینی مطرح شدهاند که گمان میکردند انبیای قوم اسرائیل تقریبا به صورت انحصاری بر حوادثی تکیه داشتند که در روزگار خودشان اتفاق میافتادند. فصلهای 1-39 در وهلۀ اول مربوط به موضوع داوری آشوریها (تقریبا 740-700 ق.م) و فصلهای 40-66 در مورد تبعید به بابل و بازگشت از آنجاست (تقریبا 586-500 ق.م). بر همین اساس نقدهای بسیاری مطرح شده که کتاب اشعیا باید بیشتر از یک نویسنده داشته باشد. با این وجود، نمیتوان چندان به این ایده اتکا کرد، زیرا انبیای کتاب مقدس مشخصا دربارۀ حوادثی صحبت میکردند که قرار بود در آینده اتفاق بیفتند.
(2) همین مفسرین اغلب میپندارند پیشگوییهای معجزهواری مانند معرفی کوروش، درست یک قرن پیش از آنکه او وارد صحنه شود (اشعیا 1:45)، در اسرائیل رخ نداده است. با این وجود، خود کتابِ اشعیا دیدگاههای طبیعتگرایانه در مورد نبوت را مورد سرزنش قرار میدهد. در اشعیا 40-55، دعوت خدا از قوم اسرائیل مستقیما به ویژگی فراطبیعی پیشگوییها اشاره دارد (اشعیا 21:41-29؛ 24:44-8:45). اشعیا با الهام الهی، بعضی از حوادث را با جزئیات کامل و دقیق پیشبینی کرد.
(3) مفسرین در اثبات اینکه کتاب چند نویسنده دارد، مسئلۀ تنوع گویش و سبک نگارش قسمتهای مختلف کتاب را مطرح میکنند. شاید این تفاوتها به خاطر موضوعات مختلف کتاب یا شاید هم به دلیل تغییر دیدگاهها یا بلوغ فکری نبی بوده باشند.
مطمئنا سه موضوع مهم بر این ادعا که اشعیا نویسندۀ واقعی و اصلی کل کتاب است، مهر تایید میزنند:
(1) خود کتاب صراحتا در تعدادی از رونوشتها یا عناوین، به اشعیا به عنوان منبع اصلی پیشگوییها اشاره میکند (اشعیا 1:2؛ 3:7؛ 1:13؛ 2:20؛ 21،6،2:37؛ 21،4،1:38؛ 8،5،3:39). سایر کتب عهد عتیق مانند مزامیر و امثال از حروف اضافه استفاده میکنند تا نویسندگان مختلف، کتابها را مشخص کنند، اما چنین چیزی در کتاب اشعیا دیده نمیشود.
(2) تکرار مضامین، عبارات ادبی، واژگان و استعارههایی در سراسر کتاب (مانند “جلال”، “قدوس اسرائیل”، “صهیون”، “شهر”) قویا تایید میکنند که نویسندۀ کتاب یک نفر است. همچنین به کنایههای تحقیرآمیز به بتپرستی در تمامی قسمتهای کتاب توجه کنید (ر.ک یادداشتهایی در باب اشعیا 8:2).

(3) نشانهها در عهد جدید نیز تاییدی بر این دیدگاه هستند. برخی از آیات نشان میدهند که بخشهای مختلف کتاب اشعیا از نبی آمده است (متی 17:12-21 همسان با اشعیا 1:42-4؛ و یا رومیان 20،16:10 همسان با اشعیا 1:53-1:65). مهمتر از آن، یوحنای رسول پیشگوییهای اشعیا 10:6 و 10:53 (که به ترتیب از اشعیای اول و دوم نقل شدهاند) را صرفا به خودِ اشعیا نسبت میدهد (یوحنا 38:12-41).
مروری بر کتاب اشعیا
زمان و مکان نگارش
خدمت علنی اشعیا در دوران حکومت عُزّیا (792-740 ق.م)، یوتام (750-731 ق.م)، آحاز (735-715 ق.م)، حِزِقیا (715-868 ق.م) که همگی پادشاهان یهودا هستند (اشعیا 1:1) انجام شد. خدمت او در یهودا زمانی بود که خدا از طریق حملۀ آشوریها (740-686 ق.م) قومش را داوری کرد. اشعیا همچنین داوری در بابل را نیز پیشگویی نمود (612-538 ق.م) که بعد از مرگ او به وقوع پیوست. آخرین حادثهای که در این کتاب ذکر شده است، جانشینی اِسَرحَدّون (اشعیا 38:37) بود که در سال 681 پیش از میلاد اتفاق افتاد. کتاب اشعیا تا پس از آن واقعه نمیتوانست تکمیل شود.
خدمت اشعیا به پنج مرحلۀ اصلی تقسیم میشود:
(1) اوایل داوری آشوریان (حدود 740-734 ق.م). اواسط دهههای قرن هشتم پیش از میلاد، آشوریها تبدیل به قدرت برتر خاور دور باستان شدند. طی این دوران، اشعیا خدمت خود را آغاز کرد (اشعیا 1:6)؛ او علیه ریاکاران (اشعیا 10:1-15)، حریصان (اشعیا 18:5)، خودخواهان (اشعیا 11:5) و رهبران بدبین (اشعیا 19:5) که مردم را به فساد اخلاقی کشانده بودند، شدیدا اعتراض کرد و هشدار داد که خدا در حال آمادهسازی برای داوری قومش در پادشاهی جنوبی و شمالی از طریق سپاهیان آشور میباشد.
(2) ائتلاف سوریه و اسرائیل (734-732 ق.م). هنگامی که سوریه و اسرائیل، ائتلافی را برای مقاومت در برابر حکومت آشور تشکیل دادند (ر.ک یادداشتهای اشعیا 7-8)، پادشاه اسرائیل و رِصین پادشاه سوریه با آحاز پادشاه یهودا روبهرو شدند تا او را مجبور به پیوستن به اتحاد خود کنند. اشعیا به آحاز گفت که خدا در برابر تمام دشمنان از او محافظت خواهد کرد، اما پاسخ او ترس و بیایمانی بود. او به جای اعتماد به خدا برای نجات و رهایی خویش، به آشوریان متوسل شد تا به او کمک کنند. در نتیجه خدا نه تنها آشوریها را برای حمله به اسرائیل و سوریه برانگیخت، بلکه یهودا هم تحت تسلط امپراتوری آشور قرار گرفت.
(3) نابودی سامره (722 ق.م). پادشاهی شمال دچار سختیهای فراوانی شد و علیه امپراتوری آشور شورش کرد. این شورش منجر به تحقق پیشگویی اشعیا شد که گفته بود آشوریان به پادشاهی شمال حمله میکنند و سامره را نابود خواهند کرد (پایتخت پادشاهی شمال) و بسیاری از شهروندان اسرائیلی را تبعید خواهند کرد.
(4) حمله به یهودا و محاصرۀ اورشلیم (705-701 ق.م). علیرغم نابودی پادشاهی شمال، یهودا به شورش گناهآمیز خود علیه خدا ادامه داد و در برابر سلطۀ آشوریان در مناطق خودش مقاومت کرد. در نتیجه، خدا نیز آشوریها را علیه یهودا برانگیخت. سِنحاریب پادشاه آشور (705-681 ق.م) به پادشاهی حِزِقیا حمله کرد، بیشتر مناطق یهودا را نابود ساخت و اورشلیم را محاصره کرد (اشعیا 1:36-38:37). اشعیا نسبت به درخواست کمک از سایر ملل هشدار داد و از حِزِقیا خواست که به خداوند اعتماد کند تا او را از دست آشوریان نجات دهد. برخلاف آحاز، حِزِقیا در نهایت به خداوند اعتماد کرد (اشعیا 14:37-35)، و خدا آشوریان را قبل از اینکه بتوانند اورشلیم را نابود کنند، راند (اشعیا 36:1-37:37).
(5) داوری و بازسازی بابل (586-539 ق.م). علیرغم رحمت خدا نسبت به او، حِزِقیا بلافاصله درصدد برآمد تا موقعیت خود را در برابر مشکلات آینده با تشکیل اتحاد با بابِلیها حفظ کند (اشعیا 1:39-2). اشعیا به خاطر این عدم ایمان، اعلام نمود خزانۀ سلطنتی یهودا روزی به بابل برده خواهد شد (اشعیا 6:39-7). بنابراین او پیشبینی کرد اورشلیم به دست بابل سقوط خواهد نمود و شهروندان یهودا تبعید خواهند شد، درست مانند همتایان شمالی خود در دهههای پیشین. این کتاب عمدتا حوادث مربوط به آینده را شرح میدهد و به کسانی که روزی به بابل تبعید میشوند، امید میدهد. اشعیا سقوط بابل و بازسازی و احیای اسرائیل و یهودا را پیشگویی کرد (اشعیا 40-66).

اهداف و ویژگیها
اشعیا به عنوان نبی خداوند، هم برکات و هم داوریهای عهد خدا با اسرائیل را اعمال میکرد (ر.ک مقدمهای در باب کتب انبیا). از یک طرف خدمت اشعیا عمدتا شامل بیان اتهامات، محکومیت و داوری بود، زیرا او قبلا اعلام کرده بود اسرائیل و یهودا به دلیل نقض آشکار تعهدات عهد، زیر لعنت قرار خواهند گرفت (اشعیا 2:1-31؛ 1:13-18:23؛ 9:56-13:57؛ 1:65-16). اشعیای نبی بارها و بارها گفته بود لعنت خواهد آمد و جدیترین آنها ویرانی و تبعید خواهد بود. در واقع، اسرائیل و یهودا آنقدر از آرمانهای عهد دور شده بودند که خدا به اشعیا فرمان داد نبوت کند که دلهای قوم سخت شوند تا مانع مجازات تبعید نگردد (اشعیا 1:6-13).
از سوی دیگر، اشعیا پیام داوری را با سخنان امیدبخش متعادل ساخت. او از برکات مختلفی سخن گفت، اما بیشتر اوقات کلام مثبت او بر روی برکات اصلی بازسازی و احیای پس از تبعید تمرکز داشت (اشعیا 40-66). در نتیجه، اشعیا از خداپرستان خواست به پایداری در جستوجوی خدا، ترغیب امید در پادشاهی خدا، تجربۀ صلح با خدا در دوران رنج و سختی و پاسخ به کارهای تازۀ نجات خدا، در ایمان ادامه دهند (اشعیا 5:2؛ 13:8-17؛ 20:26-21؛ 14:33-16؛ 28:40-31؛ 20:48-21؛ 1:55-12؛ 1:60-3؛ 10:61-11؛ 7:63-12:64؛ 5:66-6). اشعیا وعده داد تعدادی در تبعید زنده خواهند ماند و به سرزمین خود باز خواهند گشت و از برکات بینظیر خدا برخوردار خواهند شد.
مروری بر کتاب اشعیا
مسیح در کتاب اشعیا
پیشگوییهای اشعیا حداقل از سه جهت در واقع پیشبینی مسیح هستند. اول، اشعیا هشدار داد کسانی که علیه خدا عصیان میکنند و اقوامی که جلوی خدا میایستند، داوری خواهند شد (20:1؛ 13:3-15؛ 4:11؛ 2:34؛ 5:51). داوری خدا همانطور که اشعیا هشدار داده بود، در خدمت مسیح تحقق یافت (اشعیا 4:53-6 و 12؛ دوم قرنتیان 15:1؛ عبرانیان 26:9).
دوم، اشعیا به قوم وفادار به خدا تضمین داد که بعد از تبعید از یک بازسازی و احیای باشکوه بهرهمند خواهند شد و آن را «آسمانهای جدید و زمین جدید» نامید (اشعیا 22:66؛ 17:65). عیسی این آفرینش جدید را با خدمت زمینی آغاز کرد که نور و تاریکی را از هم جدا نمود (یوحنا 1:1-9). او در کل تاریخ کلیسا به این آفرینش جدید ادامه خواهد داد (دوم قرنتیان 6:4؛ 17:5؛ غلاطیان 15:6؛ یعقوب 18:1) و وقتی بازگردد، آن را به کمال خواهد رساند (مکاشفه 1:21-3).
سوم، عهد جدید بیشتر از هر کتابی در عهد عتیق به اشعیا اشاره دارد تا نشان دهد عیسی چگونه انتظارات عهد عتیق از مسیح را برآورده میسازد. مهمترین روش عیسی در تحقق پیشگوییهای اشعیا، مربوط به الگوی متداول خدمتگزاری اشعیا بود (ر.ک یادداشتهایی در باب اشعیا 1:42). اشعیا پیشگویی کرد خادمی خواهد آمد که عدالت را برای تمامی اقوام به ارمغان میآورد (اشعیا 1:42-4)، عهد اسرائیل با خدا را از نو بنا میکند (اشعیا 5:42-7)، نوری برای غیریهودیان خواهد شد (اشعیا 1:49-7) و گناه را از برگزیدگان بر خواهد داشت و از مردگان بر خواهد خاست (اشعیا 13:52-12:53). عهد جدید این خادم-منجی را به عنوان عیسی، خداوند جسمشده، معرفی میکند (متی 17:8؛ 21:16؛ 38،31،29،26:27 و 57-60؛ مرقس 61،49:14؛ 27:15 و 43-46؛ لوقا 14:2؛ 31:18-33؛ 32:23؛ یوحنا 10:1-11 و 29؛ 17:3؛ 38:12؛ 18،7،1:19 و 34-41؛ اعمال 23:2؛ 13:3؛ 32:7-33؛ 32:8-33؛ 43:10؛ رومیان 25:4؛ 34:8؛ 15:10-16؛ 21:15؛ اول قرنتیان 3:15؛ افسسیان 4:3-5؛ فیلیپیان 9:2؛ عبرانیان 8:5؛ 28:9؛ اول پطرس 2:2-25؛ اول یوحنا 5:3؛ مکاشفه 5:14).
مروری بر کتاب اشعیا




